مقالاتمقالات اجتماعی

چگونگی اعتماد به شوهر پس از خیانتش

برگرفته شده از نشریه والدین امروز

پس از آن که فهمیدم شوهرم به من خیانت می کند، تمام دنیایم زیر و رو شد. ما بچه داریم. بنابراین وقتی می خواستم تصمیم بگیرم چگونه مساله را حل کنم، والد بودن هم چالش خود را داشت. سرانجام تصمیم گرفتم، بمانم. البته می دانم، چنین تصمیمی اغلب مطلوب نیست. زیرا ترک شوهر خائن کار غلطی نمی باشد. همچنین اشتباه نیست که باور کنیم، لزومی ندارد خیانت پایان همه چیز محسوب شود. 

آنچه در پی می آید چند روش است، که ما برای بازسازی روابط و ادامه وظایف والدینی در پیش گرفته ایم.

سنجش گزینه ها

نخستین تصمیمی که باید پس از آگاهی از خیانت او می گرفتم، این بود که آیا باید از خانه بیرونش کنم؟ یا اینکه اجازه بدهم، بماند؟ زیرا در صورت نخست باید به پرسش های فرزندم پاسخ می دادم. در نهایت به چند دلیل گزینه دوم را انتخاب کردم: می خواستم زندگی را تا اندازه ممکن برای پسرم عادی نگه دارم. اگر شوهرم در خانه نبود، من همچنان برای فرزندم به کمک او نیاز داشتم. زیرا در حالی که هنوز شوکه و آزرده خاطر بودم، باید همه روزه تمامی مسوولیت ها را به تنهایی به دوش می کشیدم. بنابراین فشار روانی ام حتی بیشتر می شد. پس تصمیم گرفتیم، شوهرم در اتاقی دیگر بماند/ پس از به خواب رفتن فرزندم به بستر برود/ و هر دوی ما پیش از آن که پسرم جهت آماده شدن برای مدرسه از خواب برخیزد، بیدار شویم.

 

 

ادامه بی اعتمادی

اعتمادم به دست کسی شکسته شد، که اصلا انتظار نداشتم به من آزار برساند. فراتر اینکه چنین آسیبی زود ترمیم نمی شود. کمااینکه هنوز هم پیش می آید، که در مورد شوهرم دچار سوءظن شوم. او می داند دیگر نمی تواند، حریم خصوصی داشته باشد. زیرا خودش رمز ورود تمامی صفحات دنیای مجازی اش را در اختیارم گذاشته است. بنابراین هر وقت بخواهم می توانم، تمام آنها را ببینم. همچنین به طریقی به تمامی مکالمات تلفنی اش دسترسی داشته باشم. اما من هرگز وارد حریم خصوصی اش نشدم. زیرا نگرانم اگر یک بار دست به چنین کاری بزنم، برایم به صورت عادت درآید. همین که می دانم هر لحظه که بخواهم می توانم بدون هیچ گونه اعلامی به همه صفحات دنیای مجازی و تلفنش دسترسی داشته باشم، آرامم می کند. خودش هم مشتاق است هر کاری انجام دهد، تا دوباره اعتماد مرا به دست بیاورد.

لزوم درمیان گذاشتن مشکل با نزدیکان

وقتی متوجه شدم در میان گذاشتن مشکلم حتی با دوست گرمابه و گلستانم تا چه اندازه سخت است، شگفت زده شدم. زیرا وقتی همسر انسان به او خیانت می کند، انسان بسیار شرمنده می شود. این شرمندگی زمانی حتی افزایش می یابد، که بخواهد به دیگران بگوید تصمیم گرفته بماند و زندگی اش را حفظ کند. بنابراین در دنیای مجازی بدون ذکر نامم صفحه ای برای گرفتن توصیه باز کردم. اما واکنش ها به اندازه ای بد بودند، که اصلا کمکی نمی کردند. 

سرانجام مساله را با همان دوست و یک دوست صمیمی دیگر، شوهرم، زوجی که به ما نزدیک بودند، و خانواده های خود و شوهرم، در میان گذاشتیم. اینک از پشتیبانی آنها برخوردارم. زیرا این راهیست، که نمی توانم به تنهایی طی کنم.

باید از چه چیزهایی آگاه می شدم

چیزهایی بودند، که می خواستم بدانم. اما چیزهایی هم وجود داشتند، که باید از آنها آگاه می شدم. فکر کردم نیازی نیست، در مورد آن زن چیزی بدانم. زیرا او جزئی از زندگی ما نبود. شوهرم هم تردید به خود راه نداد که به وی بگوید، رابطه شان تمام شده است. مهم ترین چیزها برایم این بود، که شوهرم چرا به من خیانت کرد؟، چه کرد؟ چگونه خیانتش را از من پنهان نگه داشت؟، آیا از آن رو به این کار دست زد، که می خواست راهی برای خروج از زندگی زناشویی مان پیدا کند؟ وقتی فهمیدم رابطه اش با آن زن بیشتر جسمی – و نه احساسی- بوده، تصمیم به ماندن برایم آسان تر شد. همچنین توصیه های مشاوری که دو نفری به نزدش می رفتیم، بسیار روشنگر بود. 

چنین رخدادی هرگز برای من پیش نخواهد آمد

وقتی به دیگران می گویم اصلا متوجه خیانت شوهرم نمی شدم، واقعا راست می گویم. بزرگترین اشتباهم این بود که باور داشتم، چنین رخدادی هرگز برای ما پیش نخواهد آمد. اما اینک باید بپذیریم امکان دارد، دوباره به من خیانت کند. البته این امر در مورد هر یک از زوجین مصداق دارد. اما به هر حال ما تلاش کردیم، به زندگی عادی برگردیم. سرانجام شش ماه پس از آشکار شدن خیانتش، یک شب که با هم به خانه برمی گشتیم،… برای نخستین بار یکدیگر را بوسیدیم.  

بنابراین اگر طرفین برغم هر رخداد تلخی آماده ترک کردن یکدیگر نیستند، گزینه دیگری هم وجود دارد. زیرا تصمیم به دوست داشتن فردی که انسان را آزرده، نشان ضعف نیست. اما به شرطی که هر دو طرف این را بخواهند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *