مقالاتمقالات اجتماعی

دختر نوجوان یزیدی که داعش به بردگی جنسی گرفت

یک دختر نوجوان پیرو مذهب <یزیدی> که از بردگی گروه تروریستی <داعش> در <عراق> به کشور <آلمان> گریخته بود، می‌گوید که در <آلمان> با فردی که او را به اسارت گرفته بوده، برخورد کرده است. او که سپس دوباره به <عراق> بازگشته است، در گفتگویی با شبکه‌ تلویزیونی Russia Today توضیح می‌دهد که چرا اروپا، برای دخترانی مانند او، خانه‌ امن به شمار نمی‌آید. او که نامش <اشواق تعلو> است، می‌گوید پس از فرار از اسارت در <عراق>، به این فکر افتاده که برای اینکه از دست <داعش> در امان باشد، به شهر <شوابیش گموند> پناه ببرد. این شهر، یک شهر کوچک دارای بازارهای محلی و مناظری بسیار زیباست که در دامنه رشته کوه Swabian و در نزدیکی شهر <اشتوتگارت> واقع شده است. بنابراین، او وسایل را جمع کرد و پس از پیگیری جزئیات مهاجرت، موفق شد به <آلمان> مهاجرت کند و به این شهر برود. او مدتی در این شهر زندگی کرد و حتی به مدرسه بازگشت. اوضاع، آرام به نظر می‌رسید. تا اینکه یکی از شب‌های ماه فوریه، همه چیز را عوض کرد. در آن شب، <اشواق> در راه بازگشت از مدرسه بود که یک اتومبیل، در کنار او توقف کرد. سپس مردی با ریش کوتاه شده، از اتومبیل پیاده شد، عینکش را برداشت و به سوی این دختر نوجوان خم شد تا او را بهتر ببیند. این مرد سپس خطاب به <اشواق> از او پرسید: <می‌توانم سوالی از تو بپرسم؟ آیا تو اشواق هستی؟>.

چهره‌ آن مرد، چهره‌ای بود که <اشواق> هرگز گمان نمی‌کرد دوباره در زندگی‌اش ببیند. آن مرد، که در میان اعضای داعش تنها با نام مستعار <ابوهمام> شناخته می‌شد، یکی از مبارزین شاخه‌ سوریه‌ این گروه تروریستی بود. او، کسی بود که در سال 2015، <اشوق> را در یک بازار برده‌فروشی در شهر <بعاج> در استان <نینوا>، به مبلغ 100 دلار خریداری کرده بود. این مرد، اکنون به عنوان یک پناهنده در <آلمان> زندگی می‌کرد و از همان آزادی و امکاناتی که قربانی او در اختیار داشت نیز، برخوردار بود.

اما <اشواق>، در مورد برخورد آن شب کذایی می‌گوید: <من در پاسخ او گفتم: نه، من اشواق نیستم. اما آن مرد سپس رو به من کرد و گفت: چرا تو همان هستی و من می‌دانم، به من دروغ نگو>. این دختر نوجوان می‌گوید ترس سراپایش را فرا گرفته و بلافاصله فرار کرده و به سوی خانه‌ برادرش می‌دود، در حالی که <ابوهمام> نیز او را تعقیب می‌کرده است. این برخورد هراس‌آور، ذهن و روح او را از زندگی آرام و صلح‌آمیزش در<آلمان> به جاده‌های پر از گرد و خاک <عراق> جنگ‌زده برگرداند؛ جایی که چند سال پیش از آن، ماجرای دهشتناک ربودن او، روی داده بود.

در سال 2014، و در هنگامه‌ای که گله‌های تروریست‌های <داعش>، در سراسر <عراق> و <سوریه> جان مردم را می‌گرفتند و به سرعت بر قلمرو خود می‌افزودند، <اشواق> با 77 نفر از خانواده، نزدیکان و آشنایانش، در یک روستای کوچک، در منطقه کردستان <عراق> زندگی می‌کرد. لشکرکشی و قتل و غارت <داعش> سرانجام به روستای او هم رسید. تروریست‌های جهادی این گروه، خانه‌ خانوادگی او را نیز، مانند بسیاری دیگر از خانه‌ها، محاصره کرده و سپس تمام اعضای خانواده‌ او را به اسارت گرفته و از هم جدا کردند. <اشواق> می‌گوید: <بدترین زمان در تمام زندگی من، هنگامی بود که داعش، اعضای خانواده‌ من را از هم جدا کرد و هر یک را به سویی برد>. او که در آن زمان، تنها 15 سال داشت، ادامه می‌دهد: <مطمئن بودم که مرا شکنجه داده و به من تجاوز خواهند کرد>.

این دختر عراقی می‌گوید پس از آن که <ابوهمام> او را خریده، تلاش کرده خریدارش را قانع کند که آزادش کند، اما <ابوهمام> گفته او به عنوان عضو <داعش>، دستور دارد که به زنان یزیدی تجاوز کند و آن‌ها را به بردگی بگیرد. سپس <اشواق> را وادار کردند که مسلمان شود و او به صورت بخشی از دارایی‌های <ابوهمام> درآمد.

اما <اشواق> می‌گوید پس از دیدار هراسناکش با <ابوهمام> در آلمان، به پلیس مراجعه کرد و یک گزارش پلیس را تکمیل کرد و به مسوول پرونده‌ پناهندگی‌اش در <آلمان> نیز گفت که جریان چیست. اما پلیس، پس از یک ماه، پرونده را گشود و سپس گفت که هیچ سرنخی ندارد که دنبال کند.

پس از چند هفته، و به نتیجه نرسیدن تحقیقات پلیس، <اشواق> آلمان را ترک کرد و به <عراق> بازگشت. <ابوهمام> یکی از هزاران تروریست جهادی است که به خاطر سیاست <درهای گشوده> که <انگلا مرکل> برای مهاجرپذیری تصویب کرده بود، وارد <آلمان> شدند. در سال 2018، آلمان سیاست‌های پذیرش مهاجرانش را به کلی تغییر داد.

Behnam Marfou
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان