مقالاتمقالات سیاسی

هزینه در افتادن با آن روی عربستان سعودی

banner-niazmandiha2

 

کوین کارمایکل- نشنال پست

پس از موضعگیری های تلافی جویانه کانادا در قبال برقراری تعرفه بر صادرات فولاد و آلومینیوم خود از سوی دولت دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، روابط حسنه با عربستان سعودی و برخورداری از بریز و بپاش های محمدبن سلمان ولیعهد این کشور می توانست به روابط  جاستین ترودو با کشوری کمک کند، که دارای توان های بالقوه است. توان هایی که به نوبه خود می توانستند، به کاهش فشارهای ناشی از آمریکا به شرکت های کانادایی کمک کنند.

برای درک اینکه روابط کانادا و عربستان سعودی شکرآب شده، لزومی ندارد به اظهارات طرفین توجه کرد. البته کانادا اگر هم نفوذی در خاورمیانه داشته باشد، میزان آن اندک است. درعین حال اظهارات طرف کانادایی از آن دسته هستند، که کشورهای دمکراتیک همواره خطاب به طرف های تجاری کمتر دمکراتیک خود می فرستند. اما مساله این است که کشورهایی مانند عربستان سعودی، دارند در برابر برخی پیام های خارجی حساس تر می شوند. کمااینکه این پادشاهی به پیام توییتری کریستیا فریلند وزیر خارجه ما به شکلی تکان دهنده پاسخ داد، سفیر کانادا را اخراج کرد، و تمامی دادوستدهای نوین خود با کانادا را متوقف نمود.

از دیگر سو وزارت خارجه عربستان سعودی با صدور بیانیه ای از جمله اعلام کرد: هر گام بیشتر از سوی طرف کانادایی به عنوان اعلام حق ما مبنی بر دخالت در امور داخلی کانادا تلقی می شود. کانادا و کلیه کشورهای دیگر باید بدانند که نمی توانند، بیشتر از خود پادشاهی ما برای شهروندان مان نگران باشند.

کل این روند باید یادآور این باشد، که در حال حاضر سیاست یکی از بزرگترین تهدیدها برعلیه اقتصاد جهانی است. کمااینکه بخش در پیوند با دادوستد (واکنش عربستان سعودی) بیشترین توجه را به خود جلب کرد. اما مساله بالاتر از این حرف هاست. زیرا پیش از بحران های اقتصادی، نظم جهانی دمکراتیک ممکن به نظر می رسید. ولی اینک قدرت های در حال پیدایش در پی الگوهای متفاوت هستند. زیرا مثلا مدل سرمایه داری مورد پشتیباتی دولت در چین، مولد ثروت است. این دولت هم مشکلی نمی بیند که به سرمایه گذاری بین المللی نزدیک شود، و گزینه ای دیگر برای سرمایه گذاری غربی ارائه دهد. گزینه ای که برغم همتای غربی اش، با اگر و مگرها همراه نیست. بنابراین رژیم های اقتدارگر در کشورهایی مانند ترکیه، روسیه و فیلیپین، احساس می کنند می توانند به راه خود بروند، و فرانسه، کانادا و سایر برندگان جنگ سرد را که برای دادوستد آزاد، نقش قانون و حقوق بشر ایستادگی می کنند، زیر فشار قرار دهند. همه این موارد در واقع مسایل جغرافیایی- سیاسی را غیرقابل پیش بینی می کنند. به ویژه اینکه مشکل بتوان فهمید، دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در هر روز جانب کدام طرف را می گیرد.

البته می شود شرایط موجود را تغییر داد. برای نمونه نخستین اقدام از یک سری گام های ضروری که دست اندرکاران نهاد موسوم به توسعه صادرات کانادا باید انجام دهند، ارزیابی عربستان سعودی به عنوان یک مقصد سرمایه گذاری است. چراکه بخش ها و افراد مربوطه در کشور ما نیز مانند بسیاری از همگنان خود در دنیا از طرح بن سلمان برای خرج کردن سرمایه در دو دهه پیش رو هیجان زده شده اند. زیرا بن سلمان در نظر دارد، دست کم بخشی از برنامه خود را ار طریق فروش سهام آرامکو یعنی بزرگترین شرکت نفتی جهان عملی کند. البته هنوز معلوم نیست، که چنین اقدامی چه زمانی رخ خواهد داد.

از دیگر سو نهاد مورد اشاره درباره مورد موقعیت های مناسب برای سرمایه گذاران و شرکت های کانادایی در بخش تولید برق، ارتباطات از راه دور، اکتشاف گاز، و تولید مواد پتروشیمی (در عربستان)، کندوکاو دقیق کرده است. کمااینکه در تارنمای این نهاد از جمله آمده: تلاش عربستان سعودی برای تنوع بخشیدن به اقتصاد خود، دارد در بسیاری از حوزه ها سبب ایجاد موقعیت های مناسب برای کانادایی ها می شود. زیرا این موقعیت های مناسب کاری در طیف گسترده ای از حوزه ها، با ظرفیت های کانادایی همخوانی دارند.

چنین برداشت هایی در سوم آگست مصداق داشتند. اما احتمالا دیگر اینگونه نیست. زیرا گفته می شود، حاکمان عربستان سعودی با کانادایی ها سر لج افتاده اند. برخی می گویند این مسایل شواهد بیشتری دال بر این هستند که وقتی پای امور بین المللی به میان می آید، دولت ترودو جدی نیست. زیرا بن سلمان وارث تاج و تخت عربستان سعودی با یمن جنگ به راه انداخته، قطر را منزوی کرده، و هنگامی که آلمان و سوئد تعهد کشورش به حقوق بشر را زیر سوال بردند، با آنها سر دعوا برداشت. بنابراین فریلند و مقاماتش باید می دانستند، که با واکنش روبرو خواهند شد.

پس روشن است، که در افتادن با آن روی بن سلمان هزینه ای گزاف دارد. اما این امر در مورد سیستم بین المللی هم صدق می کند. سیستمی که کانادا به ایجادش کمک نموده است. یکی از دلایلی که دمکراسی ها دچار مشکل می باشند، این است که رهبران شان منافع ملی خود را به اصولی که مدعی پشتیبانی شان هستند، ترجیح می دهند. اما اگر کشوری مانند کانادا نتواند دیدگاه هایش درباره روش های غیرخشونت آمیز برای برابری را که سبب خشم (مثلا عربستان سعودی) می شوند بیان کند، پس ما به چه دردی می خوریم؟

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان