صفحه اصلی / مقالات / چرا باید  کانادایی ها در مورد چین نگران باشند؟

چرا باید  کانادایی ها در مورد چین نگران باشند؟

تقریبا تمامی ثروتمندان چینی که دارایی های میلیاردی و یا چندین میلیونی دارند، از اشخاص مهم و کادرهای حزب کمونیست این کشور به شمار می روند. مجلس چین هر پنج سال یک بار تشکیل جلسه می دهد، تا بر پای تصمیمات ارسال شده از سوی کمیته مرکزی 376 عضو حزب کمونیست مهر تایید بزند. کمیته ای که خود پیرو فرامین کمیته اجرایی 25 نفره حزب است، که به نوبه خود زیر کنترل کمیته دائمی هفت نفره حزب می باشد، که آن هم به نوبه خود در برابر شی جینپینگ دبیرکل حزب و رئیس جمهوری خلق چین می ترسد و می لرزد.  

شی جینپینگ از پنج سال پیش که خود را بالا کشید و بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زد، به شکلی چشمگیر ساختار همه چیز را تغییر داده، و خود را به نیرومندترین رهبر چین از زمان مائو به این سو تبدیل کرده است. بگونه ای که اینک در قلب همه امور مهم قرار دارد. کمااینکه از جمله فرمانده کل قوا، رئیس گروه مرکزی اطلاعات و امنیت داخلی، رئیس کمیسیون مرکزی امنیت ملی، رئیس گروه اصلی امورخارجه و… است. این ظن هم وجود دارد، که وی در کلیه امور از اینکه چه کسی در قدرت باشد یا نباشد، چه کسی ارتقاء پیدا کند یا نکند و…، تصمیم گیرنده اصلی به شمار می رود. نوآوری های تندروانه او در مورد زیر نظر گرفتن مردم، سانسور و کنترل افکار، تاکیدش بر ملی گرایی افراطی وطن پرستانه، سیاست خارجی تهاجمی و…، از دیگر ویژگی هایش هستند. در عین حال اینک این پرسش مطرح می باشد: آیا او پنج سال باقیمانده از دوران ریاست خود بر حزب را، تا ده سال خواهد کشاند؟

البته همه اینها که گفته شد، حقایق جالبی هستند. اما درونمایه اصلی این نوشتار چیز دیگری می باشد. اینکه چگونه همه چیز در مورد چین برعکس انتظارات کارشناسانی از آب درآمده، که رویکرد و برداشت اروپایی ها و آمریکای شمالی ها در قبال دولت چین از روزهای نخست اصلاحات بنیادین تنگ شیائو پینگ به این سو را هدایت کرده اند.

مثلا در کانادا آن امیدهای برباد رفته سبب ایجاد سمت های دیپلماتیک و خوش نامی های سیاسی شد، که در ادامه شبکه ای مشارکتی و نیرومند را تقویت و حمایت کرد. شبکه ای که به چشم انداز اقتصادی نزدیک تر است، و به پیوندهای سیاسی و فرهنگی با نخبگان حاکم بر چین تعهد بیشتری دارد. کمااینکه اعضای دولت لیبرال جاستین ترودو به طور مشخص در مورد پیمان تجارت آزاد با چین اینگونه هستند.

ریچارد فیدن مدیر پیشین خدمات امنیتی و اطلاعاتی کانادا می گوید، کل قضیه اندکی گیج کننده است. زیرا گرچه ورود به گفت و گوهای تجاری با چین هیچ اشکالی ندارد، اما رویکرد کانادا در این مورد بی توازن و بی تعادل است. مثلا دولت مرکزی در قبال قلدری روسیه پافشاری می کند. اما عجیب اینکه در برابر چین چندان اصراری در این مورد ندارد. به همین سبب می افزاید: به نظر من ما باید در رویکرد خود در قبال روسیه و چین توازن و تعادل ایجاد کنیم. ما نمی توانیم، روسیه را نادیده بگیریم. زیرا آنها همسایه مان هستند. همچنین نمی توانیم، چین را به خاطر قدرت اقتصادی اش نادیده بگیریم. اما به رویکردی منسجم نیاز داریم. وقتی با چین طرف هستیم، به قدری پیچیدگی نیازمندیم. فکر نمی کنم در چنین مواقعی چشمان مان آن اندازه که می توانیم، باز باشند. زیرا ممکن است، این رویکرد ما برای اتحادیه اروپا و همپیمانان مان برداشتی خوشایند ایجاد نکند.

کندیس برگن رهبر نمایندگان محافظه کار مجلس ملی دو ماه پیش قرار بود، به همراه چندین نماینده دیگر برای سفری حقیقت یاب به چین برود. او برآن بود که مقوله حقوق بشر را در بین مسایلی بگنجاند، که می خواست با همتایان چینی خود مطرح کند. اما به وی روادید ورود/ ویزا داده نشد. با اینهمه نمایندگان لیبرال مجلس به این سفر رفتند.

البته اشتیاق بسیار زیاد برای داشتن روابط اقتصادی با چین، در بین لیبرال ها سابقه داشته است. کمااینکه برخی بر این باورند که پیر ترودو با ایجاد روابط سیاسی با دولت چین در سال 1973، در گشودن (در) روابط این کشور با غرب نقش کلیدی ایفاء کرد. اما امروزه دنیا خیلی عوض شده است. زیرا روند اوضاع آنگونه پیش نرفته، که به ما گفته شده بود پیش خواهد رفت. کمااینکه می توانیم با اشاره به شخص شی جینپینگ، این مبحث را آغاز کنیم. از جمله اینکه آنگونه که انتظار می رفت نه تنها روند اصلاحات برای دمکراسی را که پس از قتل عام میدان تیانمن در سال 1989 آغاز شده بود ادامه نداد، بلکه آن را ریشه کن کرد. همچنین برغم آن که خانواده خودش تا زمان به قدرت رسیدن وی در سال 2012 حدود یک میلیارد دلار ثروت به هم زده بودند، خشم مردم چین را برعلیه فساد طبقه نخبه برانگیخت. از آن هنگام به این سو بیش از یک میلیون از اعضای رسمی حزب برکنار، و یا زندانی شده اند، و… این اقدامات سبب گشته اند، اوضاع به کلی تغییر کند. چراکه از جمله در هنگام ریاست جمهوری جیانگ زمین و بیل کلینتون در کشورهای خود، صدها میلیون چینی داشتند از فقر نجات پیدا می کردند. زیرا جیانگ زمین فرمول های اقتصادی دوران مائو را کنار گذاشت… اما اینک اوضاع چین دوباره عقب گرد کرده است.

به همین سبب بسیاری از کارشناسان مربوطه بر این باورند، که اشتیاق رو به افزایش لیبرال ها در قبال چین خطرناک است، و دولت مرکزی باید در این مورد بسیار هشیارانه تر عمل کند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *