صفحه اصلی / مقالات / مالیات طبقه متوسط: بیش از مجموع هزینه های ضروری زندگی

مالیات طبقه متوسط: بیش از مجموع هزینه های ضروری زندگی

به موازات افزایش بهای مسکن در سراسر کشور، شمار بسیار بسیار زیادی بر این تصورند که هزینه مسکن (اعم از پرداخت اجاره بها یا اقساط وام مسکن) بیشترین مخارج زندگی خانواده های طبقه متوسط کانادایی را تشکیل می دهد. اما واقعیت این است که پولی که اینگونه خانواده ها برای مالیات می پردازند، از مجموع هزینه ضروریات دیگر زندگی شان از جمله مخارج مسکن، بیشتر است. کمااینکه در سال 2016 درآمد متوسط آنها 83 هزار و 105 دلار، و میزان مالیات پرداختی شان 35 هزار و 283 دلار بود. به عبارت دیگر 42.5 درصد درآمد ایشان صرف پرداخت مالیات شد.

آنچه در پی می آید اظهارنظر چارلز لامام و میلاگروس پالاسیوس نویسندگان گزارش موسوم به “مالیات در برابر ضروریات زندگی: نسخه 2017 راهنمای مالیات کانادایی ها”ی موسسه فریژر است.

چارلز لامام

جهت درک و تعیین میزان واقعی مالیات لازم است، که انواع مالیات های پرداختی به دولت های مرکزی، استانی و شهری (شهرداری ها)، اعم از مرئی و نامرئی را مدنظر قرار داد. چراکه این سه رده مالیاتی شامل مالیات ملک و املاک، انواع سوخت ها شامل بنزین، گازکربنیک، واردات، مشروبات الکلی و بسیاری از انواع دیگر است. مجموعه اینها میزان کل مالیات پرداختی را تشکیل می دهد.

حال میزان مالیات را با هزینه مسکن مقایسه می کنیم. هر خانواده متوسط کانادایی 22.1 درصد درآمد خود را صرف این هزینه می نماید که همانگونه که مشاهده می شود، تنها نصف میزانی است که برای انواع مالیات ها می پردازد. به عبارت دیگر این مالیات ها از مجموع هزینه ضروریات زندگی خانواده ها بیشتر است. چراکه سالانه به طور متوسط 37.4 درصد درآمد خود را خرج مسکن، خورد و خوراک و پوشاک، می کنند.

بنابراین امکان دارد کانادایی ها به درستی این پرسش را مطرح نمایند، که آیا در ازای پرداخت مالیات نتیجه خوبی به دست می آورند، یا خیر؟ البته مالیات ها صرف خدمات مهم دولتی می شوند. اما الزاما اینگونه نیست، که پرداخت مالیات بیشتر همواره به مفهوم خدمات دولتی بهتر باشد. بنابراین این به خود مردم بستگی دارد، که تصمیم بگیرند آیا در ازای پرداخت پول خود (مالیات) بهترین خدمات ممکن به ایشان ارائه می شود، یا نمی شود؟ اما برای اینکه آنها بتوانند در این مورد ارزیابی درست داشته باشند، باید از میزان کل مالیاتی که به عناوین گوناگون می پردازند، آگاهی پیدا کنند.

میلاگروس پالاسیوس

در بیشتر استان های کشور 50 درصد مالیاتی که مردم می پردازند، با گشاده دستی به عنوان حقوق به کارکنان دولت پرداخت می شوند. کارکنانی که به طور متوسط 10.6 درصد بیشتر از شاغلان در بخش خصوصی حقوق می گیرند. این میزان علاوه بر مزایای گشاده دستانه دیگری مانند امکان بازنشستگی زودتر است، که از آنها برخوردارند.

البته ما به کارکنان دولتی با کیفیت کاری مناسب که حقوق مکفی بگیرند، نیاز داریم. اما آیا باید اینگونه حقوق ها و مزایا بخش عمده مالیات های پرداختی را به خود اختصاص دهند؟  

از دیگر سو در بیشتر استان ها خدمات درمانی حدود 40 درصد بودجه را تشکیل می دهند. بااینهمه مقایسه ای در سطح جهانی نشانگر آن است که برغم این هزینه بالا، کانادایی ها به فناوری های مربوطه و پزشکان دسترسی مناسبی ندارند. همچنین ناچارند، برای جراحی های ضروری مدت بیشتری در انتظار بمانند. بنابراین مشکل بتوان مشاهده نمود که وقتی پای مقایسه سیستم درمانی کانادا با سایر کشورهای پیشرفته به میان می آید، ما در ازای پرداخت مالیات خدمات مناسبی دریافت کنیم.

بااینهمه به هدر رفتن کامل دلارهای مالیاتی در کارهای بی ارزش و برنامه های ناکام مانده دولت ها،  آزاردهنده ترین موارد می باشند. کمااینکه کندوکاوی که اخیرا به عمل آمد و 600 پرونده به ثمر نرسیده دولت مرکزی در یک برهه 25 ساله را مستند کرد، نشان از به هدر رفتن 197 میلیارد دلار از پول مالیات دهندگان دارد.

اگر کانادایی ها در باره هزینه واقعی دولت آگاهی بیشتری پیدا کنند، از ابزار لازم جهت پاسخگو کردن آن در مورد چگونگی هزینه نمودن این دلارها برخوردار می شوند. مساله ای که به نوبه خود به مباحث سالم تر جامعه در باره بار مالیاتی به طور کلی، و اینکه آیا مردم در ازای پرداخت آن خدمات مناسب دریافت می کنند، منجر می شود.

این آگاهی به ویژه با توجه به اینکه همانگونه که آمد مالیات بالاترین هزینه خانواده های طبقه متوسط کانادایی را تشکیل می دهد و از مجموع مخارج لازم زندگی شان بیشتر است، ضروری تر جلوه می کند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *