صفحه اصلی / مقالات / چرا شمار زنان رهبر ارکستر خیلی کم است؟

چرا شمار زنان رهبر ارکستر خیلی کم است؟

banner-niazmandiha2

امکان دارد زنان رهبر ارکستر در گفت و گوهای درون حلقه ای خود، در مورد مدیریت جنسیت مدار ارکسترهای بزرگ چیزکی به زبان بیاورند، اما بسیاری از آنان تمایلی ندارند که در حضور اغیار بگویند، زن بودن به زیانشان تمام می شود. بنابراین معمولا در باره دلایل این زیان نیز، با کسی حرفی نمی زنند. اما شنیده شده که یکی از دست اندرکاران عرصه موسیقی گفته، حضور یک زن به عنوان رهبر ارکستر موفقیت ارکستر را تهدید می کند. زیرا چنین حضوری سبب می گردد نوازندگان مرد به او نگاه کنند، و حواسشان پرت شود.

دلیل هر چه باشد، در نظر نگرفتن مساله جنسیت در این حوزه کار مشکلی است. زیرا از تقریبا 50 رهبر ارکستر در کانادا، تنها هفت تن یعنی 14 درصد زن می باشند. البته وضعیت کشور ما در این مورد از آمریکا بهتر است. زیرا 25 درصد دارندگان دکترای رهبری ارکستر این کشور را زنان تشکیل می دهند. همچنین 19 درصد رهبران ارکستر، دستیاران رهبران ارکستر، و مدیران حوزه موسیقی آن هم، زن هستند. با اینهمه تنها 60 نفر از 537 تن دارای سمت (یعنی 11 درصد) موسیقیایی از این دست را، زنان تشکیل می دهند. همچنین در این حوزه از هر 12 کار با بودجه بالا، تنها در یکی از وجود زنان کاردان استفاده می شود.

البته باید در نظر داشت، که وضعیت خانم ها در سایر عرصه های کشور ما نیز چندان چنگی به دل نمی زند. مثلا تنها 26 درصد کرسی های مجلس کانادا در اختیار آنها می باشد.همچنین در 100 شرکت عمده کشور، فقط 8.5 درصد از دارندگان مشاغل با حقوق بالا را زنان تشکیل می دهند. در عین حال تاکنون هیچ زنی در کانادا به سمت نخست وزیری دولت مرکزی انتخاب نشده است.

این عدم تناسب را می توان، با چند دلیل توضیح داد. مثلا اینکه مسوولیت بزرگ کردن فرزندان بیشتر به عهده مادران، و نه پدران، می باشد. بنابراین زنان وقت مفید کمتری برای صرف کردن جهت تلاش در مسیر پیشرفت شغلی دارند. اما با کمی دقت می توان دریافت، که مساله فراتر از این حرف هاست. کمااینکه در حوزه موسیقی کسی با زنان نوازنده مشکل ندارد. اما زمانی که زنی بخواهد در مقام رهبری ارکستر قرار بگیرد، ماجرا تغییر می کند.

از هنگامی که در اوایل قرن نوزدهم رهبران ارکستر در اجراهای بزرگ جای نوازندگان ویلن را  گرفتند، این جا تقریبا همواره در اختیار مردان بوده است. این امر آیینه تمام نمای دنیای گسترده تر موسیقی کلاسیک می باشد. دنیایی که در آن مردها آهنگ می ساختند، آلت های موسیقی گوناگون می نواختند، و در مورد چند و چون کارهای مربوطه تصمیم می گرفتند. زیرا از جمله موسیقیدانان سرشناس و رهبران ارکستر مدعی بودند، که حضور زنان در این حوزه سبب حواس پرتی می شود، و وحدت احساسی گروه را به مخاطره می اندازد. فراتر اینکه اکثر مردان نامدار عرصه موسیقی از زنان با لحنی حقارت آمیز یاد می کردند. مثلا رهبر ارکستر سمفونی مونیخ با ذکر اینکه صدای نواختن مردان گروهش شبیه به ارکستر خانم ها است، آنها را تحقیر می نمود. زوبین متا رهبر وقت ارکستر سمفونی لس آنجلس هم، در سال 1970 به خبرنگار نشریه نیویورک تایمز گفت: فکر نمی کنم، زنان باید در ارکستر حضور داشته باشند. زیرا با این کار، خودشان هم مرد می شوند. مردان نیز، با آنها رفتاری مساوی دارند. حتی دیده ام، در برابر آنها شلوارشان را هم عوض می کنند. به نظرم این وحشتناک است.

البته روند موجود اندک اندک دستخوش تغییر شد. کمااینکه با آغاز امتحان گرفتن بدون دیدن نوازنده، به بنیان دیدگاه های رایج وقت صدمه وارد گردید. زیرا نوازنده پشت یک پرده می نواخت. همچنین تمهیدات دیگری درنظر گرفته می شدند، تا جنسیت کسی که داشت امتحان می داد، آشکار نگردد. بنابراین امکان به کارگیری زنان در ارکسترها به شکلی چشمگیر افزایش یافت. کمااینکه میزان حضور آنها در 5 بهترین ارکسترهای آمریکا از کمتر از 5 درصد در سال 1970، تا پیش از 1997 به 25 درصد افزایش یافت. براساس اعداد و ارقام لیگ ارکسترهای آمریکا، این میزان در 2014 سر به 47.7 درصد زد. البته در کانادا اعداد و ارقام مربوطه پیگیری نشده اند. اما کترین کارلتون مدیر اجرایی ارکسترهای کشور وضعیت کانادا را کم و بیش مانند آمریکا ارزیابی می کند.

وقتی پای نخستین زن رهبر در یک ارکستر مختلط به میان می آید، تاریخ شفاف و روشن نیست. اما اکنون می دانیم که انتونیا بریکو نخستین زنی بود، که در سال 1930 رهبری ارکستر فیلارمونیک برلین را به عهده داشت. ولی چنین روندی در سایر کشورها بسیار دیرتر آغاز شد، و در برخی هنوز هم نشده است. مثلا در انگلستان تنها در سال 2013 بود، که مارین آلسوپ به عنوان رهبر ارکستر در تالار مشهور سلطنتی آلبرت به روی صحنه رفت. تالاری که 118 سال می شد، که از اینگونه برنامه ها در آن به اجرا درمی آمدند. فراتر اینکه دست اندرکاران ارکستر فیلارمونیک بسیار معتبر وین تا سال 2015 هرگز از هیچ زنی دعوت به عمل نیاوردند، که رهبری این ارکستر را به عهده بگیرد.

الیته باید دانست، که اعضای ارکسترها معمولا در انتخاب رهبران خود نقشی ندارند. بلکه رهبران ارکسترها از بین نامزدهای موجود، و از طریق مشاهده ویدیوهای ارسالی خود آنها، کنسرت هایی که پیشترها در سایر نقاط اجرا کرده اند، تمرین های پیش از اجرا، و دست کم یک اجرای عمومی، برگزیده می شوند. این نامزدها همچنین در مراسم و رخدادهای گوناگون با دست اندرکاران مربوطه دیدار می کنند، و با ایشان مصاحبه هم می شود. بنابراین انتخاب نهایی صرفا بر مبنای استعداد این افراد صورت نمی گیرد. بلکه مسایل دیگری هم در این میان دخیل هستند.

و از همینجاست، که یکسونگری و جنسیت مداری هم خود را بهتر نشان می دهند. زیرا از جمله وقتی مردان موقعیت های بیشتری برای اجرا و حضور در رخدادهای گوناگون دارند، شانس برگزیده شدنشان هم خود به خود افزایش می یابد. بنابراین از دیدگاه بسیاری از رهبران ارکستر مونث، موفقیت در صحنه با جنسیت بستگی تام و تمام دارد.

بله واقعیت این است که در این حوزه نیز، تفکر جنسیت جانبدارانه بیش از هر علت و سبب دیگری دخالت دارد، و موثر واقع می شود.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *