مقالاتمقالات اجتماعی

چگونگی عوض کردن خود جهت همخوانی با تغییرات آگاهانه

برگرفته شده از نشریه آگاهی روشنفکرانه
جامعه دستخوش شستشوی مغزی گسترده ای بوده است. بنابراین وقت آن رسیده، که به منظور همخوانی با تغییرات تدریجی آگاهانه خود را عوض کنیم. این عوض کردن باید در هفت حوزه زیر صورت بگیرد.
دین
اگر همین امشب بشقاب پرنده ای در حیاط خلوت خانه ای فرود بیاید، قول می دهم که سرنشین آن انجیل و یا پول ندارد. زیرا دین دیرپاترین شکل کنترل افکار در کره زمین بوده که نه نتها ما را از هم جدا نگه داشته، بلکه از طریق جنگ های پرشمار، تحریک ها و جنگ های صلیبی به نام <خدا> افراد زیادی را به کشتن داده است.
زیرا حقیقت این می باشد که انجیل تنها یک افسانه است، که مانند همه دولت ها می خواهد انسان را چاپلوس، زیر کنترل، و منطبق با خواسته های خود، نگه دارد.
راه حل: طرح پرسش های فراوان، و رفتن در پی یافتن پاسخ آنها! زیرا وقت آن رسیده که به جای دادن انرژی و توان خود به دیگران، کنترل زندگی خویش را به دست بگیریم.

پول
وقتی انسان دین پیدا کند، پول هم پیدا می کند. زیرا دین و پول با هم ازدواج نموده اند. در این میان فرزندخوانده نامشروع شان هم، دولت ها هستند. چراکه این سه به شکلی مداوم به هم پیوسته اند.

البته می توان پول را شکل دیگری از انرژی دانست، که نه مثبت و نه منفی است. اما در حقیقت انسان را از واقعیت وجود خود و آنچه واقعا در زندگی اش مهم است، دور می کند. زیرا همه ما برده های اقتصادی سیستم هستیم. کمااینکه هفته ای بیش از 40 ساعت یعنی 5 روز در هفته کار می کنیم، تا در نهایت آنقدر خسته شویم که نخواهیم جز استراحت و تماشای تلویزیون کار دیگری انجام دهیم. آیا این منصفانه است؟
راه حل: باید چیزی را که حقیقتا سبب خرسندی می شود، یافت. سپس از طریق انجام آن راهی برای کسب پول مورد نیاز پیدا کرد.
همچنین باید پشتیباتی از شرکت هایی را متوقف نمود، که ما را برده های اقتصادی نگه می دارند.

طبیعت
هر کاری که انسان انجام داده، به کاهش سطح کیفیت طبیعت منجر شده است. کمااینکه ما موادغذایی، هوا و منابع آبی را، آلوده کرده ایم. بنابراین اگر نوع بشر وجود نداشت، اوضاع طبیعت خیلی بهتر بود. بااینهمه طبیعت موقعیتی مناسب در اختیار ما می گذارد تا با آنچه در زندگی مهم است، پیوند برقرار کنیم. زیرا بدون طبیعت ما وجود نخواهیم داشت. والسلام!
راه حل: برای ارتباط با طبیعت وقت بگذاریم. مثلا مدتی طولانی در جنگل ها و سواحل راه برویم، به صداهای طبیعی گوش بسپاریم، به ستاره ها خیره شویم، و دریابیم طبیعت چه چیزهایی ارائه می کند. این کار بسیار ارزشمندتر از اتلاف وقت برای تماشای تلویزیون است.

تلویزیون
تلویزیون در کنار دین یکی از بزرگترین ابزارهای کنترل فکری موجود در دنیا می باشد. چند بار شده که شما خواننده گرامی پس از تماشای اخبار تلویزیون، احساس خوبی داشته باشید؟ اگر بخواهید پیگیری کنید چه کسی در آمریکا صاحب رسانه های سنتی (تلویزیون، رادیو، نشریات و غیره) است؟، درمی یابید که تنها 6 نفر در بالای زنجیره مربوطه صاحب این رسانه ها می باشند، که همگی پیوندهای صهیونیستی دارند. پس امکان اینکه اخباری که از این رسانه ها دریافت می کنیم منصفانه و بی طرفانه باشند، چقدر است؟

آیا واقعا لذت می برید که آنچه را می خورید، می پوشید، می نوشید و…، تبلیغات این رسانه ها برایتان تعیین و برنامه ریزی کنند؟…..
راه حل: باید تماشای تلویزیون را متوقف نمود. اگر نتوان چنین اقدامی را انجام داد، باید برنامه های آموزنده را ضبط و بعدا تماشا کرد. همچنین از دیدن تبلیغات خودداری نمود.
مراقبه و ژرف اندیشی

وقتی از دیگران پرسیده شود چرا دست به مراقبه و ژرف اندیشی/ Meditation نمی زنند؟، بزرگترین عذرشان وقت نداشتن است. اما ساعت ها برای دیدن برنامه محبوب تلویزیونی خود، وقت تلف می کنند. عذر دیگر عدم توانایی رهاسازی و پاکسازی ذهن و فکر می باشد. حال آن که اگر انسان بخواهد، حتی می تواند در یک ساحل شلوغ و یا استخر دست به مراقبه و ژرف اندیشی بزند. اقدامی که سودهای جسمی، روحی و معنوی فراوانی، دارد.

پاکسازی بدن
برنامه ریزی های دیگران سبب آشنایی بدن انسان با مواد خارجی مانند اندامگان اصلاح شده ژنتیکی، واکسن ها، آب محتوی فلوراید، جیوه و… شده اند. بی سبب نیست که 55 کشور دنیا اینگونه اندامگان را ممنوع کرده اند، و در آمریکا برایش قانون حفاظتی وجود دارد.

همه این مواد و اقلام به ویژه از آن رو برنامه ریزی شده اند، که انرژی ما را در سطوح پایین نگه دارند. و همزمان بدن ما، هوا، آب و منابع غذایی را آلوده کنند. …. البته برخی می گویند من سال ها خوراکی های اصلاح شده ژنتیکی خورده ام، و حالم هم کاملا خوب است. اینگونه افراد ده سال دیگر باید یا در حال دیالیز کلیه ها، و یا خارج کردن غده های بزرگ از بدن شان باشند…..
راه حل: خریداری تولیدات محلی، و موادی که به آنها چیزی افزوده نشده است. توقف خرید از فروشگاه های زنجیره ای، فیلترکردن آب آشامیدنی، کاشت و برداشت دانه ها به شکل طبیعی، خودداری از واکسن زدن و…

آموزش
سیستم آموزشی مدارس ما یک ناکامی تمام عیار است. زیرا اصولا به فرزندان مان یاد می دهد، برده های اقتصادی شرکت ها شوند. و همزمان آنها را از طرح پرسش، و رفتن در پی راه مورد نظر خود می ترساند. این امر در مورد دانشگاه های مان بیشتر صدق می کند. چراکه این مراکز آموزش عالی از جمله از طریق وام دانشجویی برده های اقتصادی حتی بیشتری به وجود می آورند، که تا آخر عمر زیر بار قرض هستند.
راه حل: دادن آموزش به فرزندان در خانه و بدون تبلیغات دولتی! همچنین باید از سنین پایین به آنها آموزش بدهیم، به سراغ مراقبه و ژرف اندیشی بروند. در عین حال توانایی های ماوراء طبیعه درونی شان را تشویق کنیم….

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان