Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
صفحه اصلی / مقالات / چرا باید همه کانادایی ها در مراسم سيتيزني حضور پیدا کنند؟

چرا باید همه کانادایی ها در مراسم سيتيزني حضور پیدا کنند؟

 

 

ایوان بالگورد- نشریه Now

در ششم آوریل سال جاری 59 تن طی مراسمی، شهروند کانادا شدند. آنها اهالی 26 کشور گوناگون بوده اند، که برخی از خشونت ها و سرکوبی ها گریخته اند. بعضی دیگر هم در پی موقعیت های بهتر برای خود و فرزندانشان به کانادا آمده اند. دوستان و اعضای خانواده آنان نیز، در کنارشان بودند. پس از ادای سوگند شهروندی، انرژی عصبی بودن داخل محل مراسم، جای خود را به تجلیل داد.

همه افرادی هم که به سبب به دنیا آمدن در خاک کشور کانادایی به شمار می روند، باید دست کم یک بار در عمر خود در چنین مراسمی حضور پیدا کنند. زیرا این مراسم نه تنها تجلیل ارزش های مشترک ما و موقعیت های مناسب و مسئولیت هایمان به عنوان کانادایی است، بلکه پادزهری نیرومند برای ملی گرایی رنگ نژادپرستانه گرفته ای می باشد، که از سوی جنبش های بسیار دست راستی کانادا با زور پیش برده می شود. جنبش هایی که بر این باورند که فرهنگ ما زیر حمله قرار دارد، و آن کانادایی های قدیمی به نوعی کانادایی ترند. تنها به این سبب که سفیدپوست و اروپایی می باشند. این در حالی است که برخلاف بسیاری از ما متولدین داخل کشور، کانادایی ها که جهت به دست آوردن شهروندی خود تلاش کرده اند، برای معنی مسئولیت های شهروند کانادا بودن احترام قائل هستند، و قدرش را می دانند.

رویداد ششم آوریل بخشی از مراسمی بود، که از سوی موسسه شهروندان کانادا برگزار شد. موسسه ای که توسط جان رالستون و آدرین کلارکسون فرماندار کل پیشین بنیان نهاده شده است. این موسسه و سایر گروه های جوامع درونی برای برپایی میزگردها که بخشی از مراسم رایج شهروندی هستند، سخنرانان و مکان های ویژه ای را پیدا می کنند. مراسمی که هدف رسمی آن ادای سوگند شهروندی است. اما درعین حال جشنی می باشد، که همه می توانند در آن شرکت کنند. البته برای نوکانادایی ها چنین حضوری توفیق اجباری است.

به هر حال مراسم با سرودخوانی و قصه گویی گرس سالت ریش سفید قوم نخستین کردیت میسی ساگا آغاز شد. زمانی که هنگام ادای سوگند فرارسید، افرادی که قرار بود خیلی زود کانادایی شوند، در ردیف اول ایستادند. اما آلبرت وونگ یکی از پنج قاضی شهروندی کانادا از همه حضار دیگر هم که از پیشترها کانادایی بودند، دعوت کرد همراه با نوکانادایی ها سوگند خویش را دوباره مورد تایید قرار دهند. همه ما دست راست خود را بلند کردیم. بعد همگی گفتیم: سوگند می خورم که به علیاحضرت ملکه الیزابت دوم، ملکه کانادا، وفادار بمانم، و واقعا از وی تبعیت کنم…. در ادامه هم سرود آه کانادا را خواندیم.

برای نوکانادایی ها ادای سوگند پایان یک روند چندساله است. کمااینکه بسیاری از آنان که در این مراسم حضور داشتند، ناچار بوده اند انگلیسی را به عنوان زبان دوم یا سوم بیاموزند. همچنین پس از سال ها اقامت در کشور باید برای شهروندی فرم درخواست پر می کردند، و درباره تاریخ و سیاست کانادا امتحان کتبی می دادند. سرانجام نیز، در مصاحبه حضوری شرکت می کردند.

پس از مراسم نوبت پذیرایی با ساندویچ و کیک بود. یکی از مردان که فرزندانش شهروند کانادا بودند، با شوخی خاطرنشان کرد: حالا دیگر آنها نمی توانند سر به سر من بگذارند، و بگویند شهروندی کانادا را ندارم.

قرار بود من میزگردی در مورد معنی کانادایی بودن را اداره کنم. به همین سبب با خانواده شکیل که شش سال پیش از پاکستان به کانادا مهاجرت کرده اند، دور یک میز نشستم. عروج دختر این خانواده مدرک زیست-شیمی دارد، و در یک مهدکودک کار می کند. شایان پسر خانواده در دانشسرای هامبر در رشته مهندسی مکانیک درس می خواند، و عضو هیئت مدیره اتحادیه دانشجویان است. این دو و والدینشان عزیز و فرحانه با هم تقاضای شهروندی کردند، و برای مطالعه در مورد امتحان آن، به یکدیگر یاری دادند. عروج مشتاقانه در انتظار رأی دادن است، و عزیز می خواهد کار دائمی پیدا کند. از آنها پرسیدم آیا مایلند، در مورد کانادایی شدن به متولدین داخل چیزی بگویند؟ شایان خاطرنشان کرد: بسیاری از مردم آنگونه که باید و شاید قدر کانادا را نمی دانند.

حق با اوست. کسانی که به سبب تولد در خاک کشور شهروندی کانادا را به دست می آورند، قدر توانایی هایی را که این شهروندی به ما می دهد – یعنی تعیین سرنوشت خود از طریق مشارکت دمکراتیک، مکانی امن برای زندگی، محفوظ بودن از سرکوبی، که مشت نمونه خروارند-، نمی دانند.  


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *