صفحه اصلی / مقالات / پایین بودن نرخ بهره وام ها مسبب تبدیل ملت ما به احمق های مالی

پایین بودن نرخ بهره وام ها مسبب تبدیل ملت ما به احمق های مالی

بدترین رخداد ده سال اخیر در زمینه مسایل مالی کشور ما، کاهش بهره وام ها بوده است. در این نوامبر نیز که مانند همه ساله ماه آموزش مسایل مالی (که در آن از جمله اداره مصرف کنندگان مالی کانادا به هماهنگی تلاش ها و افزایش همکاری بین بخش های خصوصی، دولتی و سازمان های نیکوکاری غیرانتفاعی کمک می کند) است، دیدگاهی وجود دارد که می توانیم راهی را در پیش بگیریم، که شامل استانداردهای بهتر آموزش مالی باشد. چنین دیدگاهی تا جایی که مردم را دخیل کند، حتما ارزشمند است.

اما باید این را هم بپذیریم که این کوه قرض های بالا آورده شده و پس اندازهای اندک گزینه ای شخصی نبودند، که در خلأ انتخاب شده باشند. بلکه واکنش به شرایط اقتصادی اخیر هم بوده اند. شرایطی که تا همین یک دهه پیش نیز، عجیب و غریب به نظر می رسیدند. در واقع براساس سیاست های اقتصادی کشور، سطح درک و فهم مالی ما همان میزانی است، که شایستگی و استحقاقش را داریم.

البته این روند مختص کانادا نیست. بلکه مشکلی جهانی می باشد. زیرا بحران های مالی در دنیا که ده سال پیش آغاز شدند، توان بخش های اعظمی از اقتصاد جهان را تحلیل بردند. همچنین کاهش نرخ بهره وام ها سبب ادامه خرج کردن های بی حساب و کتاب افراد و کار و بارها شد. کمااینکه واکنش کانادایی ها به ین مساله بسیار عظیم بود. چراکه مردم فورا شروع به وام گرفتن کردند، تا مسکن، اتومبیل و چیزهایی دیگر، بخرند. به همین سبب نسبت وام کانادایی ها به درآمد پس از کسر مالیات و بیمه شان به شکلی مستمر افزایش داشته، و اینک سر به رکورد 167.8 درصد زده است. با این وضعیت ما در سواد مالی نمره قبولی نمی گیریم. زیرا برغم رشد اقتصادی ضعیف که سبب پیشگیری از افزایش درآمد شده و بسیاری از مردم به جای مشاغل دائمی کارهای موقت دارند، بیشتر وام گرفته ایم.

البته شمار افرادی که نتوانسته اند سه ماه اقساط وام هایشان را بپردازند، چندان زیاد نیست. اما نتایج نظرسنجی ها در مورد چگونگی مدیریت وام نشان می دهند، که فشار روانی مالی کاملا آشکار می باشد. برای نمونه می توان به نظرسنجی شرکت وام ام ان پی که کارش در زمینه ورشکستگی است، اشاره کرد. در این نظرسنجی نیمی از شرکت کنندگان گفتند، از میزان قرضی که بالا آورده اند، پشیمانند. 56 درصد هم خاطرنشان کردند، اگر درآمد ماهانه شان 200 دلار و یا کمتر کاهش یابد، از عهده پرداخت قسط ماهانه وام و سایر قبض ها و صورت حساب های خود برنمی آیند.

به باور کارشناسان مربوطه چنین نتایجی نشانگر بی سوادی مالی ملت ما هستند. زیرا این اعداد و ارقام بازتاب فاصله آنچه خانواده ها و افراد باید بدانند از یک سو، و از دیگر سو آنچه واقعا به آنها در مورد مدیریت پول خود آموزش داده شده، می باشد. زیرا پایه ای ترین اصل مالی این است، که انسان در سطحی پایین تر از دلخواه خود زندگی کند. اما مابه التفاوت باقی مانده پولش را سرمایه گذاری یا پس انداز نماید. ولی شرایط اقتصادی ما  را به سوی زندگی کردن در سطح مورد علاقه مان سوق می دهد. بدون اینکه از تمکن مالی لازم برای آن برخوردار باشیم. معنی و مفهوم این گفته این است که ما کانادایی هایی را مشاهده خواهیم کرد، که در شرایط  پایین بودن بهره وام ها همچنان مصرانه قرض می کنند. به عبارت دیگر اینک استفاده از وام های با بهره کم برای خرید مسکن، اتومبیل و سایر چیزها، درون مایه اصلی سیاست اقتصادی مردم کانادا و سایر کشورهای جهان را تشکیل می دهد. در واقع با وجود چنین بهره هایی، کانادایی ها دارند همان کاری را می کنند، که قرار است بکنند.

در مقابل آموزش سواد مالی می تواند به مردم یاری دهد، در مورد چگونگی پول خرج کردن شان تصمیمات بهتری بگیرند. اما دیدگاه وام با بهره پایین، در جهت خلاف این آموزش است. زیرا اینگونه وام ها چنان سبب بالا رفتن بهای مسکن در برخی از شهرها شده اند، که به نظر می رسد خرید مسکن بهترین سواد مالی می باشد.

وام های با بهره صفر درصد که برای خرید اتومبیل پرداخت می شوند نیز، ظاهرا موقعیت بسیار مناسبی فراهم می کنند. اما واقعیت این است که مثلا تا هفت یا هشت سالی که فرد دارد اقساط آنها می پردازد، در واقع بالاترین نرخ را برای اتومبیلی می دهد، که دیگر آنقدر ارزش ندارد.

خلاصه اینکه وام های با بهره کم ملت ما را به احمق های مالی تبدیل کرده است. بنابراین بهترین آموزش سواد مالی این می باشد که به آنها درس بدهیم، امروز کمتر خرج کنند، و برای فردا پس اندازی داشته باشند. به این ترتیب ناچار نیستند مرتب دل شان بلرزد، که اگر فردا چنین و چنان شود، چه کنند.

افزایش بهره وام ها نیز به سبب گران تر کردن زیر بار قرض رفتن، راه دیگری برای تصحیح روش غلط و بی سوادی مالی ماست. زیرا به این ترتیب یاد می گیریم، که پس انداز کردن، درست، و وام گرفتن، غلط می باشند. اما این تغییر بهره برای آنهایی که هم اینک زیر بار قرض های سنگین رفته اند، مشکل آفرین خواهد بود. بنابراین اینک عمده ترین چالش آموزش سواد مالی، آماده کردن کانادایی ها برای چنین تغییری است.

 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *