صفحه اصلی / مقالات / چرا چرچیل از هندوها نفرت داشت و مسلمانان را ترجیح می داد؟

چرا چرچیل از هندوها نفرت داشت و مسلمانان را ترجیح می داد؟

Razi-Clinic

بهاگات رام تلوار که بعدها با لقب سیلور/ نقره شناخته شد، تنها فردی بود که در خلال جنگ جهانی دوم به صورت جاسوس پنج جانبه برای انگلستان، روسیه، آلمان، ایتالیا و ژاپن کار می کرد. او یک هندوی پشتون بود که درمنطقه شمال غربی هندوستان به دنیا آمد. وی برخلاف سایر جاسوسان بین کابل و هندوستان در رفت و آمد بود واز مناطق قبیله نشین عبور می کرد. مناطقی که نخستین جنگ وینستون چرچیل در آنها رخ داد. نبردی که سبب شد، دیدگاه نخست وزیرانگلستان درباره هندوها و مسلمانان شکل بگیرد.

براساس این دیدگاه وینستون چرچیل که سیلور درخلال جنگ برایش کار می کرد، از فکر این هم که این مرد هندو باشد وحشت می نمود. کمااینکه در سال 1945 که چرچیل پس از شرکت در کنفرانس یالتا و تصمیم گیری در مورد آینده جهان به اتفاق فرانکلین روزولت و جوزف استالین بازگشت، با جان کالویل و آرتور هریس به ترتیب منشی خود و فرمانده بمب افکن ها نهار خورد. در خاطرات روز بیست و سوم فوریه همان سال کالویل از جمله آمده که نخست وزیر گفت هندوها نژادی احمقند و او آرزو می کند که ای کاش می توانست برخی از بمب افکن های خود را برای نابودی آنها اعزام نماید.

چرچیل سه سال پیشتر نیز به ایوان میخائی لوویچ سفیر روسیه درلندن گفته بود در صورتی که انگلیسی ها ناچار شوند هندوستان را ترک کنند سرانجام مسلمانان ارباب و مسلط خواهند شد. چراکه آنها سلحشور و مبارزند، اما هندوها پرحرف و روده دراز می باشند. کمااینکه وقتی پای خوب حرف زدن به میان بیاید، از جمله راه حل های متعادل ارائه می دهند. اما زمانی که لازم باشد تصمیمات سریع گرفته شود، از انجام چنین کاری اجتناب می کنند و ذات سست خود را آشکار می نمایند.

البته دیدگاه متضاد چرچیل در مورد مسلمانان و هندوها نیم قرن پیش از آن یعنی در هنگامی شکل گرفت، که نخستین جنگ اش در نزدیکی محل تولد سیلور رخ داد. در آن هنگام وینستون چرچیل شورش پشتون های ساکن دره سوات را که اینک جزئی از خاک پاکستان است سرکوب کرده و بخشی از سرزمین ها را گرفته بود. جنگی که درون مایه نخستین کتاب وی را تشکیل می دهد. گرچه چرچیل در این کتاب مسلمانان را مورد انتقاد قرار می دهد اما در عین حال شجاعت شان را تحسین می کند.

سایر مقامات انگلیسی هم که با دین اسلام آشنا شده بودند دیدگاه هایشان در مورد مسلمانان دلیر شبیه نظریات چرچیل بود. کمااینکه مونتستوارت الفینستون (تاریخ نویس، سیاستمدار و دانش پژوه انگلیسی که از جمله زمانی فرماندار بمبئی بود) در نخستین از سری ماموریت هایشان به افغانستان در سال 1808 پنهان نکرد که مسلمانان را به هندوهای خرافاتی ترجیح می دهد. او از جمله در مورد مسلمانان نوشت: در آسیا هیچ ملتی کمتر از مسلمانان خبیث، شهوتران و هرزه و عیاش نیستند.

از دیگر سو مقامات مورد اشاره برغم همه حرف هایی که در مورد ماموریت عمده و بزرگ متمدن کردن خود می زدند، از اینکه هیچ یک از این نژاد سلحشور و علاقمند به نبرد نمی خواستند متمدن شوند و کاری به کار به تحصیلات عمده انگلیسی نداشتند، خرسند بودند. ارزش ها و ایده های غربی که جای خود دارد.

چهار سال پیش از به دنیا آمدن سیلور بئاتریس وب و شوهرش سیدنی وب (سوسیالست، اقتصاددان و اصلاح طلب انگلیسی و یکی از بنیانگذاران دانشکده اقتصاد لندن) از پیشاور دیدار کردند و دیدگاه مقامات انگلیسی در قبال پشتون های بی سواد مسلمان را به رشته تحریر درآوردند. آنها از جمله نوشتند: ما از دیدگاه این مقامات مات و متحیریم. زیرا همه می گویند اینها مردمی خوب و بسیار بالاتر از هندوها هستند. اما ما با پرس و جو دریافته ایم که آنها سنگدل و خیانت کارند،… همچنین عادت دارند زنان یکدیگر را بدزدند/ قتل و دزدی چنان برایشان عادی است که این کارها را جرم و جنایت نمی دانند/ مردها کار اندکی انجام می دهند و کشاورزی و نگهداری از بزها عمدتا به عهده زنان و پسران است/ تنها کاری که برای مردان ارزشمند می دانند، تیراندازی بی قاعده و گرفتن های ناگهانی (سرزمین دیگران) می باشد که آن را جنگ می خوانند. وقتی ما می پرسیم چرا افرادی را که تقریبا همه ده فرمان موسی را (که براساس باورهای دینی از سوی خدا فرستاده شده) زیر پا می گذارند و ظاهرا در دنیا هیچ ارزش زمینی هم ندارند تحسین می کنیم؟، می گویند آنها از دیدگاه مردانگی آدم های خوبی هستند…. استانداردهای انگلیسی ما عجیب می باشند. زیرا حقیقت این است که افسرهای انگلیسی از آن رو از مسلمانان خوش شان می آید که اولا آنها برخی از ویژگی های این افسران و خود آنها را تحسین می کنند و دوست دارند. دوما زیر دست این افسران سربازان خوبی می شوند. سوما به هیچ روی با آنها رقابت نمی کنند، ادعای تساوی با ایشان را ندارند… وقتی ما از یک متمدن متفکر می پرسیم آیا هیچ دلیلی وجود دارد که باور کنیم، حتی در خلال چند قرن آینده پشتون ها به مردمی متمدن و یا چیز مفیدی در دنیا تبدیل خواهند شد؟ ناچار است اعتراف کند که هیچ نشانی دال بر تحقق چنین احتمالی وجود ندارد.

نوشتار بالا با اجازه دست اندرکاران شرکت کتاب آبپ از کتاب جاسوس هندی: ماجرای واقعی قابل توجه ترین مامور مخفی جنگ جهانی دوم، به قلم میهیر باس گلچین شده است.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *