صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / دیدنی های پرده نقره ای Life

دیدنی های پرده نقره ای Life

Leeza

کارگردان:  دنیل اسپینوزا

نویسندگان: رت ریس، پاول ورنیک

 

نقش آفرینان:

رایان رینولدز (Ryan Reynolds)

ربکا فرگوسن (Rebecca Ferguson)

جیک جیلنهال (Jake Gyllenhaal)

هیرویوکی سانادا (Hiroyuki Sanada)

آریون باکار (Ariyon Bakare)

 

خلاصه داستان:

فیلم درباره‌ شش نفر از گردانندگان ایستگاه فضایی‌ است که تنها هدفشان بررسی نمونه‌ های خاک سطح سیاره‌ مریخ است؛ خاکی که توسط کپسولی از سطح سیاره‌ سرخ برداشته شده تا روی آن آزمایش صورت گیرد. با توجه به بین‌المللی بودن ماهیت ایستگاه، متخصصانی از چهار کشور در آن گرد هم آمده‌ اند: روری آدامز (رایان رینولدز) و دکتر دیوید جوردن (جیک جیلنهال) از آمریکا، کارشناس قرنطینه میراندا نورت (ربکا فرگوسن)، زیست ‎شناس هیو دری (آریون باکار) از بریتانیا، فرمانده کاترینا گولُفکین (اولگا دیهاویشنایا) از روسیه و شو کِندو (هیرویوکی ساندا) از ژاپن. آن‌ ها پس از تحقیقات خود، نشانه‌ هایی از زندگی در این خاک می ‌یابند و از این موجود متحرک مراقبت کرده و نام آن را <کالوین> می‌ گذارند. این متخصصان رشد کالوین را زیر نظر گرفته و پس از گذشت مدتی از هوش و استقامت بالا، و گرایشات خشونت ‌آمیز آن شگفت ‌زده می‌ شوند. هنگامی که تلاش برای کنترل این موجود نتیجه نمی‌ دهد، اکنون این شش نفر باید برای بقا بجنگند.

 

نقد فیلم:

فیلم زندگی/Life در بیشتر دقایق شبیه فیلم <بیگانه> اثر ریدلی اسکات است. شباهت ‌ها به قدری زیاد است که نمی‌ توان منکر آن شد. به هر حال، فیلم کلاسیک <بیگانه> طی این چهل سال الگوی بسیاری از فیلم‌ های از این دست بوده، اما تعداد کمی چون Life (اثر دنیل اسپینوزا) تاثیرگذار بوده‌ اند. کارگردان سعی نکرده منکر اقتباس از اثر مذکور شود (در تعدادی از صحنه‌ ها این ارجاع کاملا مشخص است)، اما با فیلمنامه‌ خوبی که رت ریس و پاول ورنیک در اختیار او گذاشته ‌اند توانسته ماهیت این فیلم را به عنوان اثری متفاوت از فیلم <بیگانه> تثبیت کند. کسانی که این اثر کلاسیک را دیده‌ اند، حداقل تا زمان مشخصی می‌ توانند داستان را حدس بزنند. گرچه هنگام رسیدن فیلم به آن زمان مشخص تمام حدس‌ های تماشاگر نقش بر آب می ‌شود. انتظار یک اثر خیال ‌بافانه و تفرج در فضا را نداشته باشید! حتی با استانداردهای ژانر علمی‌ تخیلی و ترسناک نیز یک محصول تاریک، مخوف و سفت و سخت تلقی می‌ شود و مناسب افراد دل‌ نازک و در طلبِ پایان خوش نیست.

بهترین نکته فیلم این است که چه هنگام پیش بردن داستان خود در بستر علمی ‌تخیلی و چه هنگام قالب ترسناک گرفتن به بهترین شکل عمل می کند. البته شاید طرفداران آثار عمیق و سنگین چندان از فیلم خوششان نیاید یا علاقمندان به خون‌ و بیرون ریختن امحا و احشای بدن، اطلاعات علمی و هستی‌ شناسی آن را خسته‌ کننده بدانند. در کل می ‌توان گفت اسپینوزا به خوبی در مسیری بین رویکرد کوبریک و اسکات گام برداشته که البته اصلا کار آسانی نیست.

 

 

مشخصا فیلم <زندگی> از نظر تشابه با اثر ریدلی اسکات در جایگاه پایین ‌تری‌ است. گرچه شاید در چندین صحنه بتواند ضربان قلب تماشاگر را بالا ببرد، اما اصلا و ابدا هیجان فیلم <بیگانه> را ندارد. اتمسفر و فضای فیلم <زندگی> در القای تنش خفقان ‌آور و مهیج، به پای اثر مذکور نمی ‌رسد. صد البته لحظات کوبریکی فیلم هم زیاد نیست. نماهای CGI از زمین و ستارگان بسیار زیبا و دیدنی‌ است اما داستان بیشتر حول اتفاقات درون ایستگاه فضایی بین‌المللی رخ می ‌دهد تا فضای بیرون.

شش انسان در برابر یک موجود خارجی، گرچه در ظاهر قابل پیش‌ بینی به نظر می‌ رسد، ولی در پرداخت جزئیات رویکرد متفاوتی دارد. ما قبلا هم این بازی موش و گربه ‌ای را در فیلم‌ ها دیده‌ ایم. اما کاراکترهای <زندگی> به حد کافی پرداخت شده ‌اند تا با یک فیلم معمولی در ژانر وحشت مواجه نباشیم که نهایت هنرش در این است که بیننده را با <حدس بزنید قربانی بعدی کیست> سرگرم می ‌کند! فیلمساز تعلیق را از دل موقعیت بیرون کشیده و در این راه از اتخاذ تصمیمات جسورانه ابایی نداشته.

اسپینوزا لحنی جدی را برای روایت فیلمش برگزیده که البته کاملا مناسب است و بازیگران نیز از نمایش هنر خود دریغ نکرده ‌اند. جیک جیلنهال همیشه آماده، با وجود این که در بهترین حالت خود نیست اما شخصیتی قابل اعتنا ساخته. رایان رینولدز هم شخصیت شوخ‌ طبع Deadpool را کنار گذاشته تا خود را با لحن جدی فیلم تطبیق دهد. چهار بازیگر دیگر گرچه چندان پرآوازه نیستند، ولی در ایفای نقش‌ های خود قابل قبول بوده ‌اند.

 

 

طراحی صحنه و جلوه‌ های ویژه درجه یک هستند. تعداد سکانس‌ های بیرونی زیاد نیست، با این حال واقعی به نظر می‌ رسند و صحنه‌ های داخلی نیز در خلق فضایی محصور عالی عمل کرده‌ اند. طراحی موجود خارجی نیز نمونه‌ های اولیه در فیلم <بیگانه> را تداعی می‌ کند، با این تفاوت که دهانش همیشه برای خوردن باز است. موسیقی متن ناموزون یان اکستراند بدون جلب توجه وظیفه‌ خود را انجام داده و به تیرگی فیلم می ‌افزاید.

طبق ماهیت فیلم، نمی ‌توان انتظار فروش چشم‌ گیری برای آن داشت. مخاطبان اغلب از فیلم‌ هایی که به جای موفقیت، سختی و حتی شکست را نشان می ‌دهند و انتخاب‌ هایی مخالف سلیقه‌ آن ‌ها دارند، گریزان هستند. طرفداران ژانر وحشت اما بهتر می ‌توانند با این مسایل کنار بیایند، پس فیلم <زندگی> برای آنان مناسب خواهد بود. مسلما فیلم از نمایش خون و خون‌ ریزی مضایقه نمی‌ کند؛ تجزیه‌ یک موش سفید آزمایشگاهی ممکن است مشوش‌ کننده‌ ترین صحنه‌ تصویری سال باشد. <زندگی> برخلاف پیوند عمیقی که با <بیگانه> دارد کاملا تازه‌ نفس جلوه می‌ کند، چرا که نمی‌ خواهد با انتخاب ‌های محافظه ‌کارانه، دل مخاطبان دل‌ نازکی که علاقه ‌ای به ناراحتی یا به چالش کشیده‌ شدن ندارند را نگه دارد. هر کسی که برای مواجهه با یک اثر شوم و مضطرب‌ کننده آماده است، <زندگی> را برای تماشا انتخاب کند.

 

درجه بندی:

این فیلم 103 دقیقه ای در آمریکا R رده بندی شده، و بنابراین تماشای آن در کانادا برای افراد زیر 18 سال ممنوع است.

 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *