Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
صفحه اصلی / مقالات / خشونت خانگی؛ دلایل و پیامدها!

خشونت خانگی؛ دلایل و پیامدها!

با توجه به اینکه اخیرا، یعنی 25 نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان را سپری کردیم، سرمقاله این هفته را به مقوله خشونت خانگی اختصاص داده ایم. بد نیست بدانید که مجمع عمومی سازمان ملل متحد، 17 اکتبر 1999 نامگذاری  این روز را تصویب کرد.

خشونت خانگی به معنی رفتار خشونت آمیز و سلطه گرانه یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگر همان خانواده است. بسیاری از مردانی که همسر و فرزندان شان را از نظر فیزیکی مورد تعرض قرار می دهند در زمینه های دیگر سابقه خشونت دارند. خشونت خانگی به صورت قتل ناموسی، آزار فیزیکی، جنسی، روانی (توهین و تحقیر)، محرومیت و محدودیت (از بین بردن استقلال مالی) اعمال می شود. زنانی که از جانب همسران شان مورد خشونت قرار می گیرند پنج برابر بیشتر از سایر زنان در معرض آسیب های روانی و خطر خودکشی قرار دارند.

آمار خشونت خانگی تکان دهنده است. متاسفانه این جنایت در بسیاری از کشورهای جهان، از آمریکا و کانادا و اروپا گرفته تا آسیا و خاورمیانه، از جمله ایران، رخ می دهد. تفاوت بین این کشورها، در نحوه رسیدگی به شکایات قربانیان و ارائه خدمات حمایتی است. واقعیت این است که بسیاری از قربانیان از دسترسی به خدمات حمایتی محروم می باشند و یا به دلیل ترس از انتقامجویی، از دست دادن حضانت فرزندان و یا روبرو شدن با مشکلات اقتصادی، به ناچار در روابط خشن و نزد آزارگران باقی می مانند.  متاسفانه در بسیاری از جوامع، از جمله ایران، به این گونه زنان لقب <صبور> داده می شود. او در واقع اسیر <شرم>، <ترس> و <درماندگی> است. زنانی که باید در کنار شریک زندگی احساس امنیت و آرامش کنند، عزت نفس خود را از دست می دهند و خود را حقیر و بی ارزش تلقی می کنند.

بیش از یک سوم از زنانی که در سال 2017 به قتل رسیدند، به دست فرد مورد اعتماد، همسر و یا شریک زندگی جان خود را از دست داده اند. متاسفانه این معضل، سلامت جسم و روان میلیون ها زن در طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را تهدید می کند.

طی هفته گذشته، گزارش های متعدد آماری در مورد تعداد قربانیان خشونت خانگی در جهان منتشر شده است. بنابراین برای جلوگیری از تکرار مکررات، به صورت خلاصه به مجموعه ای از عوامل و پیامدهای این معضل اجتماعی جنایت ضد انسانی می پردازم.

برای درک یک مشکل اجتماعی و پیشگیری از آن، آگاهی از عوامل آن ضروری است. عواملی که بر رفتار مجرمان تاثیر می گذارند، کدامند؟ چرا برخی از زنان در برابر خشونت آسیب پذیرتر می باشند؟ وجه مشترک جوامعی که در آن خشونت بر علیه زنان وجود دارد، چیست؟ در بروز خشونت خانگی نقش تبعیض جنسیتی؛ حاکمیت فرهنگ مردسالاری و <جنس دوم> دانستن زنان؛ شیوه نادرست انتخاب همسر؛ اختلالات شخصیتی آزارگران و نقش ناهنجاری های اجتماعی مانند اعتیاد به مواد مخدر و الکل در تحریک فرد، استرس و فشار عصبی در محل کار، نباید نادیده گرفته شوند. مردان آزارگر، تمایلات ضد اجتماعی دارند و علیرغم آنچه وانمود می کنند، عزت نفس پایینی دارند، به همین دلیل احساس بی ارزش و بی کفایت بودن خودشان را با آزار رساندن به همسرو فرزندان جبران می کنند.

مطالعات نشان داده است که کودکان و نوجوانانی که شاهد خشونت خانگی بوده اند از بسیاری از عوارضی رنج می برند که همسن و سالان قربانی خشونت جنسی و یا فیزیکی با آن دست به گریبان می باشند. دخترانی که شاهد کتک خوردن مادر به دست پدر یا ناپدری هستند، خشونت را به عنوان جزئی از زندگی زناشویی می پذیرند. از سوی دیگر پسران شاهد خشونت نیز ممکن است خود در بزرگسالی شریک زندگی خود را مورد خشونت قرار بدهند.

 

خدمات حمایتی از قربانیان خشونت خانگی

در بسیاری از کشورهای جهان موسسات ویژه کمک، مانند مراکز مشاوره ای، خانه های امن و یا شماره تلفن های ویژه برای درخواست کمک در اختیار زنان قرار دارد. پلیس نیز موظف است که بلافاصه پس از دریافت گزارش یا درخواست کمک در محل حاضر شود و در صورت لزوم فرد مهاجم را بازداشت کند. دولت کانادا اخیرا برنامه 10 ساله خود برای حمایت از قربانیان خشونت خانگی را معرفی کرد. استراتژی دولت شامل آموزش دست اندرکاران خدمات درمانی برای تشخیص و حمایت از قربانیان خشونت خانگی و کودک آزاری؛ تقویت وضعیت سلامتی قربانیان خشونت؛ تسهیل دسترسی به مشاوره روانی و حمایت از سازمان ها و نهادهای ارائه کننده خدمات حمایتی به قربانیان، می باشد.

اما در کنار این اقدامات، بهترین راه مبارزه با خشونت خانگی بر علیه زنان، جلوگیری از وقوع آن و حل ریشه ای این معضل اجتماعی است. آموزش و اطلاع رسانی درباره روابط سالم توام با احترام متقابل و برابری جنسیتی، بایستی از سنین کودکی و نوجوانی آغاز شود. تقویت استقلال مالی زنان با در دسترس قرار دادن امکان ادامه  تحصیل، اشتغال و مسکن می تواند راهگشا باشد.

فراموش نکنیم که خشونت بر علیه زنان همه جامعه را متاثر می کند. برخورداری از آرامش و امنیت حق تک تک اعضای جامعه است. در برابر این معضل اجتماعی بی تفاوت نباشیم.  


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *