صفحه اصلی / مقالات / ارائه غذاهای سنتی در بازار کانادا: روشی مناسب جهت خویش کارفرمایی

ارائه غذاهای سنتی در بازار کانادا: روشی مناسب جهت خویش کارفرمایی

banner-niazmandiha2

ضرب المثلی کانادایی می گوید:

راه ورود به قلب مرد از طریق شکمش است.

برای بسیاری از نومهاجران کانادایینیز، این راهی برای ورود به جامعه نوینشان محسوب می شود. کمااینکه در بازار کشاورزان/ Farmers’ Market سراسر کشور، غذاها و سنت های خود را به هموطنان بومی و یا پرسابقه تر خود (متعلق به جریان اصلی جامعه بزرگتر) در کانادا ارائه می دهند.

مثلا ملکو گبرکریستوس پیش از آنکه بههمراه سه فرزندش از اریتره به کانادا مهاجرت کند، تکنسین رسمی آزمایشگاه بود، و یک گل فروشی هم داشت. اما در کانادا یافتن شغلی که ساعت های کارش با برنامه زندگی او و سه فرزند خردسالش بخواند، مشکل بود.

وی شش سال پس از مهاجرت، در بازار کشاورزان گوئلف یک دکه کوچک غذافروشی به نام لازا راه انداخت. فرزندانش هم در آماده کردن و فروش غذاها به او یاری می رساندند. از جمله خوراکی هایی که در این دکه عرضه می شود، نانی گرد (تقریبا شبیه تافتون و یا لواش های گرد ایرانی) و بدون گلوتن/ماده چسبنده گندمبه نام اینجرا است. خودشدر این مورد می گوید: با کار کردن در این بازاراین توانایی را دارم که در ساعت ها و به شکلی اشتغال داشته باشم، که بتوانم در مواقع لزوم به امورات فرزندانم هم رسیدگی کنم،و در کنارشان حضور داشته باشم. بنابراین تنها مسئله درآمد مطرح نیست. زیرا گوئلفدارای تنوع نژادی و قومی چندانینمی باشد. در نتیجه با این عملکردم فرزندانم را هم تشویق می کنم، از طریق غذاها و سنت های خود نشان دهند کیستند، و به آن افتخار کنند.

 

ملکو از آماده کردن غذا برای مشتریانش، و سخن گفتن با آنها  در مورد این غذاها لذت می برد. کمااینکه گرچه اینک شغل دیگری دارد، اما در روزهای موعود همچنان دکه کوچک خود در بازار را باز می کند، و به مشتریان غذا می فروشد. او در این باره خاطرنشان می کند:حتی نمی توانم فکرش را به مخیله ام راه دهم، که از ادامه این کار دست بردارم. درواقع به نوعی به آن معتاد شده ام. زیرا (بازار کشاورزان) محل خوبی است، که شبکه کاری مناسبی متشکل ازافراد گوناگون دارد. کمااینکه به من کمک کرده در مورد سنت های کانادایی بیاموزم، و با جامعه ارتباط پیدا کنم. از اینکه صبح زود بیدار شوم و به آنجا بروم، لذت می برم.

در همان بازار کشاورزان مارال مرت نیز،دکه کوچکغذاهای خود به نام لذت های ترکی را دایر کرده است. او یک سال پس از ورود به کانادا این دکه را به راه انداخت، که درآن از جمله باقلوا می فروشد. مارالکه در ترکیه زنی اجتماعی بود، پس از مهاجرت به کانادااحساس تنهایی می کرد. بنابراین حضور در بازار مورد اشاره برایش دو فایده داشت: تمرین زبان انگلیسی، و دیدن مردم! خودش در این مورد می گوید: بازار عالی است. چراکه اینک مشتریانی دارم،که هر هفته به سراغم می آیند. با برخی از دکه داران دیگر هم، حسابی دوست شده ام. واقعا انرژی موجود در این بازار رادوست دارم، و احساس می کنم جزئی از جامعه می باشم.

آنتونیا دورهام نیز، در دکه کوچکش در بازار کشاورزان بلویل انتاریو کار مشابهی انجام می دهد. اما اخیرا غذاهای کشورهای اروپای شرقی را هم، به لیست خوراکی های روسی خود افزوده است. شاید دانستن اینکه او دکترای علوم دارد، سبب شود انسان فکر کند این کار در شأنش نیست. اما خودش ابدا چنین تفکری ندارد. زیرا از طریق همین کار با یک شبکه کاری گسترده آشنا شده که به وی به عنوان رهبر جامعه فرهنگی روس های کانادا کمک می کند، تا از این جامعه پشتیبانی نماید.

دیدایر لورنت پس از مهاجرت از بلژیک به کانادا،در رکستون استان نیوبرانزویک یک بزداری خرید. او روزی دو بار 150 بزش را می دوشد، و خودش پنیر درست می کند. مالکان پیشین این بزداری در بازار کشاورزانفردریکتون دکه ای چوبى داشتند، که در آن پنیر بز می فروختند. اینک دیدایر در بازاری دیگر نیز دکه جدیدی به آن یکی افزوده است. نیوبرانزویک استانی دو زبانه می باشد. بنابراین گرچه انگلیسی دیدایر زیاد خوب نیست، اما فرانسوی زبان های زیادی از این بازار کشاورزان خرید می کنند. او به فروشگاه های مواد غذایی و رستوران ها هم، پنیر بز می فروشد. اما خاطرنشان می کند:بازار کشاورزان مکانی عالی برای شناساندن کسب و کارهاست.

البته برای بسیاری از اینگونه افراد درآمد چنین دکه هایی به اندازه ای نیست، که اموراتشان با آنها بگذرد. بلکه در واقع کمک خرجی است. ولی احساس تعلق به جامعه و آشنا شدن با دیگران، بسیار عالی می باشد. در عین حال بتی لی می گوید اگر مردم همان شکیبایی را که در آغاز به راه انداختن هر کسب و کار دیگری از خود نشان می دهند، در این مورد هم بروز دهند، نتیجه پشتکارشان را خواهند دید. کمااینکه خودش از سال 1974 به این سو در بازار کشاورزانفردریکتون انواع غذاهای عمدتا غیرگوشتی چینی می فروخته است. وی از نخستین کسانی محسوب می شود، که این بازار را از محل فروش صرفا گوشت و سبزیجات تغییر داده اند. او مادری خانه دار بود که شکل عملکرد بازار کشاورزان به وی اجازه می داد، در طول هفته که فرزندان دانش آموزش به مراقبت احتیاج داشتند، در خانه غذاهای گوناگون بپزد، و در روزهای تعطیلات آخر هفته آنها را بفروشد. به مرور غذاهایش مشتری های فراوانی را به دکه اش کشاندند. بگونه ای که حتی نخست وزیر استان از خریداران دائمی آنها شد.

جالبست بدانیم صاحبان بسیاریاز اغذیه فروشی ها و مغازه هایی که برای مناسبت های گوناگون غذا می پزند، کارشان را با راه اندازی دکه در بازار کشاورزان آغاز کرده اند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *