مقالاتمقالات سیاسی

چرا تعداد نخست وزیر و استانداران زن در کانادا کم است؟

الیزابت رنزتی – گلوب اند میل

چندی پیش، کیت گراهام، در میانه‌ ساخت یک ویدیو به همراه چند دختربچه، به آنها تصاویری از استانداران کانادا نشان داد و پرسید که آیا آنها متوجه چیز خاصی در این عکس‌ها شده‌اند. گراهام که از دانشگاه Western دکترای علوم سیاسی دارد، نامزد پیشین لیبرال‌ها برای استانداری انتاریو بود. او پس از انتخابات، پروژه‌ای را به نام No Second Chances آغاز کرد که درباره‌ عدم حضور کافی زنان در سیاست کانادا فعالیت می‌کند.

و اما دختربچه‌هایی که مورد پرسش قرار گرفتند، همه به این اشاره کردند که تنها یک دختر در عکس‌ها دیده می‌شود. آن دختر، ریچل نوتلی استاندار آلبرتا بود که در انتخابات اخیر، نتوانست برای دوره‌ دوم رای بیاورد و جایگاهش را به جیسون کندی از حزب محافظه‌کار استان، واگذار کرد. آمار دولتی نشان می‌دهد که برای یک دوره‌ کوتاه در اوایل سال 2014، 88 درصد از کانادایی‌ها – تقریبا 31 میلیون نفر– در استان‌هایی زندگی می‌کردند که استاندار زن داشته است. این استان‌ها کبک، انتاریو، بریتیش کلمبیا، آلبرتا و نیوفاندلند بودند. اما در حال حاضر، این عدد صفر است. این مشکل چنان بدیهی است که حتی بچه‌های پنج‌ساله هم می‌توانند آن را تشخیص دهند.

گراهام در مورد تشخیص سریع کودکان می‌گوید: بچه‌ها یک درک حسی از انصاف دارند. اگر به آنها بگویید 10 نفر در یک تیم بازی می‌کنند، و سپس بپرسید که چند نفر دختر و چند نفر پسر باید در تیم باشند، آنها تعداد برابر را برمی‌گزینند. ریچل نوتلی نیز در سخنرانی‌اش پس از باخت انتخاباتی، اشاره‌ای به این موضوع کرد. او گفت: خطاب به هر دختر و زن جوانی که این سخنرانی را تماشا می‌کنند می‌گویم، من به شما باور دارم و شما نیز هرگز نباید ایمان به خودتان را از دست بدهید. امیدوارم به شما نشان داده باشیم که در زندگی، همه چیز امکان‌پذیر است.

قابل درک است که دختران، در شرایط حاضر احساس دلسردی کنند، اما آیا بزرگسالان، نباید کسری از نگرانی دختربچه‌های پنج ساله را بازتاب دهند؟ آیا این اهمیت ندارد که این کشور، در طول تاریخش تا کنون، تنها 12 نفر نخست وزیر و استاندار زن (4 درصد از کل استانداران و نخست وزیران) داشته است؟ آیا این نگران‌کننده نیست که هیچ کدام از آن زنان نتوانسته در دوره‌ دوم، به عنوان نماینده‌ حزبش برنده شود؟ البته در این مورد آخر، استثنایی هم وجود دارد: کریسی کلارک از بریتیش کلمبیا، توانست در انتخابات دور دوم در سال 2017 نیز رای بیاورد، اما حزب لیبرال او، به حزب اقلیت شورای استانی تبدیل شد و رای اعتماد زیر 52 درصد، به حذف دولت محلی او انجامید. آیا این نگران کننده نیست که ما به جز یک مورد، دیگر نتوانسته‌ایم نخست وزیر زن داشته باشیم؟

پاسخ کوتاه به این پرسش‌ها این است که البته که باید نگران باشیم، و دلایل این نگرانی مفصل هستند. برای نمونه، به موضوع تنوع – در جنسیت، نژاد، پس‌زمینه‌ اجتماعی اقتصادی و سن– توجه کنید، که باعث بهبود تصمیم‌گیری‌های کلان و سیاستگذاری‌های عمومی می‌گردد. مورد دیگر این است که زنان جوانی که می‌خواهند زندگی سیاسی شان را آغاز کنند، نیاز دارند که احساس کنند هم‌جنسان آنها در سیاست حضور دارند، تا درک کنند که دفتر استانداری به روی آنها باز است. و در آخر اینکه، حضور زنان در جایگاه‌های رهبری سیاسی، به این معنی است که آنان دیدگاه و آگاهی ویژه‌ خود را به این حوزه  و سیاست‌گذاری‌ها وارد می‌کنند، که به دست کم نیمی از جمعیت کشور، سود می‌رساند.

کیم کمپل، نخستین و تا این لحظه، تنها نخست‌وزیر زن کانادا، در این مورد می‌گوید: به عنوان یک زن، شما باید در سر میز تصمیم‌گیری‌ها حضور داشته باشید. چون اگر سر میز نباشید، این به این معنی است که در منوی غذا هستید.

در نظر خارجی‌ها، دو تصویر از کانادا وجود دارد: یکی تصویر ایده‌آل آن و دیگری تصویر واقعی. شاید زمانی که آن دختربچه‌ها، آنقدر بزرگ شوند که بتوانند رای دهند و نامزد نخست وزیری شوند، این دو تصویر نیز، بر هم منطبق شوند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Don`t copy text!
بستن

ایران جوان را در اینستاگرام دنبال کنید.

 

  • 5
  • 0
  • 7
  • 0
  • 21
  • 0
  • 9
  • 0