صفحه اصلی / مقالات / چرا کلیساها مالیات نمی‌پردازند؟

چرا کلیساها مالیات نمی‌پردازند؟

banner-niazmandiha2

چندی پیش در نتیجه‌ یک درگیری آتشین بر سر مالیات بر املاک، کلیسای Holy Sepulchre در اورشلیم، به نشانه‌ اعتراض درهایش را برای سه روز بست. (این کلیسا در محل مقبره‌ای ساخته شده که پیکر عیسی مسیح را پس از مصلوب شدن، در آن قرار دادند). شهردار اورشلیم، بدون هیچ اطلاع قبلی و یا مشورتی، اعلام کرد در حال بررسی میزان مالیاتی است که باید توسط کلیسا پرداخت شود. شهرداری گفته بود مالیات برای بخشی از املاک کلیساست که برای پرستش استفاده نمی‌شود، از جمله شمار زیادی از مهمانخانه‌ها که پذیرای زائرینی هستند که به دیدار مکان‌های مقدس می‌آیند.

شهرداری اورشلیم، با این حمله‌ حساب‌شده ابراز کرده بود که مبحث معافیت مالیاتی کلیساها، که از زمان حکومت امپراتوری عثمانی بر اورشلیم برقرار بوده، باید باطل اعلام شود. این نهاد در ادامه‌ کارش، حتی برخی حساب‌های بانکی کلیساها را بلوکه کرد و برخی از املاک را نیز به عنوان وثیقه‌ پرداخت ضبط نمود.

البته معلوم شد که تمام ماجرا، یک مانور قدرت بوده که برای دلایل سیاسی داخلی انجام شده، و البته به ضرر شهرداری تمام شد. قدر مسلم، دولت اسرائیل علاقه‌ای ندارد که تمام جهان مسیحیت به این بیندیشند که چرا این کلیسا به دلیل تصمیم یک شهردار، بسته شده است. بنابراین دولت از شهردار نیر بارکات خواست تا به این قائله پایان دهد.

مساله این کلیسا، گرچه بسیار نادر است، اما پرسشی را به ذهن می‌آورد که کلا چرا کلیساها مشمول مالیات نمی‌شوند، یا حداقل برخورد مالیاتی متفاوتی با آنها می‌شود.

در کانادا، سیاست‌های مالیاتی ما در مورد خیریه‌ها، ممکن است درک موضوع معافیت کلیساها را پیچیده نماید. ما دوست داریم اینگونه بیندیشیم که دولت به خیریه‌ها و همین‌طور مبالغ اهداشده به آنها، معافیت مالیاتی می‌دهد، زیرا خیریه‌ها در انجام برخی پروژه‌ها موفق‌تر عمل می‌کنند. نظر رسمی دولت این است که بخش خیریه – از اهدایی های شرکت‌های تجاری گرفته تا موسسات فرهنگی و اجتماعی– به رشد مثبت جامعه کمک می‌نمایند.

اما موضوع کلیساها متفاوت است.

ما آنقدر به اینکه دولت بر هر آنچه به دست می‌آوریم، داریم، می‌خریم و می‌فروشیم، مالیات بگذارد، عادت کرده‌ایم که فکر می‌کنیم دولت حق دارد بر هر چیز مالیات وضع کند. باور دیگر هم این است که اگر دولت ترجیح دهد از چیزی مالیات نگیرد، این به نوعی جایزه یا سوبسید به آن چیز تلقی می‌شود.

با این حال، در وضع مالیات برای دولت محدودیت‌هایی وجود دارد، همانطور که در محدوده اختیارات دولت نیز حدودی وجود دارد. پیش از آن که وضع مالیات بر همه چیز، به یک استاندارد تبدیل شود، مالیات موضوعی بود که به همراه مساله‌ اختیارات در قلمرو حکمرانی تعریف می‌شد. مالیات، بنا بر این تعریف، ابزاری بود برای ابراز قدرت و اختیارات حکمران یا پادشاه، به ساکنان قلمرو حکمرانی و تمام افرادی که وارد قلمرو می‌شدند، که این شامل مالیات بر کالاهای واردشده نیز می‌شد.

مالیات، به این طریق، تبدیل شد به عاملی برای رشد دولت‌ها و سرزمین‌ها، و وضع آن بر تمام آنچه زیر آفتاب و مهتاب اتفاق می‌افتاد، پیامد این رشد بود. امروزه، مالیات‌های فراگیر، درک ما را از محدوده‌ اختیارات دولت چنان مخدوش کرده، که ما با آغوش باز حتی قبول می‌کنیم که روی پرداخت‌های مالیاتی‌مان هم مالیات بدهیم.

محدوده‌ عرفی اختیارات دولت این است که دولت، خدا نیست. و کلیسا، که پیش از تعلق به نظام طبیعی، به خدا تعلق دارد، در محدوده‌ مالکیت دولت‌ها نمی‌باشد. به همین دلیل است حکومت‌های تمامیت‌خواه، معمولا پیش از هر چیز، به دشمنی با کلیسا برمی‌خیزند. کلیسا، در فلسفه‌ وجودی‌اش، یعنی جایی وجود دارد که دولت نمی‌تواند به آنجا برود و در آنجا اختیاراتی ندارد.

به این دلیل است که معافیت مالیاتی کلیسا‌ها، ارتباطی به بهبود خدمات اجتماعی و یا انجام بهتر پروژه‌های اجتماعی ندارد. در عوض، موضوع به رسمیت شناختن این است که، کلیسا، در نهایت بخشی از تمامیت ارضی یک سرزمین نیست. به همین دلیل است که نه تنها مردم باایمان، بلکه همه‌ شهروندان باید از معافیت مالیاتی کلیسا، حمایت نمایند.

وضع مالیات بر خداوند، هرگز ایده‌ خوبی نبوده و نیست.

Leeza

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *