صفحه اصلی / مقالات / رژیم‌های لاغری رنگارنگ و بی‌اثری آنها بر بحران چاقی غرب

رژیم‌های لاغری رنگارنگ و بی‌اثری آنها بر بحران چاقی غرب

bahman-azimi-gif

دو نفر از روزنامه‌نگاران غذایی آمریکا، اخیرا گفته‌اند که رژیم‌های غذایی موسوم به DASH و همین‌طور رژیم‌های مدیترانه‌ای، برای سلامت ما خوب نیستند، گرچه شواهد بر علیه این ادعاست.

این دو روزنامه‌نگار، <گری تابیس> نویسنده‌ی The Case Against Suger و <نینا تیشولز> نویسنده‌ی کتاب پرفروش The Big Fat Surprise هستند. این دو نویسنده، طی مقاله‌ای در Los Angeles Times ، اخبار و رسانه‌های آمریکا را متهم می‌کنند که دو رژیم شکست خورده‌ی DASH (رژیم‌هایی برای جلوگیری از فشارخون بالا) و رژیم‌های موسوم به <مدیترانه‌ای>  را به عنوان بهترین رژیم‌های قضایی معرفی کرده‌اند.

رژیم‌های مذکور هر دو بر پایه‌ی بیشتر مصرف کردن سبزیجات، میوه‌جات و غلات سبوس‌دار و کاهش مصرف گوشت قرمز و چربی‌های اشباع‌شده، تنظیم شده‌اند. در حوزه‌ی علوم تغذیه‌ای انسانی، این دو رژیم، بهترین رژیم‌های شناخته شده هستند.

یکی از ادعاهایی که  <تابیس> و <تیشولز> مطرح می‌کنند این است که این دو رژیم، در مورد پایین آوردن میزان مرگ ومیر ناشی از چاقی، شواهد کافی ارائه نمی‌دهند. آنها همچنین می‌گویند پژوهش‌هایی که این شواهد را ارائه داده‌اند، غلط و فاقد اعتبار هستند. مطلب دیگری که این دو روزنامه‌نگار در مقاله‌شان مطرح کرده‌اند، این است که تمام رژیم‌های غذایی در دنیا که توصیه‌هایی شبیه توصیه‌های DASH و رژیم‌های مدیترانه‌ای ارائه می‌دهند، مسئول شیوع چاقی و دیابت نوع 2، هستند.

این دو نویسنده در عوض، رژیمی را پیشنهاد می کنند که کربوهیدرات (شامل شکر) پایین‌تر و چربی بالاتر دارند، مانند رژیم‌های Atkins و  South Beach. آنها در این مقاله، سپس توضیح می‌دهند که درباره‌ی موثر بودن این رژیم‌ها – که به LCHF (کربوهیدرات پایین، چربی بالا) معروفند – مدارک و پژوهش‌های بسیاری وجود دارد، و این رژیم‌ها تنها راه‌حل بحران چاقی در دنیا هستند.

اما در واقع ماجرا به این شکل نیست. مدارک مورد بحث (در مورد پایین‌آوردن مرگ و میر ناشی از چاقی)، نه در مورد رژیم‌های LCHF وجود دارد و نه در رژیم‌های مدیترانه‌ای و DASH . اما رژیم‌های مدیترانه‌ای و DASH ، حداقل روی جمعیت‌های آزمایشی بزرگتر، امتحانش را پس داده است.

به طور کلی، در مورد کاهش وزن، رژیم‌هایی که بر تعادل منفی انرژی (از آنچه می‌سوزانید، کمتر بخورید) تمرکز دارند، همیشه موفق هستند، جدا از اینکه نام این رژیم‌ها چه باشد. موضوع دیگر این است که نشانگرهای سلامت، مثل قند خون و چربی خون، در طول روند کاهش وزن به طور کلی بهبود پیدا می‌کنند و این هم به نوع رژیم ارتباطی ندارد.

حقیقت این است که تمام این قائله‌ی رتبه‌بندی رژیم‌های غذایی نیز، صرفا برای منحرف کردن ذهن مردم از اصل ماجراست. در حقیقت، هر سبک زندگی‌ای که سیگارکشیدن از آن حذف شده باشد، نرمش و حرکت فیزیکی در آن وجود داشته باشد و به کاهش وزن منجر شده یا از افزایش وزن در افراد عادی جلوگیری کند، خطر بیماری‌های مزمن را به طرز قابل توجهی پایین می‌آورد، حتی در افرادی که از لحاظ ژنتیکی مستعد این بیماری‌ها هستند.

این دو روزنامه‌نگار همچنین گفته‌اند که رژیم LCHF ، روند پیشرفت دیابت نوع دوم را برعکس می‌کند. اما طبق پژوهش‌های انجام شده، حتی این نیز صرفا در نتیجه‌ی خود روند کاهش وزن است که اتفاق می‌افتد.

الگوهای تغذیه‌ای ما در مورد گروه‌های اصلی (کربوهیدرات‌ها، چربی و پروتئین)، تنها مسافر کشتی بحران چاقی هستند نه ناخدای آن. فهرستی که <تیشلولز> و <تابیس> به عنوان دلایل بحران چاقی ارائه می‌کنند، اشتباه است.

مشکل اینجاست که مردم اکنون علاوه بر پیروی از رژیم‌ها و استفاده بیشتر از سبزیجات و غلات، این روزها نسبت به مثلا دهه 1970، بیشتر غذا می‌خورند و بیشتر انرژی تولید می‌کنند. امروزه فاکتورهایی چون شهرنشینی، میزان فعالیت فیزیکی در خانه و محیط کار را به شدت کاهش داده‌اند. از طرف دیگر، قیمت پایین‌تر برای غذا، به خصوص غذاهایی که از کالری اشباع شده و از مواد مغذی عاری هستند، باعث شده تولید انرژی در بدن ما بیشتر و مصرف آن کمتر شود. این‌ها عوامل اصلی و ناخدای کشتی این بحران هستند، نه میزان مصرف کربوهیدرات‌ها.

در میانه‌ی این بحران جهانی، ما نیاز به تولید رژیم، دستورالعمل‌ها و کتاب‌های تغذیه‌ی جدید نداریم. اکنون نیاز است ریشه‌های بحران چاقی را بیابیم و حل کنیم.      


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *