مقالاتمقالات اجتماعی

عاقلانه ترین خط مشی کانادا: دزدیدن خط مشی های مناسب سایر کشورها

کریس راگان- گلوب و میل

کانادا سنتی غنی در دزدی دارد، که از قضا خوب هم هست. زیرا بیشتر موفقیت ما ناشی از در پیش گرفتن خط مشی های عاقلانه دیگران می باشد، که کارآ بودنشان از پیش معلوم شده است. مثلا در سال 1935 بیمه دوران بیکاری (پولی که موقتا و تا یافتن شغلی دیگر به کارکنان بیکار شده پرداخت می شود. ایران جوان) را به کار گرفتیم، که از 15 سال پیش از آن در بریتانیا رایج شده بود. 25 سال پیش و در پی روند جهانی مربوطه هم مالیات بر کالاها و خدمات/ جی اس تی را برقرار کردیم، که حسابی امتحان خود را پس داده بود. 

بنابراین نباید شگفت آور باشد که برخی از استان های کانادا 15 سال پس از آن که سیستم برقراری مالیات بر تولید گازکربنیک در کشورهای آن سوی آب ها پدیدار شد، آن را در پیش بگیرند. زیرا این سیستم نه تنها برای تولید آلودگی هزینه مالی دارد، بلکه موثرترین راه جهت پاکیزه کردن محیط زیست، و همچنین ایده ای قدیمی و اثبات شده در مورد دادن تقدم به قدرت بازارها بر قدرت دولت است. 

دلایل قانع کننده نیز، از دو سیستم قیمت گذاری موفق در دو کشور ناشی می شود. یکی سوئد که دارای بالاترین مالیات برای تولید گازکربنیک است، که در سال 1991 برقرار شد. براساس ارزیابی اقتصاددانان این مالیات تنها در خلال پنج سال به کاهش 15 درصدی تولید این گاز منجر گردید. از سال 1995 به این سو نیز، میزان تولید آن تا 25 درصد کاهش یافته است. همزمان اقتصاد این کشور رشدی 12 درصدی داشته، که از متوسط کشورهای اتحادیه اروپا بیشتر بوده است. بنابراین نشانگر نادرستی این نظریه می باشد، که مالیات بر تولید گازکربنیک سبب از بین رفتن اقتصاد می شود.

تغییر روش گرم کردن خانه ها در سوئد که به شکل ناحیه ای صورت می گیرد و به رقابتی شدن بهای سوخت فسیلی منجر گردید، از دلایل عمده موفقیت این کشور در کاهش تولید گازکربنیک به شمار می رود.

دیگر نمونه موفق آمریکا است، که در آن هزینه تنها برای تولید گازهای گلخانه ای نیست. بلکه می تواند برای هر گونه آلودگی کارایی داشته باشد. به شرطی که روند مربوطه به خوبی طراحی شود. کمااینکه این کشور در دهه 1990 نخستین سیستم تعیین سقف برای تولید آلودگی را برقرار کرد، و مشکل را در کمتر از یک نسل از بین برد. زیرا وقتی 3 هزار و 200 نیروگاه آمریکا ناچار شدند برای تولید گاز آلاینده دی اکسید گوگرد هزینه بپردازند، جهت کاهش آلودگی و خودداری از پرداخت هزینه به سراغ روش های نوآورانه رفتند. مثلا در نوعی دستگاه تصفیه گازی سرمایه گذاری نمودند، که مستقیما دی اکسید گوگرد را از محل خروجش جذب می کرد. 

خط مشی آمریکا از هر نظر موفق محسوب می شود. کماینکه پس از ده سال میزان گاز آلاینده دی اکسید گوگرد در حالی 36 درصد کاهش یافت، که تولید ذغال سنگ افزایش 25 درصدی پیدا کرده بود. همچنین برنامه مربوطه نه تنها هزینه خود را درآورد، بلکه در مقایسه با روش های کمتر انعطاف پذیر و مداخله گرانه تر سبب صرفه جویی میلیاردها دلار شد. 

برگردیم به کانادای خودمان که به موازاتی که به فصل انتخابات سراسری نزدیک می شویم، باید از خویش بپرسیم: بهترین روش کاهش گاز آلاینده گلخانه ای جهت مبارزه با تغییرات اقلیمی چیست؟ آیا می خواهیم با وضع مقرراتی که در جزئیات زندگی و کارمان مداخله کنند، همه کانادایی ها گازهای آلاینده کمتری تولید نمایند؟ یا اینکه از طریق یارانه دادن به مردم از پول مالیات خودمان یعنی در واقع نوعی رشوه دهی مردم را تشویق کنیم، گازهای آلاینده کمتری تولید نمایند؟ یا اینکه از طریق وضع مالیات بر تولید گازکربنیک انگیزه ای اقتصادی به وجود بیاوریم، تا خانوارها و کسب و کارها خودشان حساب و کتاب کنند که بهترین واکنش چیست؟ 

اقتصاددانان می دانند که تمایل بیشتر به سوی وضع مالیات بر تولید گازکربنیک، به معنی بهتر شدن اقتصاد ما می باشد. کشورهای دیگر نیز متوجه همین مساله شده اند. کمااینکه چین سال آینده برنامه مربوطه را اجرا می کند. هندوستان در پی تعیین سقف برای تولید گازهای آلاینده است. فرانسه و آلمان هم دارند، نفس زندگی بخش تازه ای را به گفت و گوهای اتحادیه اروپا می دمند. اگر کانادا می خواهد به ارزان ترین شکل ممکن میزان گازهای آلاینده را کاهش دهد، ما باید قدرت بازارها را بپذیریم. زیرا هزینه ساز کردن تولید آلودگی در همه جای دنیا کارایی داشته است. پس زمان آن فرارسیده، که کانادا ایده یک خط مشی دیگر را بدزدد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Don`t copy text!
بستن

 

نصب اپلیکیشن ایران جوان