صفحه اصلی / مقالات / هیلاری کلینتون؛ زندگی سیاستمدار کهنه کار پس از شکست در انتخابات آمریکا

هیلاری کلینتون؛ زندگی سیاستمدار کهنه کار پس از شکست در انتخابات آمریکا

behzad-azizi

هیلاری رودام کلینتون، نامزد سابق حزب دموکرات آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری، پس از تحمل شکستی دور از انتظار و گذراندن دورانی پر تشنج، آرامش را در تمرینات یوگا و وقت گذرانی با نوه های کوچولویش بازیافته است. او اخیرا کتاب جدیدش به نام  What Happened  را روانه کتاب فروشی ها کرده است و در آن از اتفاقات پس پرده و آنچه در جریان رقابت های انتخاباتی گذشت سخن گفته است.

واقعا در انتخابات 8 نوامبر 2016 چه گذشت؟ این سوالی است که ذهن بسیاری از مردم آمریکا را به خود مشغول کرده است. با اینکه او پاسخ قطعی برای این سوال ندارد،‌ اما در کتابش از احساس و اوج ناراحتی اش از شکست در برابر دونالد ترامپ سخن گفته است. کلینتون در بخشی از کتابش می نویسد: میلیون ها نفر از مردم آمریکا به این نتیجه رسیدند که از من خوش شان نمی آید… این آزاردهنده است. کلینتون در کتاب به برخی از اشتباهاتش نیز اشاره می کند و می نویسد: متاسفم که باید بگویم ترامپ همان کسی است که فکر می کردم باشد.

اما او چگونه با این شکست کنار آمد؟ کلینتون در بخشی از کتاب به توصیه برخی از دوستان مبنی بر مراجعه به مشاور روانکاو اشاره می کند، ولی سیاستمدار کارکشته 69 ساله که زمانی بانوی نخست آمریکا بود، به جای مراجعه به روانکاو خود را با کارهای خانه و سر و سامان دادن اوضاع به هم ریخته آن در جریان کمپین انتخاباتی، سرگرم کرد. او همچنین بر روی گفتگو و راهنمایی دموکرات های جوان متمرکز شده تا آنها را به فعالیت ها و مشارکت سیاسی بیشتر تشویق کند. او که اعلام کرده دیگر هرگز خود را برای پست سیاسی نامزد نخواهد کرد، کارهای زیادی برای انجام دادن دارد. هیلاری می نویسد: می خواهم آنقدر زنده بمانم تا یک زن را بر مسند ریاست جمهوری و در کاخ سفید ببینم.

هیلاری کلینتون در خانه اش با خبرنگار People  به گفتگو نشسته است. در اینجا چکیده ای از مصاحبه آورده می شود:

 

ـ روزهایتان چگونه می گذرند؟

بعد از آن همه کار و سفرهای پی در پی، در خانه و در کنار بیل بودن عالی است. ما اوقات مان را با چلسی و مارک و نوه های دوست داشتنی مان می گذرانیم. خوشبختانه در این مدت نمایش های خوب زیادی را دیده ام،‌ که از میان آنها Come  from Away  را بیشتر از بقیه دوست داشتم. اخیرا هم کتاب های النا فرانته را تمام کرده ام. عالی بودند.

 

-بعد از انتخابات، بهترین حرفی که از یک غریبه شنیدید چه بود؟

باید بگویم که هرگز تسلیم نخواهم شد. عاشق ملاقات و گفتگو با جوانان هستم. بخصوص زنان جوانی که برای سازمان های مختلف به عنوان داوطلب کار می کنند یا به بنیادهای خیریه کمک مالی می کنند. بخصوص خانم هایی که خود را برای ورود به عرصه سیاست آماده می کنند. از اینکه می بینم شکست من باعث ناامیدی و دلسردی آنها نشده، خوشحالم.

 

برای پشت سر گذاشتن آن ناکامی چه کسی بهترین توصیه را به شما ارائه کرد؟

بعضی از بهترین توصیه ها را از کتاب های مورد علاقه ام دریافت کردم. بخصوص کتاب  The Return of the Prodigal Son  نوشته کشیش هلندی به نام هنری نوون. او معتقد است که حتی هنگامی که کارها به میل مان پیش نمی روند نیز باید شکرگزار باشیم.

 

ـ در کتاب تان نوشته اید که یوگا به شما کمک زیادی کرده است.

البته. ولی باید بگویم که آن را تازه شروع کرده ام و هنوز در مراحل بسیار ابتدایی هستم.

 

-آیا همچون گذشته اخبار را دنبال می کنید؟

متاسفانه کسی هستم که نمی تواند بدون شنیدن اخبار زندگی کند. ای کاش می توانستم حداقل برای چند ساعت در روز از دنبال کردن اخبار دست بردارم.

 

ـوقتی اخبار مربوط به شارلوتزویل، لغو برنامه DACA، طوفان سهمگین ایرما و کره شمالی را شنیدید، چه احساسی داشتید؟

صادقانه بگویم که واقعا ناامیدکننده بود. بعد از انتخابات و بخصوص یکی دو هفته اخیر خیلی به فرزندان مهاجران غیرقانونی که در اینجا بزرگ شده، تحصیل کرده و کار می کنند فکر کرده ام. از آنچه در شارلوتزویل رخ داد قلبا متاسف هستم. ضمن اینکه عمیقا نگران افرادی بودم که در مسیر طوفان ایرما قرار داشتند.

 

ـ در نشریات طنز، کاریکاتوری چاپ شده که شما را در یک میخانه در حال سفارش دادن یک مشروب قوی دیگر نشان می دهد. چه عاملی باعث می شود ادامه بدهید؟

من به عنوان یک آمریکایی نگران اوضاع کشورم هستم. اما به عنوان یک انسان، هرگز کسی نبودم که گوشه ای بنشیند و افسوس بخورد. ترجیح می دهم خودم را با کاری مشغول کنم. چون این کار بیشترین کمک را به من کرده است.

 

ـ آیا در این فرایند چیز تازه ای در مورد خودتان آموخته اید؟

طی سال های گذشته، به عنوان زنی که در کانون توجه قرار داشت، مجبور بودم از ابراز افکار و احساسات واقعی ام خودداری کنم. اما حالا یاد گرفته ام که آنها را آنگونه که هست، ابراز کنم.

 

ـ حالا که مجبور نیستید هر ساعت از روز با موها و چهره آرایش کرده به نظر برسید، چه احساسی دارید؟

احساس آزاد بودن!

 

ـ آیا ممکن است بار دیگر خود را برای مقام ریاست جمهوری نامزد کنید؟

نه. ولی به نحوی دیگر به فعالیت هایم ادامه خواهم داد.

 

ـ رابطه تان با اوباماها چگونه است؟

دو هفته پیش با باراک صحبت کردم. امیدوارم بتوانم باراک و میشل را به زودی ملاقات کنم.

 

ـ بامزه ترین کاری که با نوه هایتان انجام داده اید، چه بود؟

ادا و اطوار در آوردن و آواز خواندن. شارلوت و من مدتی است که با همدیگر باغبانی می کنیم.

 

ـ می خواهید از خود چه میراثی را بر جا بگذارید؟

هنوز آماده صحبت درباره خودم با فعل گذشته نیستم!

 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *