Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
صفحه اصلی / مقالات / پایان داعش در عراق و ادامه‌ فساد سیاسی در این کشور

پایان داعش در عراق و ادامه‌ فساد سیاسی در این کشور

 

<پاتریک کاکبورن> یک روزنامه‌نگار بریتانیایی است که برای روزنامه‌ <ایندپندنت> می‌نویسد و تاکنون جوایز زیادی در این زمینه برنده شده است. او در این مقاله از فساد سیاسی در عراق سخن می‌گوید.

عراقی‌ها درباره موارد بسیاری با هم اختلاف نظر دارند، اما در یک مورد هم‌عقیده هستند: اینکه کشورشان از نظر سیاسی، فاسدترین کشور جهان است. این مردم، خود را قربانی دولتی می‌بینند که در ذات غارتگر است. به این ترتیب، در طول 15 سال، صدها هزار دلار سرمایه‌‌ کشور به جیب مقامات حکومتی ریخته شده، در حالی که بقیه‌ مردم همه از کمبود کار و مسکن و آب و برق، رنج می‌برند. اما خشم مردم عراق از سیاستمدارانی که در سال 2003 وارد دستگاه حکومت شدند، باعث شد که جنبشی که توسط <مقتدا صدر> نماینده اسلامگرا، رهبری می‌شد، در انتخابات پارلمانی ماه می، به اقبال عمومی دست یابد. <صدر> که یک روحانی اسلامی است، جنبشی عوامگرا و در عین‌حال با شعار وطن پرستی، به راه انداخت که خواستار اصلاحات سیاسی و اجتماعی شد و با حزب کمونیست عراق نیز، اتحادی را تشکیل داد. اما حضور پایین و 44 درصدی مردم در انتخابات، نشانگر اعتقاد غالب در میان مردم بود: اینکه بدون توجه به آن که چه کسی به پارلمان و یا دولت برود، هیچ تغییر عمده‌ای در شرایط روی نخواهد داد و همه چیز به مذاکرات بسیار آهسته‌ احزاب، پنهان از دید مردم، خواهد انجامید. حتی بسیاری از آنان که رای دادند، پس از پایان انتخابات نظرشان را تغییر دادند و عهد کردند که دیگر هرگز به پای صندوق‌ها نروند.

مردم عراق، در اوج خشم و ناراحتی می‌بینند که گرچه در کشوری زندگی می‌کنند که دومین تولیدکننده‌ بزرگ نفت در جهان است، تمام این ثروت، در جلوی چشم هایشان، از آنها دزدیده می‌شود.

من در شهر <رمادی> مرکز استان <انبار> در غرب <بغداد> بودم و داشتم به خرابی‌های جنگ نگاه می‌کردم که با <مظفر عبدالغفور>شهروند عراقی 64 ساله آشنا شدم. <مظفر> که یک مهندس بازنشسته است، تازه بازسازی خانه‌اش را، که در بمباران تخریب شده بود، به پایان رسانده بود. او با اشاره به خانه‌اش گفت: <تمام کار را خودم کردم و دولت، هیچ کمک و وامی به من نداد>. او سپس به تلخی توضیح داد که برخی از آنها که خانه‌هایشان هیچ آسیبی ندیده بوده، کمک‌های دولتی را دریافت کرده‌اند، زیرا که به مقامات رشوه داده‌اند. او خطاب به من گفت: <بنویس که عراق، دولت ندارد، آنها که آن بالا هستند، مشتی دزد و شیادند>.

در <بغداد> من به بازدید از دو منطقه رفتم، که از لحاظ اقتصادی بالاتر از طبقه‌ متوسط محسوب می‌شوند و <منصور> و <یارموک> نام گرفته‌اند. در آنجا، من با <صفوت عبدالرزاق> گفتگویی داشتم که دلال املاک بود و می‌گفت کار و کاسبی‌اش خوب پیش می‌رود؛ در طول دو سال گذشته، قیمت ملک در این مناطق، دو برابر شده بود. با این حال، <صفوت> نسبت به آینده، چندان خوشبین نبود و دلیلی که می‌آورد، دولت مرکزی ضعیف و همین‌طور فساد گسترده دولتی بودند. او گفت: <دولت هیچ اعتباری میان مردم ندارد. هر جا که سر و کارت به دولت می‌افتد، از تو درخواست رشوه می‌کنند>. او برای نمونه از یک پیمانکار ساختمانی گفت که مجبور شده بود با رشوه به مقامات، قرارداد ساخت را از آن خود کند، اما متوجه شده بود که میزان رشوه می‌تواند تا 50 درصد مبلغ قرارداد هم بالا برود.

در عراق، میزان بالایی از سرمایه‌های شخصی و سرمایه‌گذار وجود دارد، اما کسی در داخل کشور سرمایه‌گذاری نمی‌کند. علت این است که به دلیل فساد گسترده، هیچ فعالیت تجاری وجود ندارد که امنیت اقتصادی داشته باشد. <صفوت> می‌گوید: <برای همین است که من می‌روم و در <اُردن> ملک می‌خرم، نه در عراق>.

البته من با عراقی‌های ثروتمند نیز برخورد داشتم، اما از آنها نیز شکایت های مشابهی را شنیدم. در شهر <صدر> که بسیاری از طبقه‌ کارمند و کارگر شیعه را در خود دارد، یک نماینده‌‌ شورای محلی به من گفت: <نسل جوان عراق، نسل گمشده هستند. آنها نمی‌‌توانند ازدواج کنند چون شغلی ندارند و امیدی هم به پیدا کردن کار ندارند مگر اینکه رابطه دولتی داشته باشند>.

به نظر من، فساد را در عراق نمی‌توان از بین برد، اما می‌توان میزان مخرب‌بودن آن را کاهش داد. امید عراقی‌ها باید به سیاستمدارانی باشد، که به فکر این مردم و آینده‌ این کشور هستند.

 

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *