مقالاتمقالات اجتماعی

چطور می‌توان بر بحران گرسنگی در کانادا و جهان، پیروز شد

دکتر سیلوان شارلبوا – استاد دانشگاه دال‌هوزی

بر اساس آخرین آمارها، در حال حاضر 800 میلیون نفر در سراسر جهان، از گرسنگی رنج می‌برند. در جهان غرب نیز، بدون اینکه بدانیم، گرسنگی اطراف ما را فراگرفته است. تخمین زده می شود که هم‌اکنون، چهار میلیون کانادایی، به صورت روزانه، از عدم امنیت تغذیه ای رنج می‌برند.

اما چهره‌ ستمگر گرسنگی، معمولا در بافت جامعه به چشم نمی‌آید، و به صورت یکپارچه نیز، توزیع نمی‌شود. در حالت کلی، زنان، معلولین، بومیان کانادا و مردمی که در جوامع شمالی کشور زندگی می‌کنند، در مقایسه با جمعیت متوسط کانادا، میزان بسیار بالاتری از گرسنگی را تجربه می‌کنند. این گروه‌های آسیب‌پذیر، حتی علیرغم دسترسی به یکی از ارزان‌ترین سبدهای مواد خوراکی در جهان (در مقایسه با درآمد‌های ماهانه خانگی)، همچنان مزه‌ تلخ گرسنگی را تجربه می‌کنند.  

اما با اینکه گرسنگی یک مشکل جدی بین‌اللملی است، شواهد و آمارها نشان نمی‌دهند که در میزان ذخایر خوراکی تولیدی جهان، نسبت به جمعیت آن، کاهشی و یا کاستی روی داده باشد. در حقیقت، میزان تولید خوراک به ازای هر نفر جمعیت جهان، هرگز در طول تاریخ به اندازه‌ سه دهه‌ اخیر، بالا نبوده است. در کانادا نیز، مانند بسیاری از دیگر نقاط دنیا، کشاورزی در خدمت تولید خوراک مردم است، اما با این همه، شمار کانادایی‌هایی که با نبود امنیت تغذیه‌ای درگیر هستند، به صورت غیرقابل قبولی بالاست. تخمین زده می‌شود که بیش از 850 هزار کانادایی، هر ماه به انبارهای غذای رایگان (فود بانک) مراجعه می‌کنند و یک سوم این افراد را، کودکان تشکیل می‌دهند.

این انبارهای خوراک، طبیعت نامرئی گرسنگی را، برجسته‌تر می‌کنند و در عین حال، ساز و کارهای قدرتمندی برای بازتوزیع غذا در میان نیازمندان هستند. از طریق این انبارها، خواروبارفروشان، کمپانی‌های تولید مواد غذایی، کشاورزان و دامداران و سازمان‌های مرتبط با آنها، می‌توانند با هم مشارکت داشته و منابع خود را در راستای حمایت از کانادایی‌هایی نیازمند، به کار گیرند. این انبارها، می‌توانند روش‌های توزیع غذا را بهبود دهند، و برنامه‌های لازم را برای بهبود روابط میان ارگان‌های اجتماعی، در جهت همسویی فعالیت‌های آنها ارائه دهند.

اما کار این بانک‌های مواد غذایی، از این هم فراتر می‌رود: این انبارها، همچنین درگاه‌هایی را در محلات ایجاد می کنند که از طریق آنها، ثروت، مبادله شده و برای برقراری برابری اجتماعی و ترویج دموکراسی و رفاه اجتماعی بازتوزیع می‌شود. درآوردن این انبارهای غذای رایگان از گوشه‌های تاریک شهرها، و توجه و تمرکز بیشتر بر پتانسیل‌های آنها، یکی از گام های مهم در جهت رفع گرسنگی در کاناداست.

اما عامل دیگر برجای ماندن گرسنگی در کانادا، رابطه‌ ما با غذایی که می‌خوریم است؛ رابطه‌ای که به سردی گراییده است. این شرایط البته در حال تغییر هستند. کانادایی‌ها، حالا با دانستن اینکه خوراک شان چطور تولید، فراوری و توزیع شده و به فروش می‌رسد، اهمیت بیشتری می‌دهند. مردم کانادا، همچنین اکثرا سواد غذایی بسیار پایینی دارند. بسیاری از این مردم، هرگز در یک مرزعه زندگی نکرده‌اند و بنابراین غذا را از درون عینک شهرنشینی خود می‌بینند و از پیچیدگی‌های روند پرورش و تولید آن، کاملا بی‌اطلاع هستند. افزون بر این، همچنان که ما به سوی آسان تر کردن فرایند تغذیه‌ پیشروی کرده‌ایم، از پختن و درست کردن خوراک فاصله گرفته و تن‌آسایی مان، ما را به سوی انتظار تولید بالاتر بدون در نظر گرفتن کیفیت سوق داده است.

برای تغییر این شرایط، مدارس کانادایی باید به مراکزی برای گسترش آگاهی‌های عمومی در مورد کشاورزی و غذا تبدیل شوند. در این زمینه، برگزاری صبحانه‌های گروهی، ایجاد باغچه‌های پرورشی در کلاس و حیاط مدارس و گنجاندن موارد آگاهی‌دهنده در مورد غذا در برنامه‌ی هفتگی، از جمله مواردی است که در تغییر دیدگاه دانش‌آموزان و آموزگاران شان نسبت به این موضوع حیاتی، بسیار موثر خواهد بود.

آموزش، احتمالا نیرومندترین ابزار برای مبارزه با گرسنگی، در سطح ملی و بین‌المللی است، به ویژه هنگامی که این مشکل، کودکان را هدف قرار می‌دهد. خوداکتفایی در آشپزخانه، و آگاهی از رژیم‌های خوراکی مورد نیاز بدن، همچنین می‌تواند در هنگامی که درآمد خانواده‌ها ناکافی است، از ایجاد سوء تغذیه و گرسنگی جلوگیری کند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان