صفحه اصلی / مقالات / پلیس: نیرویی در کنار، یا در برابر مردم؟

پلیس: نیرویی در کنار، یا در برابر مردم؟

نخستین پژوهش فراگیر

گروهی از پژوهشگران شبکه چندرسانه ای سراسری کانادا (سی بی سی) با صرف شش ماه وقت پروژه ای تحقیقاتی زیر نام نیروی مرگبار تهیه کرده اند، که درون مایه آن را 461 رخداد سال های 2000 تا 2017 تشکیل می دهند، که در آنها افرادی به دست پلیس کشته شده اند. پروژه ای که در نوع خود، نخستین به شمار می رود.

آمارهای ترسناک

براساس این پژوهش حتی با توجه به افزایش جمعیت در برهه 17 ساله مورد اشاره، شمار قربانیان اینگونه رخدادها بگونه ای مستمر افزایش داشته است. ترسناک تر اینکه 71 درصد قربانیان دارای مشکلات روانی و اعتیاد به مشروبات الکلی و موادمخدر بوده اند. اعداد و ارقام اداره آمار کانادا نیز نشان می دهند، شمار رویارویی پلیس با اینگونه افراد سالانه یک میلیون است، که به گفته کارشناسان رو به افزایش دارد. در این پیوند تنها در 18 مورد برای پلیس مربوطه پرونده جنایی تشکیل گشته، و 2 تن محکوم شده اند. البته برخی از پرونده ها همچنان در دست رسیدگی هستند.

تاثیر نژاد و رنگ پوست

در سطح ملی بیشتر قربانیان را افراد سفیدپوست تشکیل می دهند، که با توجه به اینکه بزرگترین گروه نژادی کشورند، شگفت آور نیست. اما با درنظر گرفتن میزان جمعیت، شمار قربانیان سیاهپوست و مردم اقوام نخستین به شکلی بسیار بی تناسب بالاتر است. مثلا در برهه یادشده سیاهپوستان به طور متوسط 8.3 درصد جمعیت تورنتو را تشکیل می دادند. اما قربانیان شان  سر به 37 درصد (بیش از یک سوم) کشته ها زد. این اعداد و ارقام برای مردم اقوام نخستین وینی پگ، به ترتیب 10.6 درصد و تقریبا دوسوم بود.

این مساله سبب شده برخی کارشناسان بگویند، قتل سیاهپوستان به دست پلیس تنها مشکل آمریکا نیست. بلکه در کانادا نیز، وجود دارد. اما براساس اظهارات تام استاماتاکیس رئیس اتحادیه پلیس کانادا، اصولا فرهنگ اسلحه در این کشور با آمریکا متفاوت است. فرهنگی که سبب شده، نیروهای پلیس کانادا در حوزه اشتباهات سهوی مستقل تر عمل کنند. بنابراین چنین مقایسه ای را اندکی بزرگنمایی می داند.  

واکنش کارشناسان

سید گراول پلیس بازنشسته اتاوا می گوید: نخستین واکنش من (به پروژه یادشده) این بود، که در جامعه ما ضعف و قصور وجود دارد.

تری کلمن رئیس پلیس پیشین شهر موس جا در استان سسکچوان و مشاور ایمنی عمومی کنونی، خاطرنشان می کند: این اعداد و ارقام بسیار زیاد هستند. ما همواره می گوییم یک مرگ در چنین شرایطی، همان یک مورد بسیار زیاد است.

کاستی های موجود از دیدگاه کارشناسان

دورتی کاتن روانشناس و یکی از نویسندگان گزارش سال 2014 کمیسیون بیماری های روانی کانادا، در 2016 گفت، کل فرهنگ حاکم بر کار پلیسی کمی اشکال دارد. زیرا باید به ماموران آموزش داد زمانی که بیمار روانی نمی داند دقیقا در اطرافش چه می گذرد، باید رفتار این ماموران با او، با نوع برخوردشان با جنایتکاران و خلافکاران متفاوت باشد.

به گفته جنیفر لاوویی جرم شناس دانشگاه ویلفرید لوریه بسته شدن تسهیلات بزرگ مراقبت شبانه روزی از بیماران روانی و کمبود منابع برای این بیماران، به افزایش رخدادها بین پلیس و افراد زیر فشار احساسی، کمک کرده است.

براساس اظهارات تام استاماتاکیس ماموران پلیس اغلب از این شکایت دارند، که نمی توانند به اطلاعات در پیوند با وضعیت روانی افراد و یا پیشینه وضعیت بحرانی آنان دسترسی پیدا کنند.

راه حل های کارشناسانه

کارشناسان مربوطه برای حل این معضل راه حل هایی پیشنهاد کرده اند. استیو هلمز رئیس یکی از واحدهای ویژه تحقیقات پلیس همیلتون می گوید: در بسیاری از موارد اینگونه افراد (مظنونان دارای مشکلات روانی و اعتیاد) نیازی به رفتن به بیمارستان ندارند. همچنین احتیاجی نیست، که دستگیر شوند. بلکه تنها به فردی نیاز دارند، که با او صحبت کنند.

به باور تری کلمن در صورتی که ماموران از وقت، شکیبایی و مهارت های ارتباطی بیشتری استفاده کنند، شمار رویارویی های مرگبار کاهش می یابد… البته در بسیاری از موارد استفاده از نیروی قهریه توجیه پذیر، و تنها گزینه ماموران است.

اقدامات صورت گرفته

از دیگر سو برای رفع این معضل اقداماتی صورت گرفته اند. مثلا راجر چفین رئیس پلیس کلگری می گوید که مفاد آموزشی نیروهای زیر امرش از جمله شامل راهبردهای کاهش رویارویی های بالقوه خشونت بار با پلیس هستند، که در آنها امکان دارد فرد مورد نظر دچار علائم اعتیاد و یا مشکلات روانی باشد.

از دیگر راهکارها در این زمینه ورود واحد ویژه تحقیقات است، که دیده بان اقدامات پلیسی به شمار می رود، و صرفا در مواردی ورود می کند، که سلامت روانی در آنها دخیل باشند.

کشتار پلیس

برای رعایت بی طرفی باید گفت از آنجاکه سر و کار پلیس عمدتا با افراد خلافکار است و برخی از این افراد سلاح هم دارند، درگیری در بعضی از ماموریت ها غیرقابل اجتناب می شود. همچنین همانگونه که پیشترها در همین ستون آمده، کشتار ماموران پلیس به دست جنایتکاران نیز کم نبوده است. کمااینکه از 2007 تا 2012 دست کم شش مامور در هنگام انجام وظیفه و اغلب به شکلی بسیار دلخراش کشته شده، و شمار خیلی بیشتری زخم برداشته اند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *