Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
صفحه اصلی / مقالات / همخانه شدن: چیزی فرای زندگی زیر یک سقف

همخانه شدن: چیزی فرای زندگی زیر یک سقف

آنا شارات- گلوبال و میل

به گفته لوری پولیتزا وکیل امور خانواده ساکن تورنتو، شماری از جوانان بیست و سی و چند ساله به منظور کاهش هزینه مسکن خود با یکدیگر همخانه می شوند. چراکه ممکن است والدین به فرزندان شان در خرید ملک کمک کنند. به همین سبب شاهد موافقتنامه هایی در مورد همخانه شدن جوانانی هستیم، که از خانه والدین به نخستین اقامتگاه خود کوچ می کنند. برخی از آنها در هنگام نوشتن اینگونه موافقتنامه ها، برای حفظ حق و حقوق در پیوند با نخستین سرمایه گذاری خویش در حوزه مسکن به ما مراجعه می نمایند. اما بعضی دیگر چنین نمی کنند. این در حالی است، که باید مسایل دیگر را هم مدنظر قرار دهند. زیرا امکان دارد، دست زدن به چنین اقدامی تنها زندگی زیر یک سقف به شمار نرود. بلکه به مرور زمان زندگی مشترک در چهارچوب ازدواج سفید (زندگی با هم بدون عقد رسمی) تلقی شود. بنابراین ناگهان با این حقیقت روبرو می گردند، که باید داشته های خویش اعم از ملک و یا پول را با طرف دیگر قسمت کنند. مساله ای که به چالش های مالی منجر می گردد، که اصلا انتظار آنها را نداشته اند.

باید دانست در برهه ای که اسکان یافتن در هر گونه اقامتگاهی و به هر شکلی از همیشه گران تر است، همخانه شدن زودهنگام با طرفی دیگر هم از نظر احساسی و هم از دیدگاه مالی گزینه ای جذاب به شمار می رود. در چنین هنگامی گفت وگوی شفاف در مورد مدیریت روزانه مسایل مالی مانند تقسیم هزینه ها و پرداخت صورتحساب ها، امری حیاتی است. زمانی هم که زوج مربوطه به اندازه ای زیر یک سقف زندگی کرده باشند که همخانه شدنشان از نظر قانون ازدواج سفید به شمار برود، قوانین بازی تغییر می کند. به همین سبب توصیه لوری پولیتزا این است، که باید در مورد همخانه شدن بسیار محتاطانه عمل کرد. کمااینکه یکی از مراجعان خودش پس از جدایی از همخانه ای که مخارج شان را از یک خط اعتباری/ line of credit مشترک می پرداختند، برای گرفتن وام مسکن انفرادی خودش به بانک مربوطه رفت. اما به او گفته شد از آنجاکه نامش هنوز در وام همخانه پیشین قرار دارد و وی در پرداخت قسط های مربوطه قصور کرده، اعتبار او نیز خدشه دار شده است. بنابراین نمی تواند، وام مسکن بگیرد.

بدتر از همه اینکه همخانه های زیادی هستند، که هیچ گونه موافقتنامه ای امضاء نمی کنند. بنابراین در هنگام جدایی متحمل خسارات مالی گاه بسیار سنگین می شوند.

توجه به این نکته هم اهمیت دارد، که براساس اعداد و ارقام اداره آمار کانادا بین سال های 2006 تا 2011 میزان زوج های در چهارچوب ازدواج سفید 13.9 درصد افزایش پیدا کرد. در حالی که این افزایش برای مزدوجین رسمی تنها 3.1 درصد بود. بسیاری از این زوج ها موافقتنامه رسمی ندارند، که در صورت لزوم حافظ داشته های مالی شان باشد.

تفاوت قوانین ازدواج سفید در استان ها

قوانین ازدواج سفید به محل زندگی بستگی دارد. برای نمونه در استان بریتیش کلمبیا این قوانین پس از دو سال زندگی زیر یک سقف، درست مانند قوانین ازدواج رسمی است. به عبارت دیگر در صورت جدایی هر یک از طرفین اموالی را که پیش از ورود به رابطه با طرف دیگر داشته اند، برای خود نگه می دارند. اما اموالی را که پس از این ورود کسب کرده اند، بینشان نصف می شود. این هم که این اموال واقعا به کدام طرف تعلق دارد، تفاوتی به وجود نمی آورد.

در انتاریو سه سال زندگی در کنار یکدیگر سبب می شود، که وضعیت طرفین از نظر قانون در چهارچوب ازدواج سفید به شمار برود. اما وقتی پای مایملک به میان می آید، قانون شفاف نیست. در عین حال به گفته ریک پتیکا حقوقدان ارشد انتاریویی در صورتی که زوجی در چهارچوب ازدواج سفید محسوب شوند، دارای مسکن باشند، و نام هردویشان در سند مربوطه به عنوان مالک ذکر شده باشد، معمولا دادگاه ها این ملک را بین آنها به طور مساوی قسمت می کنند. به همین سبب هشدار می دهد اگر نام یکی از طرفین در این سند نوشته نشده باشد، ملک مربوطه به طور کامل به طرف دیگر تعلق می گیرد. درنتیجه توصیه می کند اگر زوج ها چه مزدوج رسمی و چه در چهارچوب ازدواج سفید با یکدیگر ملکی می خرند، نام هردویشان را در سند مورد اشاره وارد کنند. به این ترتیب از اینکه در صورت جدایی این ملک بین هر دو تقسیم شود، احراز اطمینان می کنند.

لوری پولیتزا پا را از این هم فراتر می گذارد. کمااینکه پیشنهاد می کند اگر یکی از طرفین پیش از ورود به رابطه با دیگری ملکی داشته، اما طرف دوم هم برای بازسازی آن هزینه قابل توجهی کرده، خواستار  آن شود که بخشی از این ملک که با مخارج مربوطه تناسب دارد، به نام او زده شود. البته می گوید، انجام چنین اموری وقت می برد. اما ارزش صرف این وقت را دارد.

نفقه، پرداخت هزینه برای فرزندان و مالیات، از دیگر مقوله های مالی مهم هستند، که زوج ها باید آنها را مدنظر قرار دهند. مثلا اگر یکی از طرفین درآمد بیشتری دارد و پس از جدایی در چهارچوب قانون به دیگری نفقه می دهد، طرف دوم باید برای دریافت این نفقه مالیات بپردازد. همچنین وقتی یکی از طرفین ملک مشترک را می فروشد و سهم دیگری را می دهد، شاید از میزان مالیات مربوطه آگاه نباشد. بنابراین باید پیش از پرداخت سهم طرف دوم، از این امر آگاهی پیدا کند.

چکیده اینکه هر زوجی که زندگی مشترکی آغاز می کنند، بر این باورند که رابطه شان همیشه ادامه خواهد داشت. بنابراین امکان دارد به صرافت نیفتند، که موافقتنامه ای بنویسند و امضاء کنند. اما واقعیت این است، که بسیاری از رابطه های با آغاز خیلی عاشقانه هم به جدایی منجر می شوند.  


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *