Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
صفحه اصلی / مقالات / مونیکا لوینسکی و کلینتون؛ قربانیان حقیقی چه کسانی هستند؟

مونیکا لوینسکی و کلینتون؛ قربانیان حقیقی چه کسانی هستند؟

banner-niazmandiha2

مونیکا  لوینسکی نویسنده‌ این مقاله، یک چهره‌ تلویزیونی است که در سال 1995، به عنوان یکی از مشاورین کاخ سفید استخدام شد و رابطه‌ جنسی او با بیل کلینتون به یک رسوایی سیاسی تبدیل گردید. او در اینجا از دلیلش برای شرکت در یک سریال مستند درباره این رسوایی، سخن می‌گوید.

قربانی یا اغواگر؟ مریم مقدس یا فاحشه؟ شکارچی یا شکار؟ این‌ها پرسش‌هایی است، که مردم، درباره‌ من و زنانی در جایگاه من می‌پرسند. به عنوان کسی که شاهد مناظرات دیگران، درباره‌ قربانی بودن یا نبودن خودم در شبکه‌های اجتماعی بوده‌ام، شکل این مباحثات همیشه برایم شگفت‌انگیز بوده است. در اینجا، خود فردی که در مرکز یک اتفاق بوده، لزوما حق اظهارنظر ندارد، بلکه جامعه، این حق طبقه‌بندی و نامگذاری را نیز، از آن خود می داند. و اطمینان دارم، هنگامی که این جامعه، این سریال مستند را که، با حضور در آن موافقت کرده‌ام ببیند، با اشتیاق بیشتری به قضاوتش ادامه خواهد داد. نام سریال The Clinton Affair است.

برخی از نزدیکانم از من می‌پرسند که چرا می‌خواهم عمدا و با حضور در این فیلم، به یادآوری دردناک‌ترین و تاریک‌ترین بخش‌های گذشته‌ام بپردازم؛ آن هم جلوی دوربین.

در پاسخ باید بگویم که، حضور در این فیلم، مرا وادار کرد تا به رفتارهای اشتباهم در گذشته، اقرار کنم؛ رفتارهایی که همچنان به خاطر آنها، احساس تاسف و شرمساری می‌کنم. با این حال، لحظات بسیاری در طول فیلمبرداری بود، که به تصمیم خودم شک کردم. حتی داشتم به سلامت عقل خودم نیز شک می‌کردم و برای همین به روان‌درمانی مراجعه کردم. در این جلسات روان‌درمانی، به روانکاوم گفتم که احساس افسردگی ویژه‌ای دارم. او گفت که این احساس، افسردگی نیست، بلکه عزاداری است.

 

او درست می‌گفت، من در عزاداری و اندوه به سر می‌بردم. عزاداری برای سال‌های بسیاری که از دست دادم، این که خود را به وسیله‌ ارضای هوس یک مرد تبدیل کرده بودم. عزاداری برای رابطه‌ای که، هرگز نمی‌توانست به پایان خوشی ختم شود؛ اینکه در سن 22 سالگی، توجه ویژه‌ بیل کلینتون، مردی را که او را می‌شناختم، با عشق، اشتباه گرفتم.

در سال 2018، و پس از 15 سال، از کلینتون به طور مستقیم درباره‌ آنچه بین من و او روی داد، پرسیدند. پرسش، از سوی کریگ ملوین، مجری NBC و در جریان یک مصاحبه مطرح شد. اگر می‌خواهید معنای قدرت را بفهمید باید ببینید که او، چطور بدون نگرانی ماجرا را تعریف می‌کرد. در پایان مصاحبه، او در پاسخ به این پرسش که آیا به من یک عذرخواهی بدهکار است یا نه؟ پاسخ داد: نه. او گفت که در سال 1998، این عذرخواهی را در حضور مردم انجام داده است.

من هم همین کار را کرده بودم. نخستین کلمات من در رسانه‌ها پس از افشا شدن رسوایی، در مصاحبه‌ ماه مارچ سال 1999 با باربارا والترز، عذرخواهی از خانم کلینتون و چلسی دخترشان بود. حالا، مهم تر از آن که من سزاوار عذرخواهی شخصی باشم یا نه، باور من این است که بیل کلینتون باید بخواهد که این عذرخواهی را انجام دهد. تنها به این خاطر که نشان دهد مرد بهتری است، و در جامعه‌ بهتری زندگی می‌کنیم.

کلینتون در سال 2004، و در جریان مصاحبه‌ای که برای کتاب زندگینامه‌اش داشت، دوباره با پرسشی درباره‌ رابطه‌ ما روبرو شد. از او پرسیدند که چرا به این رابطه‌ نامشروع وارد شده بود. او پاسخ داد: به خاطر این که، می‌توانستم این کار را بکنم.

پاسخ من هم همین است. چرا در این مستند حضور یافتم؟ چون می‌توانستم. در سرتاسر تاریخ، زنانی که با مواردی اینچنینی درگیر شده‌اند، اتهامات را شنیده‌اند اما به سکوت وادار شده‌اند. حالا زمان ماست که داستان‌هایمان را، به زبان خودمان روایت کنیم. خانم موریل راکیسر شاعر و فعال سیاسی، می‌گوید: <اگر روزی زنی تصمیم بگیرد حقیقت را درباره‌ زندگی خودش بگوید، زمین از میان خواهد شکافت>.

تاریخ را مردان نگاشته‌اند، اما این فیلم مستند از صدای زنان ساخته شده است. امیدوارم با حضور در این سریال مستند، و افشای حقیقت درباره‌ این دوره تاریک زندگی، بتوانم کمک کنم که آنچه زندگی مرا نابود کرد، هرگز برای زنی دیگر در این کشور روی ندهد.

درباره‌ آن پرسش <قربانی یا اغواگر> نیز؛ به نظر من در این دوره‌ نوینی که هستیم و در سال 2018، این پرسش را دیگر نباید بپرسیم.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *