صفحه اصلی / اخبار / نیوزیلند و کانادا: بحران خودکشی در میان نوجوانان

نیوزیلند و کانادا: بحران خودکشی در میان نوجوانان

سازمان ملل متحد، همیشه <نیوزیلند> را در فهرست شادترین کشورهای روی زمین قرار می‌دهد، با این‌حال، ظاهرا در میانه خوشی و شادی، این کشور با یک ناخوشی ژرف روبروست: آمار نشان می‌دهد خودکشی نوجوانان در این کشور، در بالاترین میزان در جهان است. اما چطور می‌توان این ناهنجاری بسیار نگران‌کننده را توضیح داد؟

پاسخ به این پرسش، زمانی خود را نشان می‌دهد که پس‌زمینه نژادی نوجوانانی که به این کار مبادرت می کنند، مورد بررسی قرار گیرد. درست به مانند کانادا، که در آن نوجوانان قبایل بومی، اکثریت میزان خودکشی در میان نوجوانان را تشکیل می‌دهند، در نیوزیلند هم اکثریت مرگ و میر ناشی از خودکشی نوجوانان، در میان نوجوانان قبایل <مائوری>، اتفاق می‌افتد. در کانادا، مشکل خودکشی نوجوانان به طور خاص در قبایل بومی که در مناطق دورافتاده زندگی می‌کنند، به بحران تبدیل شده است. بالا بودن میزان بیکاری و سایر مشکلات ناشی از استقلال از دولت مرکزی، از ویژگی‌های این مناطق است؛ جایی که در آن نوجوانان، به دلیل نبود حس هدفمندی، احساس گمگشتگی می کنند.

در <نیوزیلند> برای توضیح این پدیده‌ آزاردهنده، دلایل بسیاری ارائه شده‌اند، دلایلی که در پایه، با توضیحی که برای نرخ بالای خودکشی در میان نوجوانان قبایل بومی کانادا مطرح می‌شود، یکی هستند: فقر، استعمار اروپاییان و تصرف این سرزمین‌ها توسط آنها، مدارس اروپایی اجباری برای بومیان، و این دست.

همه این دلایل، حقیقتی را نشان می‌دهند، با این حال، بسیاری از این نوجوانان،  – در کانادا و نیوزیلند- در این دسته‌بندی قرار نمی گیرند. بسیاری از این‌ها، فقیر نیستند، سال‌ها با استعمار و هجوم اروپاییان فاصله دارند و خود با خانواده‌هایشان با این مدارس اجباری اروپایی ارتباطی نداشته‌اند (در <نیوزیلند> هم مانند کانادا، تنها درصد کوچکی از بومیان به زور به این مدارس فرستاده شده بودند). پس چه توضیحی برای این آمار وحشنتاک خودکشی می‌توان ارائه داد؟

علت چیست؟

مهم ترین فاکتوری که جوانانی را اقدام به خودکشی می‌کنند در <نیوزیلند> و کانادا به هم مرتبط می‌کند، این است که آنها احساس می‌کنند نمی توانند جای خود را در جامعه مدرن پیدا کنند. این نوجوانان در نیمه راه ایستاده‌اند: آنها از سویی، دیگر کاملا در محیط سنتی قبیله‌شان زندگی نمی‌کنند و از سوی دیگر احساس می‌کنند که در جریان زندگی امروز، پذیرفته نمی‌شوند.

افزون بر این، این نوجوانان دلیلی نمی‌بینند که به آینده و بهبود شرایط زندگی‌شان امیدوار باشند. قبایل بومی در کشورهایی مانند کانادا و <نیوزیلند>، در یک ساختار دولتی 50 ساله گرفتار شده‌اند که در کنترل شدید دولت‌های فدرال است، و افراد عادی این جوامع، از تغییر مستقیم سیاست‌هایی را، که زندگی‌هایشان را تحت تاثیر قرار می دهد، ناتوانند. این احساس ناتوانی، می تواند بسیار خردکننده باشد، چرا که امید آنها را برای بهبود شرایط از بین می‌برد. و البته، این حس، به نوجوانان نیز منتقل می‌شود.

برای این مشکل چه کار می‌توان کرد؟

پاسخ، کمک به تقویت غرور قومی در فرهنگ و زبان این نوجوانان است. افزون بر این باید از رهبران این جوامع بومی، پشتیبانی‌های لازم به عمل آید تا بتوانند زندگی اعضای قبایل شان را در تمام ابعاد، بهبود ببخشند. با این حال، مهم ترین کاری که ما، به عنوان یک جامعه، می‌توانیم در حل این بحران انجام دهیم، بهبود شرایط اشتغال در این جوامع است. لازمه‌ این امر، بهبود شرایط آموزشی در تمام سطوح، و همین‌طور ارتقای سطح آموزش شغلی در میان این جوانان است. افزون بر این، باید برنامه‌هایی ایجاد شود تا به گروه‌هایی از این جوانان که تصمیم به ترک جوامعی که مشکل اشتغال دارند و ورود به مراکزی که احتمال بالاتری برای یافتن شغل در آنها هست، کمک کند.

یکی دیگر از موارد مهمی که در حل این مشکل موثر است، ایجاد برنامه‌های کمکی از سوی خود این جوامع و دولت‌های فدرال است. این برنامه باید افراد این گروه‌ها را آماده کند تا در دنیایی که به نظر آنها بیگانه می‌رسد، بتوانند جایگاه خود را بیابند.

در حال حاضر، نیوزیلند، استرالیا، ایالات متحده و کانادا، همه در حال مقابله و کشمکش با این بحران افزایش خودکشی، در میان نوجوانان بومی هستند. ما به عنوان شهروند کانادا، وظیفه داریم که راه و روشی برای روبرو شدن با این شرایط و بحران سخت، یافته و ارائه دهیم.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *