صفحه اصلی / مقالات / گرفتن مالیات از برخی حرفه ها به هیچ روی سبب رشد اقتصادی نمی شود

گرفتن مالیات از برخی حرفه ها به هیچ روی سبب رشد اقتصادی نمی شود

حزب لیبرال عمدتا به این سبب در مبارزات انتخاباتی سراسری سال 2015 پیروز میدان شد، که قول داد اوضاع اقتصادی را بهتر کند. اما شوربختانه عملکرد این حزب که اینک اداره کشور را به عهده دارد، در موارد بیش از اندازه ای با اهداف مهم از پیش اعلام شده اش، همخوان نیست.

آخرین نمونه از این دست پیشنهاد دولت برای حذف برخی از مفرهای مالیاتی برای کار و بارهای کوچک می باشد، که عمدتا مورد استفاده افراد شاغل در حرفه هایی مانند پزشکی و دندانپزشکی بوده اند. این مفرها به شاغلان در حوزه اینگونه حرفه ها اجازه می دهند، بخشی از بار مالیاتی خود را کم کنند.

البته در نگاه نخست از بین بردن اینگونه مفرها، خط مشی عاقلانه ای به نظر می رسد. زیرا سیستم گرفتن مالیات نباید برای برخی امتیاز قایل شود. ولی به گفته برخی کارشناسان واقعیت چیز دیگری است.

آنچه در پی می آید، چکیده نوشتار چارلز لامام و جیسون کلمنس دو اقتصاددان صاحبنظر موسسه فریژر می باشد. آنها در این مقالات خود چرایی نادرست بودن تصمیم دولت را بیان می کنند.

چارلز لامام

البته درک اینکه چرا کسی از مفرهای مالیاتی استفاده می کند، مهم است. چراکه چنین اقدامی هزینه دارد. زیرا دست اندرکاران شاغل در برخی از حرفه ها،  برای این منظور به حسابداران و وکلا پول می دهند. در عین حال امکان پرداخت مالیات کمتر، خود پیامد فاصله های زیاد بین سطوح درآمد افراد مختلف یک خانواده است. مثلا اگر یک حرفه ای بتواند درآمد خود را به همسرش که حقوق کمتری دارد و یا فرزند تحت تکفلی که اصلا درآمد ندارد انتقال دهد، آنچه از پرداخت مالیات کمتر در جیبش می ماند، می تواند مبلغ قابل توجهی باشد.

این تفاوت سبب می شود، مردم در پی استفاده از مفرهای مورد اشاره بروند. بنابراین در صورتی که دولت فاصله بین سطوح گوناگون میزان گرفتن مالیات را کم کند، این اقدام در وهله نخست سبب کاهش انگیزه های استفاده از چنین مفرهای مالیاتی می شود. اما لیبرال ها با افزایش میزان مالیات بالاترین گروه مالیات پرداز از 29 به 33 درصد، ناخودآگاه انگیزه آنها جهت استفاده از مفرهای مورد اشاره را بیشتر کرده اند.

جیسون کلمنس

دیگر مشکل نحوه دیدگاه دولت در پیوند با این تغییرات، چگونگی طرح ریزی برای استفاده از درآمدهای قابل پیش بینی از مفرهای مالیاتی است. درآمدهایی که برآورد می شود، میزان آنها 250 میلیون دلار باشد. البته در چنین مواردی دیدگاه استاندارد، از بین بردن مفرها و استفاده از درآمدهای حاصله برای کاهش مالیات است. بنابراین ایده آل آن می باشد که دولت با دست زدن به چنین اقدامی امتیازات ویژه برای برخی گروه های معین را حذف خواهد کرد، و همزمان میزان مالیات برای همه گروه ها را کاهش خواهد داد. در نتیجه محیط و جو اقتصادی برای کارکنان، صاحبان کسب و کارها، کارآفرینان و سرمایه گذاران، بهتر می شود.

اما دولت در نظر دارد به جای چنین کاری، هیچ یک از درآمدهای نوین را از دست ندهد. بله این دقیقا روند کنونی دولت لیبرال است. چراکه شماری از اعتبارهای مالیاتی و برخی از مزایای سیستم گرفتن مالیات را حذف کرده، بدون اینکه از درآمدهای حاصله برای کاهش مالیات استفاده نماید.

دیگر مورد نگران کننده، دیدگاه دولت در قبال این تغییرات مالیاتی می باشد. زیرا به نظر می رسد، هر نوع واکنش بالقوه به تاثیرات آن را نادیده گرفته است. در واقع در حرف برداشت از این عملکرد این می باشد که هیچ یک از حرفه ای ها که این تغییرات در موردشان اثرگذار است، به جز پرداخت منفعلانه مالیات بیشتر، هیچ واکنش دیگری نشان نخواهند داد. اما واقعیت این است که فاصله های زیاد باقیمانده بین سطوح گوناگون میزان مالیات به معنی این می باشد، که کسانی که این تغییرات در موردشان اثرگذار است، انگیزه ای قوی برای واکنش دارند. واکنش های اینگونه افراد می توانند شامل از افزایش نرخ خدماتی که خودشان ارائه می کنند گرفته، تا اخذ مالیات بیشتر از مراجعانشان، کاهش خدمات ارائه شده، و یا حتی پرداخت پول بیشتر به حسابداران و وکلا باشد، تا بتوانند مالیات کمتری بپردازند. بدیهیست که هیچ یک از این واکنش ها نمی توانند، سبب بهبود اقتصاد شوند.

به عبارت دیگر در حالی که نگرانی دولت مرکزی در مورد منصفانه بودن مالیات درست و به جا است، ادامه دیدگاه مورد اشاره اش همچنان بسیار نادرست می باشد. زیرا تنها در صورتی که هدف اصلاحات به منظور ساده تر کردن روش دریافت مالیات ها (مانند حذف برخی امتیازات ویژه) کاهش میزان مالیات باشد، ارائه خدمات به کانادایی ها هم بسیار بهتر خواهد بود. چراکه فقط چنین اصلاحاتی واقعا اوضاع اقتصادی را رو به راه می کنند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *