مقالاتمقالات اقتصادی

نسل متکی به بانک مامان و بابا

لیا مک لارن- تورنتو لایف
من سال های بسیار زیادی است، که ساکن تورنتو بوده ام. اما در خلال تمامی این سال ها کمتر دوست و یا همکاری را دیده ام، که بتواند بدون کمک اعضای خانواده و عمدتا یکی از والدینش ملکی بخرد. برای بعضی هم این کمک مالی مساله ای ادامه دار است. کمااینکه دو تن از دوستانم- یکی خانم و دیگری آقا- همه ماهه از والدین شان مبلغ قابل ملاحظه ای پول دریافت می کنند. هزینه مهدکودک فرزند سه ساله زوج دیگری از دوستانم را نیز، مادر زن جوان می پردازد. البته باید تاکید کنم که در اینجا مساله به افرادی مربوط نیست، که وارث چند میلیون دلار خواهند بود. بلکه دارم درباره کسانی حرف می زنم که در تورنتو به فرزندان بزرگسال طبقه متوسط خود کمک می کنند، تا بتوانند در حد شئونات خویش زندگی عادی داشته باشند. البته خودم هم یکی از اینگونه افراد بودم. کمااینکه بیش از یک دهه پیش پدرم به من 150 هزار دلار قرض داد، تا بتوانم در نزدیکی پارک ترینیتی بلوودز خانه کوچکی بخرم. خانه ای که به مرور قیمتش به اندازه خوبی افزایش یافت. پنج سال پیش که آن را فروختم، تازه توانستم قرض پدرم را پس بدهم. اما بدون کمک او هرگز امکان صاحب خانه شدن پیدا نمی کردم.

زمانی بود که ارث بردن از یک خویشاوند پیش از آن که فوت کند، تنها در حلقه ثروتمندان رواج داشت. اما اینک موتور محرکه و توان پنهان توانمندی اقتصاد طبقه متوسطی است، که در بخش مرکزی تورنتو زندگی می کنند. کمااینکه در خانواده های متعلق به همین طبقه میلیون ها دلار و معمولا بین نسل های در قید حیات دست به دست می شود، تا فرزندان بزرگسال به موازات ورود به بازار مسکن و تلاش برای پرداخت هزینه های پرستار بچه، و در ادامه اردوهای تابستانی، کلاس های پیانو، و مخارج آی فون فرزندان خردسال و یا زیر سن قانونی خود، زیر بار مقادیر خطرناک و بسیار زیاد قرض نروند.

با پیدایش روند رشد اقتصادی در دهه های 1960 تا 1990، به شکلی معقول انتظار می رفت، جوانان وقت دارای تخصص ساکن تورنتو، ملک و املاک مورد نظرشان را خودشان بخرند. اما اینک شرایط تغییر کرده است. کمااینکه کند و کاو نهاد موسوم به مرکز شهرهای دانشگاه تورنتو نشان می دهد، از دهه 1980 به این سو فاصله درآمد و قدرت خرید 46 درصد افزایش پیدا کرده است. بگونه ای که داشتن مدرک معتبر دانشگاهی و شغل خوب و مناسب دیگر به خودی خود سبب نمی شوند جوانان در جایگاهی قرار بگیرند، که بتوانند به اندازه ای پس انداز کنند، که پول پیش خرید مسکن را فراهم آورند. بیشتر اقتصاددانان نیز بر این باورند، که در سال های اخیر افزایش بسیار سریع تر بهای ملک و املاک در مقایسه با بالا رفتن درآمد متوسط، به طبقه متوسط آسیب سختی زده است. بگونه ای که برای بسیاری از زوج های جوان متعلق به این طبقه، بانک مامان و بابا تنها راه حل به شمار می رود. همچنین مساله ای که در مورد چنین بانکی وجود دارد این است که زمانی که فرزندان بزرگسال از آن پول برداشت می کنند، مجددا به این بانک مراجعه می نمایند. کمااینکه بسیاری از زوج هایی که برای این نوشتار با آنها مصاحبه کردم، گفتند که اگر کمک مالی والدین شان نبود، بحران های غیرمنتظره می توانستند سبب ورشکستگی شان شوند. زوج هایی که در سال های مهم کسب درآمد خود هستند و اگر در دهه ای دیگر زندگی می کردند، نه تنها می توانستند به راحتی اقساط وام مسکن خود را بپردازند، بلکه قادر بودند برای دوران بازنشستگی هم حساب های پس انداز پر و پیمانی داشته باشند.

کمک های بانک مامان و بابا شامل طیف گسترده ای از دادن پول برای پیش خرید ملک و املاک گرفته، تا پرداخت وام مسکن، هزینه مهدکودک نوه ها و… می شود. بااینهمه سبب نمی گردد، که این زوج ها زندگی مجللی داشته باشند. بلکه امروزه در تورنتو حتی با اینگونه کمک ها، می توان فقط یک زندگی متوسط داشت.
من در پی گفت و گو با اینگونه زوج ها و نسل پس از آنها که در بازار مسکن تورنتو با سختی های عدیده دست و پنجه نرم می کنند، به این نتیجه رسیدم که والدین ایشان که در سال های رفاه و نیکبختی سده بیستم زیستند، توانستند ملک و املاک ارزان بخرند، اقساط وام مسکن را بپردازند و بهای املاک شان افزایش شدید پیدا کرده، قادر بودند اتومبیل های خوب آلمانی داشته باشند، همه ساله به نقاط خوش آب و هوا سفر کنند و… باید به فرزندان خویش که در طوفان های اقتصادی سده بیست و یکم گرفتارند، کمک مالی نمایند. اما چنین کمکی پیامدهای ناگزیر خوب و بدی هم دارد. نخست اینکه سبب رونق کل اقتصاد و به ویژه بازار مسکن می شود. کمااینکه جان پاسالیس مشاور املاک ارشد و باتجربه می گوید، در دهه گذشته پول کمکی دست به دست شده در خانواده ها دست کم سبب بخشی از رونق بازار مسکن به شدت رو به رشد تورنتو بوده است. بگونه ای که براساس برآورد وی باعث شده، شمار خریداران بار نخست مسکن در تورنتو افزایش 25 تا 30 درصدی پیدا کند.

دوم اینکه سبب شده نسل سن و سال دارتر والدین از جمله روی خانه های خود وام بگیرند، تا بتوانند به فرزندان شان در خرید مسکن کمک کنند. مساله ای که به نوبه خود آنها را در آستانه بازنشستگی زیر بار قرض برده است. در عین حال برای فرزندان شان نیز، مخاطرات جدی دارد. زیرا وارث والدینی خواهند بود، که هنوز وام مسکن شان را نپرداخته اند. خودشان هم که با کمک آنها ملکی خریده اند، همچنان زیر بار قرضی مشابه هستند. حال اگر امکان کاهش بهای مسکن را هم در نظر بگیریم، می بینیم نسل کنونی نمی تواند هیچ طرحی برای دوران بازنشستگی خود داشته باشد. پس دست کم این دو پرسش مطرح می شود: اینکه اگر والدین نسل 30 تا 40 ساله کنونی از پول های ذخیره کرده خود برای دوران بازنشستگی و وام گرفتن روی ملک و املاک شان به این فرزندان کمک می کنند، وقتی خودشان به پول نیاز داشته باشند، چه کسی به آنها یاری می رساند؟ همچنین زمانی که نوه هایشان نیازمند کمک شوند، چه کسی به یاری ایشان خواهد شتافت؟

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان