صفحه اصلی / مقالات / خطر هوش مصنوعی بیش از آن است، که فکر می کنیم

خطر هوش مصنوعی بیش از آن است، که فکر می کنیم

به قلم: ادم میسیویچ

 

استفاده هر چه بیشتر از ابزار هوشمند

ما به عنوان نوع بشر داریم شمار زیادی وسایل هوشمند از خودروهای بدون راننده گرفته تا خدمات شخصی، برای خودمان می سازیم. در عین حال داریم می آموزیم، که به آنها اعتماد کنیم و اطمینان داشته باشیم.

از دیگر سو به موازات گسترش فناوری، هوش مصنوعی بر چگونگی تفکرمان، رفتارمان با دیگران و عملکردمان، تاثیر می گذارد. در این میان به ویژه سیستم هایی که به روابط با انسان شکل می دهند، قدرت و تاثیر بسیار بیشتری خواهند داشت. بنابراین به موازاتی که این فناوری ها را می پذیریم و از آنها استقبال می کنیم، امکان دارد برای مان چیزی بیش از یک دستگاه صرف شوند.

به این ترتیب اینک بهتر است لختی تأمل کنیم، و به یک سناریوی قابل تأمل بیندیشیم. اینکه برغم تمامی فوایدی که هوش مصنوعی برای ما دارد، وابسته شدن به آن واقعا مخاطره انگیز است. این مخاطره به ویژه زمانی بیشتر می شود، که اوضاع رو به پیچیدگی برود. اگر از پشت عینک فرضیه ای نه چندان غیرمحتمل به آن نگاه کنیم، پرسش زیر مطرح می شود:

آیا هوش مصنوعی باعاطفه می تواند، برای حریم خصوصی و امنیت ما مخاطره انگیز باشد؟

پاسخ من به این پرسش مثبت، و استدلالم این است: ما مبنای کار خود را بر تاکید بر جنبه مثبت فناوری قرار داده ایم. البته این درست، که فناوری زندگی مان را آسان تر کرده است. امید هم همواره این بوده که برای مان فایده داشته، و خواهد داشت. اما همین فناوری نکات منفی هم داشته است. مثلا سبب شده، کمتر اجتماعی باشیم. باعث حواس پرتی، فشار روانی، و در برخی از اوقات، منزوی گشتن مان نیز، شده است. کمااینکه اینک زمانی را که در دنیای مجازی سپری می کنیم، در جوامع مجازی به بازی و سرگرمی می پردازیم و ارتباطات مصنوعی داریم، بیش از معادل زمان انجام این کارها در جهان واقعی است.

در عین حال هر قدر وقت بیشتری در دنیای مجازی می گذرانیم، بیشتر هم مایلیم بدانیم وقتی در آن نیستیم، در این جهان چه رخدادهایی اتفاق می افتند. عجیب تر اینکه وقتی روز بدی داشته باشیم، در دنیای فناوری به دنبال آسوده شدن می رویم. ایراد کار هم، درست در همین جاست. زیرا تلاش برای کاهش اضطراب در واقع ما را وادار می کند، به فناوری وابسته تر شویم.

اما احتمالا دو اثر بسیار بدتر اینها هستند: نخست اینکه ورود به دنیای مجازی بسیار ساده و سریع صورت می گیرد. همچنین جعل هویت در این دنیا خیلی آسان است. بنابراین فکر می کنیم، می توانیم در آن هر کاری را که دوست داریم، انجام بدهیم. بدون اینکه پیامدهای منفی آنها گریبان مان را بگیرند.

دوم اینکه در این جهان بین مخاطره و پیامدهای منفی ارتباطی نمی بینیم. نتیجه اینکه اطلاعات هر چه بیشتری در موردمان در این دنیا ایجاد، و در جایی ذخیره می شوند.

ترکیب این دو گنجینه ای از اطلاعاتی به وجود می آورد، که می تواند برای سنجش و کنترل مان مورد استفاده قرار بگیرد. و این زیربنایی را ایجاد می نماید، که به شکلی باورنکردنی سبب آسیب پذیر نمودن مان می شود. به ویژه اینکه اگر اطلاعات شخصی مان از سوی افرادی هک و یا دزدیده شوند، که افکار شومی در سر دارند. در دنیای کنونی شمار اینگونه افراد بسیار زیاد است. مساله ای که به نوبه خود سبب می شود، که بخواهیم به سراغ ساختن ابزارهای بیشتری برویم، که دارای هوش مصنوعی عاطفی هستند. حال اگر چنین هوشی- که درست کردنش هم ابدا دور از دسترس نیست- ساخته و وارد خانه مان شود، حریم خصوصی و امنیت مان به خطر می افتد.

هوش مصنوعی آنقدرها که به نظر می رسد، بی آزار و بی خطر نیست

زیرا هوش مصنوعی عاطفی سرانجام قادر خواهد بود، در یک میلیونیم ثانیه صدها سرنخ را جمع آوری و تحلیل کند. به همین سبب دستگاه دارای چنین هوشی می تواند، حتی با شنیدن صدای انسان بفهمد که مثلا او احساس درماندگی می کند. سپس از توانایی های فراوان دیگر خود بهره می برد، و چیزهایی می گوید که سبب می شوند، به انسان احساس امنیت دروغین دست بدهد.

حال دامنه این احساس را به حوزه امنیت ملی بسط دهیم. مثلا فرض کنیم اداره جاسوسی کشوری بیگانه نیز با استفاده از همین دستگاه ها اطلاعاتی را که خودمان در دنیای مجازی گذاشته ایم جمع آوری کرده، و برعلیه خودمان به کار بگیرد. هکرها و سایر بیماران روانی ای که مرتب در دنیای مجازی جولان می دهند نیز، که جای خود دارند.

به عبارت دیگر ما با علاقمند و وابسته شدن به دستگاه های دارای اینگونه هوش مصنوعی، عملا خود را در معرض انواع مخاطرات قرار می دهیم. مخاطراتی که در هنگام قرار دادن اطلاعات مان در دنیای مجازی، بسیاری از آنها حتی به ذهن مان خطور نکرده اند، و نمی کنند.

بنابراین با توجه به جمیع جهات این پرسش پیش می آید که آیا اصولا عاقلانه و منطقی خواهد بود، که به دستگاه های مورد اشاره علاقمند و وابسته شویم؟ زیرا بسیاری از مواردی که به آنها پرداخته شد، نه مخاطرات بالقوه، که خطرهای واقعی هستند.  


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *