مقالاتمقالات اجتماعی

آزار جنسی از سوی مردها، اخراج زنان!

به نقل از گلوبال نیوز

لوراهنسلی

همه چیز از روزی شروع شد که واندا رئیسش را برای اولین بار ملاقات کرد. بعد از یک مصاحبه موفق، رئیس واندا را همراه خود به پایین پله ها برد و همین طور که با هم گفتگو می کردند دست های خود را روی شانه واندا گذاشت. در بازگشت به خانه، واندا مدام به این رفتار نامتعارف رئیسش فکر می کرد اما آنقدر از شغل جدید خود هیجان زده بود که ترجیح داد این برخورد اول را نادیده بگیرد.

چند روز بیشتر نگذشته بود که او متوجه شد این رفتار نامناسب رفتار همیشگی رئیس است.

نگاه های رئیس بیش از هر چیزی برایش آزار دهنده شده بود، نگاه هایی معنادار و غیراخلاقی. واندا در حالی که از این رفتارها شوک زده بود و نمی دانست چه واکنشی باید نشان بدهد، به کار خود ادامه می داد.

 

 

در سال 1989، موضوع خشونت علیه زنان به طور جدی در جامعه کانادا مطرح شد و حقوق زنان و فمینیسم را زیر ذره بین قرار داد. اما با گذشت سی سال، هنوز هر روز شاهد قتل یک زن هستیم، هر هفته یک زن به دست همسر یا شریک زندگی اش کشته می شود، و از هر سه زن، یک زن در طول زندگی خود به نوعی خشونت جنسی را تجربه می کند.

این موضوع در محل کار آزار دهنده تر هم می شود زیرا هم زنان بیشتری را وادار به سکوت می کند، و هم بر کارایی فرد تاثیرگذار است و آثار روحی و حرفه ای آن تا مدت ها باقی می ماند. تا زمانی که در محیط های کاری سیاست های جدی برای مقابله با این رفتار وجود نداشته باشد، از رواج این رفتارها کم نخواهد شد.

به گفته گیلیانناتیو، رئیس یک موسسه خصوصی آموزش حقوقی برای زنان، آزار جنسی انواع مختلفی دارد. شکستن حریم شخصی فیزیکی افراد، ایمیل ها و پیام های نامناسب، ارسال عکس های غیراخلاقی، نظر دادن روی بدن و استفاده از ژست های نامناسب، و البته لمس کردن بدن فرد بدون خواست او، همه نمونه هایی از این نوع رفتار هستند.

آمار نشان می دهد از هر 10 زن، 2 نفر گفته اند در محل کار مورد آزار جنسی قرار گرفته اند و اکثریت زنان در کانادا زنی را در اطراف خود می شناسند که این تجربه را داشته باشد. آمار همچنین نشان می دهد فقط 20 درصد زنان فکر می کنند اگر آزار جنسی را گزارش کنند، مقامات و روسای محل کارشان با فرد خاطی برخورد خواهند کرد.

در بسیاری موارد آزار جنسی در ابتدا با یک اتفاق ساده آغاز می شود که زنجیره ای از رفتارهای ناخوشایند را به دنبال می آورد. این موردی است که برای جانت پیش آمد. این دختر 26 ساله، که از ما خواسته نامش را تغییر بدهیم چون هنوز با فرد خاطی همکار است، در یک برنامه کاری با همکارش شروع به گفتگو می کند. آنها از علاقه ها و سرگرمی های خود حرف می زنند و جانت چون می دانسته همکارش همسر و فرزند دارد این گفتگو را کاملا معمولی و دوستانه قلمداد می کرده است. اما از آن به بعد ایمیل ها و لایک های اینستاگرامی شروع شد، و کم کم زبان و لحن پیام ها تغییر کرد. و وقتی آقای مدیر عکس بدون لباس خود را برای جانت فرستاد، جانت اطمینان حاصل کرد که همکارش از خط قرمزها عبور کرده است. 

او دیگر پاسخ همکارش را نداد و پس از مشورت با خانواده و دوستان، مورد را به رئیسش گزارش کرد. واحد نیروی انسانی پیگیری را به دست گرفت و از او خواست هرگونه مدرکی که برای این ادعا دارد ارائه کند. جانت نیز عکس ها، پیام ها و بیش از 70 ایمیلی را که هیچ ارتباطی به مسائل کاری نداشتند به آنها نشان داد.

او می خواست برای این مدیر سابقه ای درست شود که نتواند این رفتار را در مورد زنان دیگر تکرار کند زیرا گزارش آزار جنسی برای زنان کار دشواری است. هم به این دلیل که می ترسند حرفشان را باور نکنند، و هم از ترس اینکه اطرافیان خود انها را مقصر رفتار نامناسب همکارشان بدانند، به ویژه اگر در مشاغل پایین و کم درآمد باشند.

همچنین برخی محیط های کاری مانند مراکز درمانی و پزشکی و همچنین محیط های مردانه زمینه مساعدتر و بازتری برای بروز این نوع رفتارها ایجاد می کند. به علاوه زنانی که دچار معلولیت هستند، سه برابر زنان سالم، و زنان بومی، رنگین پوستها و ترنس ها بیشتر از سایرین در معرض اینگونه رفتار قرار دارند.

به گفته واندا، مردان با هر زنی این رفتار را نمی کنند، بلکه زنانی را هدف رفتارهای نامناسب خود قرار می دهند که نوعی ضعف و آسیب پذیری در آنها ببینند.

اما اگر زنی در معرض این رفتار قرار گرفت چه باید بکند؟

در انتاریو قانون سلامت و ایمنی محیط کار برای حمایت از شاغلان تنظیم شده است. افراد شاغل باید حقوق خود را به خوبی بشناسند و برای احیای آن اقدام کنند. اگر چنین رفتاری را در محل کار تجربه کردید حتما همه شواهد و مدارک و تاریخ دقیق آنها را نگه دارید. سپس مسئله را به مدیر خود و یا بخش نیروی انسانی گزارش کنید. به جای تکیه به پیش فرض های مرسوم در مورد عدم رسیدگی، این فرصت را به شرکتتان بدهید و عکس العمل آنها را ببینید. اگر برخورد مناسب صورت نگرفت، مسئله را با یک وکیل یا مشاور حقوقی مطرح کنید تا در صورت لزوم پلیس را وارد ماجرا کند یا شکایتی تنظیم شود.

در دو موردی که مثال زدیم، واندا با پیگیری موضوع از طریق روسای شرکت، در نهایت به دلیل کافی نبودن مدارک (به گفته آنها) مجبور شد مسئله را خاتمه دهدو وقتی به دلیل بیماری برای چند روز مرخصی گرفت، حکم اخراجش را دریافت کرد. اما در مورد جانت وضعیت فرق می کرد. واحد منابع انسانی رفتار آقای مدیر را خارج از چارچوب تشخیص داد و به جانت قول داده شد دیگر هرگز این رفتار تکرار نشود. مدیر همچنان سرکارش حاضر می شود و جانت از رفتار او با زنان دیگر بی اطلاع است اما از اینکه حرفش را تایید کرده اند احساس آرامش و رضایت می کند. به گفته ناتیو، هرچند در مواردی مانند مورد جانت، فرد شاکی از سوی شرکت مورد دلجویی قرار می گیرد، اما اکثرا این خود فرد شاکی است که در نهایت مجبور به ترک محل کار می شود زیرا سیستم قدرت حاکم بر محیط های کار از آنها تحمل و سکوت می خواهد نه اعتراض و پیگیری.

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 

نصب اپلیکیشن ایران جوان