صفحه اصلی / مقالات / چالش های بزرگ و دست و پاگیر سیستم آموزشی مدارس تورنتو

چالش های بزرگ و دست و پاگیر سیستم آموزشی مدارس تورنتو

دبی ئوروکه- نشریه نا

 

مدارس نباید ما را تقسیم بندی کنند، اما می کنند. حتی سخن گفتن در مورد درس خواندن، ما را تقسیم بندی می نماید. کمااینکه این امر در واکنش مان به پیش نویس آخرین گزارش نیروی ویژه اداره آموزش و پرورش تورنتو در مورد افزایش مساوات، مشاهده می شود. گزارشی که دور باطل مشکلات روشمند (سیستماتیک)ی را مشخص می کند که دهه هاست آفت جان مقررات تحصیلی شده اند. این در حالی است که در هر دهه برای حل مشکلات نژادپرستانه و عدم مساوات در مدارس ما، تلاش های عمدتا مخلصانه ای صورت می گیرد. کمااینکه گزارش هایی نوشته و برنامه هایی آغاز می شوند. اما در نهایت با تأثیری اندک و یا بدون اینکه اصلا تأثیری بر زندگی دانش آموزان داشته باشند، دور باطل مشکلات مربوطه ادامه پیدا می کند. کمااینکه آخرین گزارش اصولا با این پرسش آغاز می شود: اگر ما عمدتا از مشکلات و آنچه باید انجام شود آگاهیم، چه چیزی سبب عدم پیشرفت مان می گردد؟

در این پیوند من هم از برخی از پیشگامان آموزش خواستم شرح بدهند، که چرا مدارس که ما باور داریم باید به همه دانش آموزان کمک کنند، این کار را نمی کنند؟ آنچه در پی می آید، پاسخ جرج مارتل، هری اسمالر، کارل جیمز، برکستون ویگنال و سوزان دیان، به این پرسش می باشد.

جرج مارتل استاد بازنشسته دانشگاه است که ده ها می شود با جوامع به حاشیه رانده شده کار می کند. او در این پیوند می گوید: در مورد این مشکل که سرمایه داری برای سیستم مدارس خود- ایجاد کارکنان و شهروندان فرمانبردار- چه در سر دارد، توفیقی حاصل نمی شود.    

این اظهارات دور از واقعیت های موجود نیستند. کمااینکه از اوایل دهه 1990 هر سه حزب عمده سیاسی در اوضاع نابهنجار سیستم آموزشی مشارکت داشته اند. چراکه مدارس دچار نبود و یا کمبود کتابخانه، پشتیبانی از آموزش ویژه و زبان، هنر و حتی زمین بازی، بوده اند. در واقع مسئله تفرقه بینداز و حکومت کن، در میان بوده است.

هری اسمالر آموزگار و استاد دانشگاه پیشین نیز، خاطرنشان می کند: زمانی که والدین طبقه متوسط رو به بالا برای فرزندان خود چیزهای ویژه می خواهند، اغلب آنها را به دست می آورند. شوربختانه این کار برای مدارس شلوغ تر به این قیمت تمام می شود، که در سیستم موجود برای دانش آموزان آنها منابع کمتری باقی می ماند.

گفته می شود که در پیش نویس اولیه گزارش مورد اشاره این مهم ذکر شده بود که مسئله مجبور کردن دانش آموزان به تحصیل در مدارس محله خود حذف گردد. به این امید که این اقدام تک تک مدارس را به مرکزی نیرومند تبدیل کند. اما به نظر می رسد، که این پیشنهاد در آخرین پیش نویس حذف شده باشد. کارل جیمز استاد دانشگاه یورک که پژوهش هایش بر دانش آموزان سیاهپوست تمرکز دارد، در این پیوند می گوید: آموزگاران و مدیران به مدارس محله خود چه اندازه توجه نشان می دهند؟

هری اسمالر نیز اشاره می کند، که بدون بودن پشتیبان های پر و پا قرص حرکت به سوی سطح بالاتر بسیار مشکل است.

مسئله مهم دیگری که از نظر تهیه کنندگان گزارش مورد اشاره دور مانده، این می باشد که نباید از همه دانش آموزان توقعی یکسان داشت. مثلا اینکه بخواهیم همه آنها در کلاس اول خواندن را آغاز کنند، به ضرر کودکانی خواهد بود که در مقایسه با دیگر همسن و سال هایشان از توانایی خواندن کمتری برخوردارند. اما ممکنست توانایی های دیگرشان از آنها بیشتر باشد. بااینهمه مشاهده عدم توانایی خواندن مانند سایر همگنان سبب می شود، کودک به اندازه ای بترسد که سایر استعدادهایش هم به هرز بروند.

برکستون ویگنال که در نوشتن کتاب اشعاری برای آموزش مجدد سهیم بوده، خاطرنشان می کند: انتظارات کنونی سیستم آموزشی، دیگر با زمانه ما جور در نمی آید. .. برای خود من به مدرسه رفتن و سرکوب واقعیت هایی که در آن زندگی می کنم، کاری بس دشوار بود.

از دیگر سو در گزارش مذکور آمده زمانی که پای روابط آموزگاران با دانش آموزان سفیدپوست به میان می آید، آموزش و توسعه حرفه ای، نیازی فوری می باشد. کمااینکه گزارش پژوهش های سوزان دیان استاد آموزش مردم اقوام نخستین یورک نشانگر آنند، که بین 85 تا 93 درصد منابع اطلاعات شناسایی آموزگاران فاقد معلوماتی در مورد این چالش شماره یک است. کارل جیمزنیز تأکید می کند هر دانش آموز باید یک کتاب تاریخ داشته باشد، که با زندگی این اقوام آغاز شود، آمدن اروپایی ها به جزیره لاک پشت (کانادا. ایران جوان) را شرح دهد و بگوید از آن پس چه رخ داده است.

در پژوهش های سوزان دیان به این مهم هم پرداخته شده، که چگونه می توان پس از افزودن این تاریخ به مفاد درسی مدارس، به آموزگاران و مدیران همه مدارس زیر پوشش اداره آموزش و پرورش تورنتو در این پیوند آموزش های لازم را داد. کمااینکه خود سوزان دیان می گوید: ما در مورد پشتیبانی از چنین آموزشی، چیزهای زیادی آموخته ایم. اما آموزگاران نیز باید متعهد و علاقمند باشند، که برای این امر وقت و انرژی بگذارند. این همان نقطه ای است، که چالش آغاز می شود. زیرا اینگونه نیست، که همه آموزگاران آماده دست اندرکاری در تاریخ باشند.

درنهایت نیز باید به همه چالش های موجود این را هم افزود، که آموزگاران ناچارند از مقررات دست و پا گیر اطاعت کنند.

Leeza

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *