مقالاتمقالات اجتماعی

چهره دلیری: زنی آسیب دیده، اما مصمم به مبارزه برای حقوق زنان

لورا لینچ- سی بی سی
شش سال پیش شرمان زرین داشت در خانه شان در مزار شریف (شمال افغانستان) نماز می خواند، که فریاد دخترش شکیلا را از اتاقی دیگر شنید. وقتی به آن اتاق دوید، دریافت که دامادش گلوله ای به چهره شکیلا شلیک کرده، و دخترش غرق در خون در کف اتاق افتاده است. شلیکی که نیمی از چهره زن جوان را از حالت عادی خارج کرد. ابتدا باور مادر این بود، که شکیلا جان سپرده است…. شکیلایی که در خلال این شش سال سختی های زیادی را پشت سر گذاشته، درد فراوانی تحمل کرده، بارها نومیدی و حس عدم اعتماد به نفس بر او غلبه نموده و… اما برغم همه این مسایل، برچسب قربانی خوردن به خود را رد می کند.
دوم
شکیلا به پشتیبانی مادر و پدرش تا 12 سالگی درس خواند. اما پدرش که پیشترها در کادر پزشکی ارتش افغانستان کار می کرد، قبل از تولد وی در درگیری با طالبان بگونه ای زخم برداشته بود، که دیگر قادر به ادامه کار نبود. در نتیجه دختر نوجوان به ناچار درس را کنار گذاشت، و مانند بسیاری از همگنان افغان خود برای کمک به خرج خانه به قالیبافی پرداخت. وقتی 16 ساله بود پسرعمویش که مردی بانفوذ و خطرناک است، به زور اسلحه او را به همسری برادر خود درآورد که 14 سال از شکیلا بزرگتر بود. از همان شب عروسی از جمله کتک زدن های همسر آغاز شد. سرانجام هم کار به جایی رسید، که شکیلا به پلیس شکایت کرد. اما پلیس همان روز شوهرش را آزاد نمود. وی هم با اسلحه به خانه عموی خود رفت، و…
سوم
مادر، شکیلای به اغماء رفته را با تاکسی به بیمارستان رساند. درآنجا آشکار شد که زن جوان یک چشم و بخش زیادی از بینی و گوش خود را از دست داده، و دندان ها و آرواره اش به شدت آسیب دیده اند. جنینی هم که شکیلا از وجودش خبر نداشت، سقط شد.
شکایت مادر به پلیس به نتیجه نرسید. همچنین به وی گفتند، شمار فراوانی از زنان به سرنوشت مشابهی گرفتارند. اما وقتی ماجرای شکیلا رسانه ای گردید، دولت هندوستان در تماس با خانواده او پیشنهاد درمان رایگان داد. زن جوان در عرض سه سال زیر 9 عمل جراحی رفت، تا پزشکان دهلی تنها بتوانند کاری کنند که به زندگی اش ادامه دهد، و زخم هایش بهبود یابند. اما چهره از حالت طبیعی خارج شده و چشم نابینایش همچنان سبب آزار وی و شنیدن متلک از مردانی می شد، که در خیابان او را می دیدند. همزمان شوهر و برادرشوهرش در پی انتقام از او و کشتنش بودند. از آنجا که هندوستان چندان از افغانستان دور نیست، مادر به همراه دو دختر خود (پدر خانواده کوتاه مدتی پس از ازدواج شکیلا درگذشت) از آمریکا تقاضای پناهندگی کردند. تقاضایی که در دوران اوباما پذیرفته، ولی پس از به قدرت رسیدن ترامپ رد شد. در 31 ژانویه 2018 مادر، شکیلا و خواهرش سمیرا، وارد ونکوور شدند.
چهارم
پس از فراز و فرودهای آغاز ورود، اینک شکیلا دارد انگلیسی می خواند. اما ضعف بینایی اش همچنان به قوت خود باقیست. درعین حال به سبب درد فراوان دهانش، غذا خوردن همچنان برایش مشکل می باشد. بااینهمه در زندگی نوینش تنها بیرون می رود، آرایش می کند و لباس های مناسب سن خود می پوشد.
پنجم
فراتر از همه اینکه بر حوزه هایی دیگر تمرکز کرده است. کمااینکه نه تنها در کانادا از آزادی بیشتر بهره می برد، بلکه تجربه ترسناک او را به یک کوشنده تبدیل کرده است. مثلا ماه ژوئن گذشته در سخنرانی اش در کنفرانس ملی زنان جان به دربرده از خشونت های خانوادگی در اتاوا، از جمله از زنان خواست که در برابر خشونت ساکت نمانند، و خود و سایر حاضران را ابَرزن خواند. در ادامه نیز با مریم منصف وزیر وقت جایگاه زنان، و احمد حسین وزیر مهاجرت، پناهندگی و شهروندی دولت مرکزی، دیدار و گفت و گو کرد.
ششم
در خلال تمام مدتی که این خانواده در کانادا به سربرده و با مسایل گوناگون از جمله کمبود کمک های مالی لازم روبرو بوده اند، این فکر شکیلا را رها نکرد، که موعد جراحی و به حالت عادی برگشتن چهره اش کی فرامی رسد؟
هفتم
سرانجام دکتر کوین بوش از بهترین جراحان ترمیمی ونکوور و یک پزشک دیگر یک عمل 14 ساعته روی چهره اش انجام دادند. البته باید عمل های دیگری هم صورت بگیرند. کمااینکه قرار است در ششم ژوئن بینی اش جراحی شود. زمان عمل سوم هنوز مشخص نیست. انتظار، درد کشیدن، زخم های باقیمانده، و ادامه بلاتکلیفی، آسان نیست. اما شکیلا همه آنها را با عزم جزم و متانت تحمل می کند.
چکیده اینکه زنی که شش سال پیش نزدیک بود در یک خشونت خانگی جانش را از دست بدهد، و دکتر بوش گفته که حتی با جراحی چهره اش کاملا به حالت نخست بازنخواهد گشت، اینک می خواهد مرحله قربانی بودن را پشت سر بگذارد، و در همه جا برای حقوق زنان مبارزه کند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان