مقالاتمقالات پزشکی

امکان نجات جان با آگاهی از تاریخچه بیماری های خانوادگی 

ایمی مک کی- گلوب ومیل

ما امروزه می توانیم و مایلیم، از طریق دی ان ای/ DNA (مولکول حاوی اطلاعات وراثتی. ایران جوان) از تاریخچه خانوادگی خود آگاهی پیدا کنیم. زیرا می خواهیم بدانیم، پیشینیانمان اهل کجا و چگونه آدم هایی بوده اند. همچنین چه فرهنگی داشته اند. چون به این ترتیب هویت مان به نوعی تعریف می شود، و یا اینکه احتمالا هویت نوینی به دست می آوریم. … اما به ندرت در مورد بیماری های خانوادگی رایج در بین نسل ها و تاثیرات (سوئی) که می توانند بر سلامتی مان داشته باشند، حرف می زنیم. کمااینکه آخرین پژوهش مربوطه نشان می دهد که تنها یکی از هر 125 نفری که عوارض موروثی خطر ابتلای بیشتر به برخی از انواع سرطان را دارند، از این مساله آگاهند. در عین حال احتمال انتقال آن به نسل های بعد 50 درصد است. فراتر اینکه اگر این خطر بالقوه بالفعل شود، حتی ابتلاء به سرماخوردگی شدید می تواند تهدیدی بسیار جدی برای سلامتی باشد. به همین سبب گفت وگوهای نسل به نسل از آن دست که در خانواده ما رواج داشته، بسیار مفید و آگاهی بخشند. خانواده ای که شش نسل پیاپیش از سال 1856 به این سو دارای ژنی تغییر یافته بوده، و سرانجام به سرطان مبتلا شده اند. کمااینکه چنین گفت وگو هایی سبب گردیدند وقتی مادرم علائم سرطان روده بزرگ را احساس کرد، دل نگرانی خود را با پزشک معالجش در میان بگذارد و درخواست کند او را برای آزمایش پس روده بینی (کولونوسکوپی) بفرستد. اما پزشکش گفت چنین کاری ضرورت ندارد، و بهتر است صبر کند. ولی مادرم به چند پزشک دیگر مراجعه نمود، و سرانجام موفق شد با ارجاع یکی از آنها این آزمایش را انجام دهد. آزمایشی که ابتلای وی را آشکار ساخت، و به درمان مربوطه منجر شد. خوشبختانه درمان ها چنان اثربخش بودند، که توانست یک سال و نیم پس از جراحی و پرتودرمانی روند معمولی زندگی اش را از سر بگیرد. جالب اینکه در همان برهه درمان کتبا به اداره پزشکی پیشگیرانه و مرکز مشاوره سرطان ارثی اجازه داد، به کل پرونده پزشکی اش، تکه هایی که برای آزمایش های مربوطه از غده اش برداشته بودند، نمونه های خونش و… برای پژوهش های بیشتر دسترسی داشته باشند. به این امید که از تاریخچه سرطان خانوادگی اش رمزگشایی شود، و در نتیجه نسل های بعدی با چشمان بازتر با این بیماری که دیگر الزاما مرگبار نیست روبرو شوند، و تا دیر نشده دست به درمان بزنند. ویژگی درستی که از زمان خاله مادربزرگ مادرم در خانواده ما آغاز، و موجب شد همه مادران به دختران خود در مورد عوارض اولیه پیش از ابتلاء اطلاع رسانی کنند. 

از دیگر سو فایده رمزگشایی مورد اشاره این بود، که سرانجام تاییدی بر آسیب پذیرتر بودن خانم های خانواده من به شمار رفت. بنابراین دیگر لزومی نداشت برای گرفتن نامه ارجاع به پزشک اصرار کنیم، و او هم ما را افرادی بداند که بی جهت دستخوش نگرانی شده ایم. فراتر اینکه مورد خانواده ما نشان داد، که چنین روندی می تواند در خانواده های دیگر هم وجود داشته باشد. مساله ای که به نوبه خود به دیگرانی که در وضعیت مشابه ما هستند، کمک شایانی می کند. کمااینکه کشف پژوهشگرانی که روی نمونه های مادرم کار کردند، به احتمال تشخیص وضعیت مشابه در سایرین یاری می رساند. 

در سال 2001 من نخستین فرد غیرسرطانی شدم، که رویم آزمایشی صورت گرفت که نتیجه اش مثبت بود. از آن هنگام تاکنون باید همه ساله آزمایش بدهم، تا از بالفعل نشدن احتمال بالقوه ابتلاء احراز اطمینان کنم. من ازاین بابت شاکرم. زیرا پیشینیانم چنین امکانی را در اختیار نداشتند. همچنین از مادر درگذشته ام (البته نه به سبب ابتلاء به سرطانش، که در پی یک سرماخوردگی بسیار شدید در 73 سالگی چشم از جهان فروبست) سپاسگزارم، که با گفت وگوهای مربوطه سبب آگاهی ام شد، و تن به آزمایش های مورد اشاره دادم. توصیه ام به دیگران هم این است، در صورت مشاهده عوارض مشکوک سهل انگاری نکنند، و در پی آزمایش و احیانا درمان لازم بروند. همچنین با تعریف سرگذشت خود آگاهی رسانی کنند. زیرا آگاهی از تاریخچه بیماری های خانوادگی و در صورت لزوم آزمایش و درمان زودهنگام، نجات جان مبتلایان را ممکن می سازد. 

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Don`t copy text!