صفحه اصلی / زنان / ماموریت سوفی گرگور ترودو: به نمایش گذاشتن سبک واقعی کانادا

ماموریت سوفی گرگور ترودو: به نمایش گذاشتن سبک واقعی کانادا

 

در حالی که طراحان کانادایی در تلاشند خودی نشان بدهند، یک قهرمان دارد نهایت کوشش خود را به عمل می آورد، تا کارهای آنان را در سطح دنیا در معرض دید قرار دهد. این فرد کسی جز سوفی گرگور ترودو نیست، که از هنگامی که همسرش به عنوان نخست وزیر به صحنه جهانی گام نهاد، نشان دادن  استعداد کانادایی هایی در عرصه مد را به ماموریت خود تبدیل کرد. البته بانوی نخست کانادا هنوز در سطح بین المللی در جایگاهی قرار نگرفته، که مانند کیت دوشس کمبریج نماد شیک پوشی شده باشد. اما در داخل در مورد صنعت رو به رشدی که اغلب تحت الشعاع موقعیت مارک های خارجی قرار می گیرد، آگاهی ها را افزایش داده است.

البته مساله سبک/ استایل پوشش او چیز تازه ای نیست. کمااینکه ابتدا روش خود را به عنوان پشتیبان شخصی هالت رنفرو یعنی فروشگاه سطح بالای کانادایی آغاز، و حتی در طراحی لباس عروسی خویش کمک کرد. احتمالا در آن هنگام خودش هم نمی توانست پیش بینی کند، در آینده چه نقشی در زندگی طراحان کانادایی ایفاء خواهد کرد. کمااینکه در مراسم تحلیف شوهرش در سال 2015 کت مارک فروشگاه سنتالر تورنتو (بنیانگذاری شده از سوی بوجانا سنتالر طراح کانادایی) را به تن داشت. مساله ای که سبب شد، همه این کت ها در عرض چند روز به فروش برسند. او این کار را در مورد سایر محصولات کانادایی نیز، انجام داده است.

آنچه در پی می آید، چکیده گفت و گوی جین بکر خبرنگار نشریه گلوب و میل با سوفی گرگور ترودو در این مورد می باشد.

شما از طریقی شایان توجه به حضور مد کانادا در سطح جهانی کمک کرده اید. چه زمانی به این نتیجه رسیدید، که این کار یکی از ماموریت هایتان خواهد بود؟

من به عنوان یک مشتری و مادر همواره به محصولات داخلی علاقه داشته ام. زمانی هم که سخن از تحلیف شوهرم به میان آمد، اندیشیدم که باید در این مراسم لباسی کانادایی بپوشم. جالب اینکه چند ماه پیش از آن جسیکا (مالرونی) را دیده بودم، که از آشنایان قدیمی ام است. او به من گفته بود اگر کاری داشتم، تلفن بزنم. من هم به مناسبت این تصمیمم تلفن زدم، و گفتم فکر می کنم باید لباس (طراح های) کانادایی بپوشم. آیا شماره ای از کسی داری؟ چراکه راستش را بخواهید، من به جز طراحان کبکی سایر طراحان عالی کانادایی را نمی شناختم. اما در خلال دو سال گذشته در این مورد کشفیاتی استثنایی داشته ام.

 

 

وقتی یک طراح جوان مشاهده می کند که کسی در سطح شما از کارهایش استفاده نموده، به شکلی باورنکردنی سبب تشویق بقیه طراحان هم می شود.

هرگز انتظار این اندازه واکنش، علاقه و کنجکاوی را نداشتم، که البته عالی است. زیرا نامه هایی از طراحان، هنرمندان و خالقان (پوشاک) دریافت کرده ام، که از در معرض دید قرار گرفتن و توجه به کارهایشان حکایت دارد. و این همان اقدامیست، که ما می خواهیم انجام بدهیم.

فکر می کنید مد می تواند، با روح و روان افراد چه کند؟ زیرا به ویژه وقتی پای جوانان به میان می آید، می تواند به آنها نیرو دهد، و یا قربانی شان کند.

رابطه با مد می تواند، مبنای عشق- نفرت داشته باشد. زیرا مثلا مدل ها نماد دیدگاه خیلی لاغر بودن هستند، و می خواهند زنان به جای رشد و شکوفایی، در بدن های خود ناپدید شوند. این دیدگاه کاملا با مفهوم انسانی کردن اعتماد به نفس سالم و خودسازی، در تضاد است. اما فکر می کنم، چنین دیدگاهی دارد به شکلی فزاینده کنار زده می شود.

دنیای مد پر از تضادهاست.

وقتی می گویم عشق- نفرت، منظورم دقیقا همین می باشد. بله پر از تضاد است. کمااینکه برخی دیدگاه ها در آن کاملا ناسالم، و بعضی دیگر زیبا، نوآورانه، و پر از افراد و رویاهای گوناگون، می باشند.

مد در بهترین حالت، یک نیروی قوی فرهنگی است.

من در حوزه مد خودمان چهره هایی با رنگ ها و پیشینه های متفاوت، و همچنین مهاجر و متولد کانادا، می بینم. این کشور ماست. یعنی آن چیزی می باشد، که برایش ارزش قائلیم. بنابراین واقعا جالب است.

وقتی کار طراحی را می پوشید که دیگران واقعا او را خوب نمی شناسند، و اینکه مثل آن کت سنتالر ناگهان همه تولیداتش به فروش می رسد، چه احساسی به شما دست می دهد؟

وقتی جسیکا تلفن کرد و از جمله گفت که آن مورد زندگی (بوجانا سنتالر ) را تغییر داده، پرسیدم چه می گویی؟ این مساله در مورد کفش های زوله (به طراحی الی ایوب زاده) هم رخ داد. من از این رخدادها بسیار خوشحال شدم. حالا هم مساله جشن های 150 سالگی کانادا را پیش رو داریم. البته همه رخدادها تاثیری یکسان ندارند. مثلا دیدار رسمی از واشنگتن، رخداد بسیار بزرگی بود. به همین سبب قطعا بخشی از زندگی حرفه ای طراحان پوشاک و کفش و کیف من در آن سفر را، تغییر داد. می خواهم هر چه بیشتر چنین چیزی رخ بدهد.

بین مد و سیاست نواری باریک است. شما به عنوان همسر نخست وزیر باید مراقب باشید، از هیچ یک از دو سوی پشت بام نیفتید. چگونه در این مورد تعادل را حفظ می کنید؟

من در این مورد با جسیکا و جاری ام زو در کبک، با طراحان کبکی کار می کنم. در عین حال همواره خودم خریدهایم را انجام می دهم، و استایلیست ندارم. پوشاکی را به تن می کنم، که برایم راحت باشد. در نهایت اینکه هیچ کس به من نمی گوید، چه بپوشم. من یک مادرم، همسر نخست وزیرم، و سوفی ام. بله از طریق چیزهایی که می پوشم، می خواهم با صداقت نشان بدهم، کیستم. البته مسایلی هم وجود دارند، که باید در نظر بگیرم. اما بیشتر به میل و سلیقه شخصی خودم عمل می کنم.

آیا در گذشته از افرادی مانند دوشس کمبریج که در سطح جهانی حالت نماد دارند، پیروی کرده اید؟

من از همه جا و همه برهه ها چیزی برمی دارم. اما دوست ندارم، همیشه از مد روز پیروی نمایم. زیرا همواره به پوشاکی علاقه داشته ام، که در آنها احساس راحتی کنم. وقتی هم به سفرهای جهانی می روم، جسیکا و زو واقعا در انتخاب پوشش یاری ام می دهند. اما در نهایت همگی احراز اطمینان می نماییم، که لباس های کانادایی بپوشیم، و در عین حال پروتکل های مربوطه را رعایت کنیم.

به نظر شما چه چیزی سبب می شود، زنی سبکی عالی داشته باشد؟

راحتی کامل، ظرافت، وقار و شهامت! زیرا به نظر من همه چیز به حفظ تعادل بستگی دارد.

سبک کانادایی را به ویژه در زمان حاضر، چگونه تشریح و تعریف می کنید؟

حتی بدون لحظه ای فکر، دو کلمه گوناگونی و تطابق به ذهنم خطور می کنند. گوناگونی در رنگ، شکل، ارزش ها، فرهنگ، و نوآوری و خلاقیت! تطابق با هوای دیوانه مان، سرزمین فوق العاده زیبایمان، شهرها در برابر طبیعت، و کوه ها و اقیانوس ها!  

Ata Tamjidi

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *