مقالاتمقالات اقتصادی

مقایسه شرایط پاندمی کووید با پاندمی آنفلوانزا: آیا می توان منتظر رونق سال 1921 بود؟

 

 

طی 12 ماه گذشته همه نیاز ما به تفریح، خرید و شادی روی هم انباشته شده و تک تک ما مثل یک بمب آماده هستیم با شنیدن خبر پایان پاندمی، منفجر شده و خود را در خرید و سفر و تفریح و مهمانی غرق کنیم. 

احتمالا شعار رایج بعد از پاندمی نیز این خواهد بود که: لحظه را دریاب، چون تضمینی نیست فردا ویروس جدیدی ظهور نکند. این وضعیت ما را به یاد پاندمی قبلی یعنی شیوع یروس آنفلوانزا بین سال های 1918 تا 1920 می اندازد که جان 55 میلیون نفر را در سراسر جهان گرفت اما آنچه در پی داشت، دهه ای پر از رونق و شکوفایی اقتصادی، خلاقیت های هنری و اجتماعی، بریز و بپاش و روحیه ای فوق العاده بود.

برخی نشانه ها حاکی از آن است که کانادا نیز پس از تکمیل روند واکسیناسیون یک دوره شکوفایی اقتصادی در پیش خواهد داشت. گزارشات اداره آمار کانادا نشان از افزایش پس انداز و کاهش بدهی خانواده ها، به ویژه در میان جوانان و قشر کم درآمد، دارد، و به نظر می رسد تمایل به خرید و خرج کردن از سال 2018 تا کنون در بالاترین سطح خود قرار گرفته است. 

با وجود اینکه بسیاری از جامعه شناسان و حتی پزشکان مدافع فرضیه رونق اقتصادی دهه دوم قرن 21 مانند دهه دوم قرن 20- یعنی دهه پس از پاندمی انفلوانزا هستند- به نظر می رسد یکی از دلایل رواج این فرضیه نیاز ما به خوش بینی و شنیدن خبرهای خوش است. همه ما مشتاقانه انتظار بهاری را می کشیم که بتواند خستگی سال سیاهی را که پشت سر گذاشتیم از تن مان به در کند.

 

 

اما نمی توان تفاوت های سال 2021 را با سال 1921 فراموش کرد. شاید پاندمی کووید به لطف سرمایه گذاری ها و تلاش هایی که برای ساخت و توزیع واکسن انجام شد، امسال یا سال آینده تمام شود، شاید اقتصاد هم احیا شود و مشاغل رونق از دست رفته را باز یابند، اما شرایط پیش از این پاندمی شباهتی به سال های ماقبل پاندمی قرن پیش ندارد.

ما سال گذشته یک جنگ ویرانگر را پشت سر نگذاشته بودیم. اما پاندمی آنفلوانزا در سال 1918 در پی جنگی خانمان سوز، یعنی جنگ جهانی اول، اتفاق افتاد. به مدت 4 سال، مردان و زنان از 4 گوشه جهان هر روز دسته دسته، به لطف تصمیم گیری های غلط و لج بازی آنها که در راس قدرت قرار داشتند، به خاک و خون کشیده می شدند. 

حوادث آن 4 سال، محرومیت ها و دردها و رنج ها، و بازماندگان مرگ ها و جراحت ها، شکل جامعه را تغییر داد. از دل بمب و خاک و خون، واقعیت نمایان شد و پرده از روی ارزش های ساختگی جامعه کنار رفت. هنجارها پوست انداختند و مردم دریافتند خانواده و ثروت و مقام فاقد ارزش ذاتی است. در همین اثنا بود که از کنار جنگ و بلاهت ها و حماقت های آن، پاندمی زاده شد.

تصور کنید ماه ها برای حفاظت از کیان کشور و خانواده و مردم تان پرچمدار بوده و در خط مقدم جنگیده اید، و برای دفاع از ارزش های ملی تان شاهد خونین ترین صحنه ها و مرگ نزدیک ترین دوستان و هم سنگرهایتان بوده اید، و آن لحظه که می خواهید نفس عمیقی بکشید و آلام جنگ را التیام دهید متوجه می شوید مردم تان، خواهر و برادر و فرزندتان، در خانه به ظاهر امن و آرام، قربانی دشمنی نامرئی به نام ویروس آنفلوانزا می شوند.

در دهه دوم قرن بیستم، مردم از پس 7 سال مرگ و جنگ و بیماری، که 75 میلیون کشته برجای گذاشت، دوباره متولد شدند. روحیه ای که بازماندگان آن همه مصیبت با خود به دهه دوم قرن بردند به واقع چیزی نبود جز دم را غنیمت شمردن که نتیجه آن فوران خلاقیت و ابتکار و حرکت و در نتیجه رونق و شکوفایی و بالندگی بود.

اما آنچه ما تجربه کرده ایم، یک سال خانه نشینی، محرومیت از تفریح و دورهمی، تنهایی، و البته برای بسیاری نیز بیماری و از دست دادن عزیزی از خانواده بوده است. آیا می توان تجربه یک سال گذشته را با 7 سالی که در سال 1920 بر مردم گذشته بود، مقایسه کرد؟ قطعا خیر. در نتیجه با پایان پاندمی کووید-19، بسیاری از ما با رهایی از قید و بندهای سابق، تجربه تلخ سال گذشته را به فراموشی خواهیم سپرد، بخشی از ما به زندگی در تنهایی و غمزدگی ادامه خواهد داد، و بعضی دیگر همچنان محتاطانه پیش خواهند رفت. در واقع، به شکوفایی و رونق اقتصادی می توان امید داشت اما نباید آن را پیامد قاطعانه همه پاندمی ها فرض کرد

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
Don`t copy text!
بستن

AdBlock را متوقف کنید

سیاست