صفحه اصلی / مقالات / چرا مردان به زنان تعرض جنسی می‌کنند؟

چرا مردان به زنان تعرض جنسی می‌کنند؟

behzad-azizi

دکتر <دان گریف> یک روانشناس بالینی و آنالیزگر روانشناختی از شهر نیویورک است. او مطالعاتی درباره‌ مردا ن و زنانی که تجاوزگر جنسی هستند، داشته و درباره‌ این موضوع مقالات بسیاری نوشته است. این مقاله به موضوع مردان تجاوزگر می پردازد.

وقتی از آقای جکسون (که نام واقعی‌اش این نیست) خواستم توضیح دهد که چطور به یک متجاوز جنسی تبدیل شده، او شروع به یادآوری و بازگویی دوران کودکی‌اش و مادرش کرد که او را شکنجه می‌داده و کتک می‌زده است. همانطور که او جزئیات خشونت و بی رحمی این زن را بیشتر و بیشتر به یاد می‌آورد و بازگو می‌کرد، چشمانش پر از اشک شد. او می‌گفت که در قسمت اعظم دوران زندگی‌اش، او خشمی را که در مورد مادرش حس می‌کرده، به سر باقی زنان زندگی‌اش تخلیه می‌کرده است.

آقای <جکسون> خود می گوید: <من هم همان‌ کار را با زنان دیگر کردم به خاطر اینکه از زنان متنفر بودم. به آنها اعتماد نداشتم. زنان را به عنوان اشیای بی جان می دیدم، نه به عنوان انسان. نمی‌خواستم زنان، زندگی‌ام را کنترل کنند و بنابراین من کنترلشان می‌کردم. من بر زندگی‌ آنها تسلط کامل پیدا می‌کردم و به این روش می‌توانستم از لحاظ بدنی و جنسی از آنها سوءاستفاده کنم>.

آقای <جکسون> مرد میانسالی است که چندین سال پیش به جرم تجاوز جنسی به زندان افتاد. او پس از طی دوره حبسش به یک مرکز درمان برای جرائم جنسی آورده شد و اکنون سال پنجم حضورش در این مرکز است.

تجاوزگران جنسی در هر دو جنس وجود دارند و بین آنها تفاوت‌هایی وجود دارد، از جمله آن که تجاوزگران مرد، عمل مجرمانه‌ خود را به وضوح بیشتری انجام می دهند. اما آنچه در میان تمام این افراد، جدای از جنسیت شان، مشترک است، ناتوانی شدید آنها از درک احساسات قربانیان و همدردی با آنهاست. این مساله در مورد آقای <جکسون> هم صادق است. او می‌گوید: <می‌خواستم آن زن هم همان دردی را که من کشیده‌ام، بکشد… آن زمان هیچ چیزی درباره‌ همدلی و درک احساسات نمی‌دانستم>.

همه‌ تجاوزگران جنسی باید بفهمند که چطور از نظر جنسی به خشونت تمایل پیدا کرده‌اند تا بتوانند توانایی درک احساسی خود را افزایش داده و احتمال مبادرت دوباره این جرم را پایین بیاورند. اما گام اول در این مسیر، این است که متوجه رفتار تجاوزگرانه خود بشوند و مسئولیت آن را بر عهده بگیرند.

مردانی که مرتکب تجاوز جنسی می‌شوند، نیاز دارند بدانند که چه اتفاقاتی در زندگی گذشته‌ آنها، توانایی درک احساسی آنها در مورد افرادی که به آنها تجاوز می‌کنند را از بین برده یا ضعیف کرده‌اند. جهت کمک به این افراد، باید مشخص شود که چه نوع آسیب روانشناختی را در زندگی‌شان تجربه کرده‌اند که به آنها آموخته چطور زنان مردان دیگر و گاهی کودکان را خوار شمرده و به آنها حمله کنند.

گام بعدی این است که این افراد، از احساس شرمندگی که به خاطر بیکاری، موقعیت اجتماعی، روابط عاشقانه و یا مسایل قضایی جرم شان ایجاد شده، گذر کنند و مقاومت خود را در برابر هجوم احساس شرم و گناه، بالا ببرند.

در مورد مردان، احساس قدرت بیشتر گاهی به قوی ترین انگیزه برای سوءاستفاده جنسی از دیگران تبدیل می‌شود. برخی از مردان بسیار موفق، باور دارند که سزاوارند هر چه دل شان می خواهد داشته باشند و هنگامی که با محدودیت‌ها یا طرد شدن روبرو می‌شوند، ممکن است احساس بی لیاقتی به آنها دست بدهد. این افراد سپس احساس آزردگی و خشم می‌کنند و با توسل به رابطه‌ جنسی تجاوزگرانه و با زور، تلاش می‌کنند حس قدرت خود را ترمیم کنند.

برخی از مردانی که به حاشیه رانده شده و یا قدرت از آنها گرفته شده است نیز، به طریقی مشابه، گاهی به رابطه‌ جنسی با توسل به زور روی می‌آورند تا احساس قدرت را دوباره به دست بیاورند.

در حالت کلی، شجاعت، قدرت اراده، توانایی همدلی و درک احساسات دیگران، و توانایی آسیب‌پذیری احساسی، در جلوگیری از گرایش افراد به سوءاستفاده جنسی از دیگران، نقش محوری دارند. اگر چه تجاوزگران از نظر ذهنی، تجارب زندگی و مسایلی از این دست با هم متفاوت هستند، این اصل در مورد تمام آنها صدق می‌کند. درمان روحی و روانی مناسب، می‌تواند به تجاوزگران دیروز کمک کند تا این توانایی‌های رفتاری را در خود ایجاد کرده و رشد دهند و به این روش، از ذهنیتی که آنها را به سوءاستفاده از دیگران – جسمی، جنسی و غیره– ترغیب کرده، فاصله بگیرند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *