صفحه اصلی / مقالات / پوزش خواهی برای سوء رفتارها در مدارس شبانه روزی: دیرهنگام، اما لازم

پوزش خواهی برای سوء رفتارها در مدارس شبانه روزی: دیرهنگام، اما لازم

bahman-azimi-gif

پوزش خواهی رسمی نخست وزیر برای مدارس شبانه روزی استان نیوفاندلند و لابرادور

روز بیست و چهارم نوامبر نخست وزیر ترودو در مراسم در پیوند با دانش آموزان پیشین مدارس شبانه روزی استان نیوفاندلند و لابرادور گفت: من اینجا فروتنانه در برابر شما ایستاده ام، و به نیابت از سوی دولت مرکزی و تمام مردم کانادا از شما پوزش می خواهم. کاری که باید مدت های مدیدی پیش صورت می گرفت… این اقدام بخشی از تصدیق حقایق تلخی است، که کانادا باید به عنوان یک جامعه با آن روبرو شود.

وی از جمله با اشاره به اینکه به والدین این دانش آموزان قول داده می شد که از فرزندانشان مراقبت به عمل خواهد آمد، همه چیز برایشان مهیا خواهد بود، در امنیت به سر خواهند برد،… کودکان را از خانواده شان جدا می کردند، از هویت خویش تهی می نمودند، در آنان این احساس را به وجود می آوردند، که نامربوط و فرودستند، و باید از آنچه هستند و جامعه ای که به آن تعلق دارند، شرم کنند، افزود: اما ما امروز می دانیم این روش تفکر استعماری که به ایجاد سیستم مدارس شبانه روزی منجر شد، و بر بسیاری از افراد زخم های عمیقی بر جا گذاشت، در جامعه ما جایی ندارد.

در این مراسم  که از جمله شمار زیادی از دانش آموزان پیشین مدارس مورد اشاره نیز حضور داشتند، توبی ئوبد به نیابت از بازماندگان آن مدارس پوزش نخست وزیر را پذیرفت. او در حالی که احساساتی شده بود، گفت: از آنجا که من به فرهنگی شکیبا و باگذشت تعلق دارم، فکر می کنم برای ما مناسب باشد، که پوزش دولت مرکزی را بپذیریم.

او همچنین از آقای ترودو و کرولین بنت وزیر روابط دولت – اقوام نخستین برای رفتن به لابرادور و پوزش خواستنی که آن را حق مردمش خواند، تشکر کرد.

آنهایی که پوزش نخست وزیر را نپذیرفتند

رهبران قوم نخستین اینوئیت نه تنها مراسم مورد اشاره را تحریم کردند، بلکه حتی پوزش آقای ترودو را نپذیرفتند. کمااینکه گرگوری ریچ رئیس بزرگ این قوم با صدور بیانیه ای از جمله خاطرنشان کرد: واکنش اعضای جامعه ما کاملا احساسی بوده است. آشکار می باشد که قوم اینوئیت خواستار پوزش خواهی در مواردی بیش از تجربه اتحادیه بین المللی گرنفلو است، که خوابگاه های مدارس شبانه روزی را اداره می کرد. من هنوز از درک دولت مرکزی از آنچه در قبال قوم اینوئیت انجام داده و همچنان انجام می دهد، راضی نیستم.

در این بیانیه همچنین آمده که کودکان قوم اینوئیت در مدارس کلیسای کاتولیک رم و خانه آموزگاران و میسیونرهای مذهبی در جوامع (اقوام نخستین اینوئیت) ششاتشیو ودیویس اینتل مورد سوءاستفاده قرار می گرفتند. اما دولت این موارد را تصدیق نکرده است.

یوجین هارت رئیس قوم نخستین ششاتشیو اینوئیت نیز، گفت: حقیقت آنچه بر نسل های پیشین اینوئیت رفته، هرگز به صورت کامل مستند نشده است. ما نمی توانیم این مساله را به صورت تکه تکه و پاره پاره مدنظر قرار دهیم.

ادامه پیامدهای ناگوار، برغم بسته شدن مدارس

میریام سندرز که خود بین سال های 1971 تا 1974 در مدارس مورد اشاره به سر برده، در هنگام ورود به آنها 12 سال داشته، و دخترش در سال 2014 در هالیفکس کشته شده، در بیرون از تالار محل اجرای مراسم گفت، که بدرفتاری با دانش آموزان و خسارات فرهنگی این مدارس تاثیرات ناگوار ماندگار داشته اند. کمااینکه گرچه خودش از جمله هدف دست درازی های جنسی یک مرد و یک زن از کارکنان آن مدارس قرار گرفت، اما وضعیت پدرش در دوران خود از او هم بدتر بود. همچنین اظهار داشت، دولت بریتانیا نیز باید از این بابت پوزش بخواهد.  

مادربزرگ لینا رایس و دست کم یکی از خویشاوندان دسری ریچ، از دانش آموزان آن مدارس شبانه روزی بودند. اما هر دوی این جوانان می گویند، این مساله در زندگی شخصی خودشان هم تاثیر داشته است. کمااینکه لینا رایس خاطرنشان می کند: خودم با بیماری روانی دست به گریبانم. برادرم را بر اثر خودکشی از دست دادم. فکر می کنم همه این چیزهای ناخوشایندی را که ما تجربه نموده ایم، به آن (مدارس شبانه روزی) پیوند داشته اند.

خودداری دولت پیشین

در یازدهم ژوئن 2008 استیون هارپر نخست وزیر وقت، و رهبران وقت احزاب رقیب و منتقد دولت، در مراسمی در مجلس ملی که در آن 250 تن از نمایندگان اقوام نخستین نیز حضور داشتند، به سبب یک قرن سوءرفتار مقامات کشور با این اقوام، و همچنین از آنچه در مدارس شبانه روزی بر سر فرزندان آنها رفته، پوزش خواستند. در آن مراسم آقای هارپر از جمله گفت: دولت امروز درک کرده که جداسازی اجباری کودکان از خانواده های شان به منظور دور نمودن آنها از فرهنگ پربار و اصیل خویش، اشتباه بزرگی بود.

رهبران وقت احزاب مورد اشاره و به ویژه حزب لیبرال که هفت دهه کشور را اداره می کرد نیز، به نیابت از دولت های پیشین پوزش خواستند.  

اما دولت هارپر هرگز حاضر نشد، بازماندگان مدارس نامبرده در نیوفاندلند و لابرادور را شامل این عذرخواهی کند. استدلالش هم این بود، که مدارس شبانه روزی این استان از سوی اتحادیه بین المللی گرنفلو و کلیسای موراوی (منطقه ای تاریخی در مرکز اروپا) اداره می شدند. حال آن که در سایر نقاط کانادا، اداره آنها به عهده دولت بود.

درخواست مشابه از پاپ

در گزارش کمیسیون حقیقت و آشتی (که در ادامه بیشتر به آن اشاره می شود) برای ستمی که از سوی دولت های مرکزی وقت و عمدتا به وسیله راهبه ها و کشیشان کلیسای کاتولیک بر اقوام نخستین رفته، 94 توصیه از جمله پوزش خواهی پاپ نیز ارائه شده بود. پس از انتشار این گزارش آقای ترودو ابتدا خودش از سوی دولت مرکزی و مردم کانادا رسما از مردم اقوام نخستین طلب بخشش کرد. همچنین گفت، در دیداری حضوری خواستار پوزش خواهی پاپ هم خواهد شد.

او در حاشیه نشست سال جاری سران سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و کشورهای صنعتی گروه 7، به این قولش عمل کرد. کمااینکه روز بیست ونهم ماه مه در دیدار با پاپ فرانسیس در واتیکان از وی خواست، تا در بیانیه ای رسمی به سبب دخالت کلیسای کاتولیک در جنایات مدارس شبانه روزی، از اقوام نخستین کانادا پوزش بخواهد. این پیشنهاد با استقبال پاپ روبرو شد.  آقای ترودو در این دیدار همچنین یک فرهنگ لغت/ دیکشنری خیلی قدیمی و چندین کتاب به پاپ هدیه داد، تا رهبر کاتولیک های جهان هرچه بیشتر با فرهنگ غنی این اقوام و تاریخ کانادا آشنا شود.

البته چنین درخواستی پیشتر نیز مطرح شده بود. کمااینکه در سال 2015 که استیون هارپر نخست وزیر وقت در نشست سران کشورهای صنعتی گروه 7 حضور داشت، تام مالکر رهبر وقت حزب دمکرات نو رقیب و منتقد اصلی دولت آقای هارپر مصرانه خواست، که نخست وزیر با استفاده از فرصت دیدارش با پاپ، در مورد نقش شرم آور کلیسای کاتولیک در بدرفتاری با هزاران دانش آموز اقوام نخستین مدارس مورد اشاره خواستار پوزش وی شود.

پیشینه

به گفته مقامات وقت کانادا مدارس مذکور به منظور خلاص شدن از مشکل سرخپوستان از طریق شبیه سازی خشونت آمیز، و با هدف نجات آنها از “جهل و توحش” شکل گرفتند….

کشیش های کاتولیک و ماموران دولتی بین سال های 1857 تا 1996 بیش از 150 هزار کودک جوامع بومیان کشور از جمله دو قوم نخستین میتی و اینوئیت را برغم میل والدین شان و با اتومبیل های باری حمل چهارپایان به این مدارس آوردند، و وادار به حضور در حدود 140 مدرسه شبانه روزی کردند. بر اساس آمارهای به دست آمده به وسیله کمیسیون حقیقت و آشتی که در سال 2009 برای تحقیقات مربوطه تشکیل شد و در دسامبر 2015 گزارش 4 هزار صفحه ای آن انتشار یافت، در سال های فعالیت این مدارس حدود 3 هزار و 200 تن از دانش آموزان به دلایل گوناگون و عمدتا بیماری سل جان باختند (بسیاری از این کودکان غریبانه مردند، و بدون آگاهی والدین و خانواده های خود به خاک سپرده شدند. بگونه ای که هنوز هم گور خیلی از آنان ناشناخته باقی مانده است). بااینهمه به گفته قاضی موری سینکلر رئیس این کمیسیون گرچه برای تهیه این گزارش با 6 هزار نفر مصاحبه شد، اما به سبب نبود بایگانی/ آرشیو مرتب، شمار جان باختگان می تواند دو یا حتی سه برابر این تعداد باشد.

بنا به اظهارات رای موران مدیر مرکز پژوهش ملی این کمیسیون نیز دانش آموزان این مدارس مطلقا اجازه نداشتند، به زبان بومی خود سخن بگویند، و یا بر اساس فرهنگ خویش رفتار کنند. در بدترین موارد هم، مورد سوءاستفاده جنسی و بدنی قرار می گرفتند. همچنین ناچار بودند در انبار مدرسه، امور کشاورزی و باغ های سبزیجات، کار کنند. برخی از دختران نیز، به عنوان خدمتکار مدیران مدارس به کار گرفته می شدند.

Behnam Marfou

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *