مقالاتمقالات سیاسی

نقش کانادا در بازگرداندن ایران و آمریکا به توافق هسته ای 

 

مدت زیادی از کشته شدن 63 شهروند کانادا و 75 نفر از دارندگان اقامت دائم و خانواده هایشان در هواپیمای اکراینی به دست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نمی گذرد. کمی قبل از آن نیز ایران یکی از پایگاه های نظامی محل استقرار نیروهای کانادا در شمال عراق را به آتش بست.

اینکه اکثر مسافران پرواز اکراینی یا شهروند و یا دارنده اقامت دائم کانادا بودند نشان می دهد تعداد زیادی از مردم ایران از شکنجه، آزار و تهدید رژیمی که بعد از انقلاب 1979 روی کار آمد به کانادا فرار کرده اند و بسیاری از آنها حتی در کانادا نیز تحت نظر ماموران مخفی رژیم ایران قرار دارند. حداقل 8 کانادایی طی 18 سال گذشته در ایران به اتهامات واهی دستگیر و شکنجه شده اند که عبدالرسول دری اصفهانی، یکی از مذاکره کنندگان توافق هسته ای ایران با کشورهای 1+5 یکی از آنها است. دری اصفهانی نیز مانند بسیاری از دیگر، از نظر بعضی بیگناه است و از نظر بعضی شاخه های حکومت، عامل تبلیغات منفی علیه نظام ایران.

بنابراین کانادا شاید بیش از هر کشور غربی دیگری ترس و آشفتگی حاصل از رژیم بی قید و بند ایران را لمس کرده باشد، اما سوال اینجاست که چه طور باید این رژیم را مهار کرد.

تا سال 2013 برای کشوری مثل کانادا تنها دو موضع گیری نسبت به ایران وجود داشت: یا باید به طور کل ایران و مردم آن را تحریم و منزوی می کرد و یا به کشورهایی می پیوست که بر طبل حمله نظامی به ایران می کوبیدند. خوشبختانه راه حل دوم هیچ گاه به وقوع نپیوست، چرا که بر اساس آنچه طی 20 سال گذشته آموخته ایم، مداخله نظامی می تواند ایران را به کشوری خطرناک تر و بی ثبات تر تبدیل کند.

اما کانادا چه کرد؟ انتخاب کانادا انجام اقدامات سمبلیک و در عمل بی تاثیر بود. برای مثال، در سال 2012، استفان هارپر، نخست وزیر وقت، سفارت ایران در کانادا را تعطیل و دیپلمات های این کشور را اخراج کرد که در مقابل تهران نیز سفارت کانادا را تعطیل کرد. اما این اقدام چه کمکی به کانادا کرد؟ آیا جز این بود که تنها راه اعمال فشار کانادا بر ایران و محافظت از شهروندان کانادایی را از بین برد؟ هرچند ترودو در اوایل دوره نخست وزیری خود تلاش هایی برای عادی سازی روابط دیپلماتیک با ایران کرد، اما ادامه روند گروگان گیری و رفتارهای افراط گرایانه از سوی تهران ادامه این تلاش ها را عملا غیر ممکن کرد.

 

 

از سال 2013، کشورهای آمریکا، چین، روسیه و اتحادیه اروپا و همچنین شورای امنیت سازمان ملل رویکرد نتیجه گراتری را برای مهار ایران در پیش گرفتند. در این رویکرد که به برنامه جامع اقدام مشترک شناخته می شود، قرار شد اگر ایران بتواند با ایجاد دسترسی برای بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی، ثابت کند پس از دستیابی به انرژی هسته ای به معاهده عدم گسترش تسلیحات هسته ای پایبند خواهد ماند، تحریم ها برداشته، حساب های بانکی ایران آزاد، و دسترسی این کشور به سیستم بانک های جهانی باز خواهد شد.

این برنامه به جز کنترل ایران در زمینه هسته ای تاثیرات دیگری هم داشت. برای مثال، قبل از آن، رژیم ایران همیشه خود را قربانی قدرت های خارجی نشان می داد و مردم مشکلات اقتصادی را ناشی از اعمال تحریم های خارجی می دانستند، اما پس از آن هر زمان دسترسی مردم به حساب های خارج از ایران بسته می شد می دانستند این حکومت ایران است که تعهد خود را زیر پا گذاشته و باعث واکنش از سوی کشورهای 1+5 شده است. این دیدگاه به اندیشه غالب در میان مردم در سال های اخیر تبدیل شد، به طوری که در تجمعات اعتراض آمیز، آیت الله ها و سردمداران ایران بودند که مورد سرزنش مردم قرار می گرفتند.

به علاوه این رویکرد نشان داد چگونه با دیپلماسی می توان رژیم های قلدرمآبی مانند رژیم چین و عربستان سعودی را وادار به پذیرش معاهدات و تبعیت از قوانین بین المللی کرد.

با این وجود، دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا، در سال 2018 با خروج از این برنامه و بازگرداندن تحریم ها علیه ایران، موجب واکنش از سوی ایران و عدم ادامه پایبندی آن به تعهدات برنامه جامع اقدام مشترک شود (هرچند سازمان های اطلاعاتی عدم وجود برنامه تسلیحاتی در ایران را تایید می کنند.)

حالا با روی کار آمدن جو بایدن و ابراز تمایل او به بازگشت به برجام می توان بار دیگر به تاثیر دیپلماسی امیدوار بود، اما فعلا ایران و آمریکا هر دو منتظرند طرف دیگر، آغاز کننده مذاکرات و بازگشت به برنامه جامع اقدام مشترک باشد. در این شرایط بهترین راه وساطت سایر کشورها برای  شروع همزمان دو کشور به پایبندی مجدد به نتایج مذاکرات است.

با توجه به اینکه کانادا از شرکت در مذاکره با ایران خود را کنار کشید، حالا نیز نمی تواند نقش کشور واسط را بازی کند و به احتمال زیاد فرانسه به عنوان یکی از اعضای اتحادیه اروپا، و ایرلند با توجه به در اختیار داشتن کرسی در شورای امنیت- همان کرسی که کانادا سال گذشته از رسیدن به آن ناکام ماند- گزینه های بهتری باشند. اما کانادا حداقل می تواند با صدای بلند از بازگشت دو کشور به تعهدات برنامه جامع حمایت کند، چرا که ما یکی از کشورهایی هستیم که از تبعیت ایران از قوانین بین المللی منفعت می بریم

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
Don`t copy text!
بستن

AdBlock را متوقف کنید

سیاست