صفحه اصلی / مقالات / پیچیدگی سیستم مالیات در کانادا حتی برای کارکنان اداره مربوطه

پیچیدگی سیستم مالیات در کانادا حتی برای کارکنان اداره مربوطه

Razi-Clinic

سیستم مالیات بردرآمد شخصی کانادا پیچیده است. به همین سبب نکات دقیق و ظریف آن اغلب از دیده ها پنهان می مانند. بنابراین شهروندان بیشتر اوقات بر کارکنان اداره مالیات بر درآمد کشور اتکاء دارند، تا در جستجو کردن در این سیستم یاری شان نمایند. اما واقعیت این است که این سیستم اغلب چنان پیچیدگی بیش از اندازه ای دارد که درک آن حتی برای مقامات این اداره نیز پیچیده تلقی می شود.

این امر چنان جدی است که گزارش اخیر سرممیزکل کشور نشان داد، که 30 درصد پاسخ هایی که این کارکنان به پرس و جوهای مردم می دهند، غلط می باشند. همچنین احتمال اینکه پاسخ برخی از پرسش ها  غلط باشد، بیش از بعضی از سوألات دیگر است. مثلا هنگامی که از مقامات مورد اشاره پرسیده می شود از چه زمانی به داشته های اولیه مالیات تعلق می گیرد؟ در 84 درصد از مواقع پاسخ آنها غلط می باشد.

آنچه درپی می آید، اظهارات دو کارشناس مربوطه در این پیوند است.

چارلز لامام

سرممیزکل کشور در این مورد تحقیق نمی کند، که چرا جواب های کارکنان اداره مالیات بر درآمد غلط هستند. اما بخشی از سبب این اظهارنظرهای غلط، صرفا پیچیدگی سیستم مالیات بر درآمد اشخاص می باشد. زیرا از 100 سال پیش به این سو که این سیستم بنیان نهاده شد، به شکلی رو به افزایش دچار پیچیدگی گشته است. کمااینکه در سال 1917 کل قانون مالیات بر درآمد شامل 3 هزار و 999 کلمه بود. اما شمار این کلمات تا پیش از سال 2016 سر به 1 میلیون و 29 هزار و 42 کلمه زد. در طول این سده تعداد صفحات آن نیز پس از استاندار شدن از 6 به هزار و 412 افزایش پیدا کرد. بنابراین جای شگفتی نیست که مقامات مربوطه بگونه ای مداوم در مورد جزئیات این قانون پاسخ های غلط می دهند.

یکی از دلایل اصلی این پیچیدگی، فهرست طولانی اعتبارهای مالیاتی، کاهش ها و سایر مزیت هاست (که در مجموع با عنوان هزینه های مالیاتی شناخته می شوند). فهرستی که دربردارنده طیفی از تعاملات مالی مانند اهدای پول به احزاب سیاسی، کار داوطلبانه به عنوان آتش نشان و خرید خانه برای بار نخست می شود. دولت های مرکزی از سال 1999 تا 2014، 27 مورد دیگر نیز به این فهرست افزودند. به این ترتیب مجموع شمار موارد موجود در آن، به 128 رسید. این میزان به معنی افزایش 27 درصدی در خلال یک برهه تنها 18 ساله است.

از دیگر سو درخواست در مورد اعتبارات مالیاتی، مستلزم نگهداری رسیدها و یا پر کردن فرم های بیشتر برای نشان دادن واجد شرایط بودن می باشد. مسئله ای که به نوبه خود به شکلی چشمگیر بر میزان وقت و بی ثمر ماندن ارائه فرم مالیات بر درآمد می افزاید.

هیو مک اینتایر

به موازات افزایش پیچیدگی مالیات در کانادا، هزینه های تطابق با مالیات نیز بیشتر می شود. هزینه های مستقیم برای خانوارهای کانادایی شامل استخدام افراد حرفه ای (مانند حسابداران، وکلا و غیره) جهت کمک به پر کردن فرم های مالیات بر درآمد و همچنین خرید نرم افزار مربوطه برای هدف مشابه می باشد. مخارج غیرمستقیم شامل صرف زمان لازم جهت درک قوانین مالیاتی، جمع آوری اسناد و رسیدهای مربوطه و پر کردن فرم های مالیاتی، هستند. وقتی همه این هزینه ها را جمع بزنیم، می بینیم مردم کانادا همه ساله برای تطابق با سیستم مالیات بردرآمد شخصی، حدود 7 میلیارد دلار می پردازند. به عبارت دیگر در هر سال هر خانوار برای این منظور 501 دلار خرج می کند.

از دیگر سو فرض بر این است که کارکنان اداره مالیات بر درآمد کشور با دادن پاسخ های شفاف و دقیق به پرس و جوهای مردم، روند مربوطه را برای آنها ساده تر کنند. اما روشن می باشد که خود این کارکنان هم در پیوند با سیستم مالیاتی، در موارد بیش از اندازه ای سر در گم هستند.

بی تردید اگر این اداره با استفاده از شفافیت و دقت پاسخ ها را بهتر کند، گام بسیار خوب و مفیدی برداشته است. اما مشکل بزرگتر و گسترده تری وجود دارد، که باید حل شود: پیچیدگی خود سیستم مالیات بر درآمد!

فراتر اینکه اگر جستجو در این سیستم ساده تر بود، اصولا دلیل کمتری برا ی تلفن زدن به اداره مورد اشاره وجود داشت.

hamidreza-safipour

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *