صفحه اصلی / مقالات / نتیجه معکوس پافشاری دولت ترودو در حوزه سقط جنین

نتیجه معکوس پافشاری دولت ترودو در حوزه سقط جنین

رزماری وستوود- سی بی سی

از هنگام حرکت آخر نخست وزیر ترودو برای قطعی کردن حقوق سقط جنین در کانادا از طریق ادغام برنامه اشتغال تابستانه در تامین اعتبار مالی ضد سقط جنین و یا ضد برنامه ها و تبلیغات همجنسگرایان، دوجنسگرایان و…، زوایای فعالیت ضد سقط جنین در کشور ابعادی تازه پیدا کرد. یعنی زوایایی که اغلب خاموش بودند و در حدی گسترده نادیده گرفته می شدند، شروع به سر و صدا کرده و خواستار توجه ما شده اند. مثلا اسقفی در لندن (انتاریو) برنامه تامین اعتبار مالی دولت مرکزی را تحریم کرده است. همان برنامه ای که به گروه ها پول می دهد، تا دانش آموزان/ دانشجویان را برای مشاغل تابستانی استخدام کنند. همچنین گروهی از رهبران مسیحی در کنفرانس مطبوعاتی شرایط لازم نوین دولت لیبرال را کمونیستی خواندند. یک گروه ضد سقط جنین تورنتویی نیز به دادگاه شکایت کرده، که مقررات جدید تخطی از منشور حقوق و آزادی های معنوی و دینی است. و سرانجام اینکه اینک در مجلس ملی طوماری برای لغو این تغییرات وجود دارد.

احتمال اینکه این واکنش های منفی سبب عقبگرد نخست وزیر شود که متهم به نادیده گرفتن حقوق ادیان در کانادا است، وجود ندارد. و البته فمنیست ها باید خواستار دولتی باشند، که مایل به هواداری پروپاقرص از سلامت باروری زنان و دسترسی آنها به سقط جنین است. اما از راهی در پی حقوق سقط جنین رفته اند، که به نظر می رسد مانند رسوایی تامین اعتبار مالی اشتغال تابستانه بگونه ای طرح ریزی شده باشد، که کانادایی های مخالف سقط جنین را به خشم بیاورد. راهی که روشی خطرناک برای تلاش جهت پیشرفت حقوق زنان است، و در واقع می تواند به تاثیرات معکوس و پیامدهای سنگین منجر شود.

فعالیت در آمریکا

برای نمونه می توان به آمریکا اشاره کرد، که مساله سقط جنین در میزان بسیار گسترده تر وارد حوزه سیاست شده است. بگونه ای که جمهوریخواهان حزب، هوادار زندگی، و دمکرات های حزب، هوادار انتخابی بودن سقط جنین شده اند. برای شمار زیادی از رای دهندگان این مساله آنقدر اهمیت دارد، که مثلا در انتخابات اخیر سنای ایالت آلاباما برخی متهم شدن به بچه بازی را، به گزینه هوادار انتخابی بودن سقط جنین ترجیح می دهند.

البته این مبحث همواره تا این اندازه فلج کننده نبود، بلکه در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 سقط جنین به مساله ای مهم برای جمهوریخواهان تبدیل شد. زیرا پیش از آن زنان و مردان هر دو حزب در این مورد دیدگاه های مختلط داشتند. کمااینکه جیمی کارتر رئیس جمهور دمکرات مخالف تامین اعتبار مالی سقط جنین از سوی دولت مرکزی، و شخصا هم مخالف آن بود. اما بری گلدواتر نامزد به شدت دست راستی انتخابات 1967 ریاست جمهوری قویا از انتخابی بودن سقط جنین هواداری می کرد. ولی در اوایل دهه 1980 که سقط جنین با مساله آزادی زنان گره خورد، اوضاع دستخوش تغییر شد. پس از موضعگیری ها و رخدادهایی که از آن هنگام به این سو شاهدش بوده ایم، سرانجام کار به جایی رسید که پیروان مسیحیت انجیلی بیشتر از آن رو با آرای خود دانلد ترامپ را به ریاست جمهوری رساندند، که برای دادگاه های سراسر آمریکا و به ویژه دیوانعالی کشور قضات ضد سقط جنین منصوب کند.  

به نظر من اوضاع آمریکا در این مورد باید درسی تاریخی باشد: قرار نیست، دیدگاه ها در مورد سقط جنین حول یک محور مشترک منفرد بگردد. و همچنین اینکه یک گروه نسبتا کوچک از فعالان تند و تیز می توانند، موضوعی را برای کل ملت تبیین کنند.

البته آشکار می باشد، که سیاست کانادا به شکلی متفاوت ایجاد شده و توسعه یافته است. به همین سبب احتمال مشاهده قوانین به سبک آمریکا و محدودیت های مشابه این کشور برای سقط جنین، در کانادا وجود ندارد. اما به هر حال این جانوری است، که ترودو باید از بیدار کردنش خودداری نماید. معنی و مفهوم گفته من این نیست، که رهبران سیاسی کانادا باید پشتیبانی از دسترسی به سقط جنین را متوقف کنند. اما این می باشد، که کاملا از عملکردهایی مانند تامین اعتبار مالی اشتغال تابستانه دست بردارند. زیرا دولت ترودو نمی توانست بدون این عملکرد، به فعالان ضد سقط جنین چنین هدیه بی عیب و نقصی بدهد.

البته وقتی پای سقط جنین به میان می آید، دولت برخی حرکت های معنی دارتر انجام داده است. مثلا ترودو در سال 2015 مساله حق انتخابی بودن سقط جنین را، در حزب لیبرال جاانداخت. بلافاصله پس از آن هم که ترامپ کمک های آمریکا برای پوشش خدمات سقط جنین در خارج را قطع کرد، ترودو در این مورد قول کمک داد. همچنین دولتش اخیرا مصرف قرص های سقط جنین را گسترش داد.

بااینهمه دسترسی به اینگونه خدمات هنوز کافی نیست. کمااینکه تنها شش دولت استانی موافقت کرده اند، هزینه تقریبا 300 دلاری این قرص ها را پوشش بدهند. در سراسر کشور نیز تنها یک ششم بیمارستان ها خدمات سقط جنین دارند، که احتمال ارائه خدمات شان به زنان مراکز شهری بسیار بیشتر است. آموزش دانشجویان پزشکی برای انجام سقط جنین نیز، همچنان جنجال برانگیز باقی مانده است. و در نهایت اینکه زنان هنوز برای دستیابی به سقط جنین دیرهنگام تر مشکل دارند.

از دیگر سو فعالان ضد سقط جنین همچنان به عنوان خبرها تبدیل می شوند. همچنین خواستار دخیل شدن سیاسی مسیحیان، و تغییر در چشم انداز سیاسی هستند. در عین حال ادعای <خودکامگی سقط جنین> دیگر تنها از سوی گروه های ضد آن، به ترودو نسبت داده نمی شود. بلکه انتقادی است، که از چهار گوشه کشور به گوش می رسد. در واقع اینک ترودو متهم می باشد که دارد راه بحث و گفت و گویی را می بندد، که حتی یک ماه پیش وجود خارجی نداشت. همچنین دارد موردی را که می توانست مساله تامین اعتبار مالی کوچک اشتغال تابستانه باشد، به همه پرسی ملی در مورد عقیده تعصب آمیز سقط جنین تبدیل می کند. این پیشرفت در دسترس به سقط جنین نیست. بلکه حیطه ای خطرناک می باشد.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *