مقالاتمقالات اجتماعی

مشروب خوردن و خماری پس از آن: چرا ما با خود چنین می‌کنیم؟

bahman-azimi-gif

از شاونسی بیشاپ استال نویسنده‌ کتاب Hangover: The morning after

فرض کنید که روز اول سال نو یا روز Boxing Day است و یا عیدی دیگر، که شب آن به میگساری و مشروب خوردن گذشته. اما حالا صبح روز بعد است و شما حس می کنید مثل یک کبک خشک‌شده هستید، که به یک درخت گلابی شعله‌ور منگنه شده باشید.

دلیلش این است که شب گذشته پس از آن که مست و بی‌هوش شده‌اید به خواب رفته‌اید؛ بدون آن که واقعا استراحت کرده باشید. در طول شب سلول‌های بدن تان به شدت متورم شده‌اند و ارگان‌های داخلی شما را سخت و سفت کرده‌اند که آنها را از جذب هر گونه آب و یا مواد غذایی ناتوان می‌کند. سپس بدن شما از روی ناچاری تمام رطوبت و آب موجود در مغزتان را مکیده و آن را کاملا چلانده و مچاله کرده است. حالا مغز مچاله‌‌شده‌ شما، پوسته‌اش را که به جمجمه‌ متصل است، می‌کشد و شما را شکنجه می‌کند.

به همه‌ آنچه گفته شد، این را هم بیفزایید که معده شما پر از اسید هیدروکلریک است که برای رقیق‌کردن رنگ استفاده می‌شود و مواد فورمالدهاید که از شکستن مولکول الکل (منتول) تولید می‌شوند، نیز به داخل خون شما ریخته شده‌اند. کبد شما برای مبارزه با این مواد سمی یک سری مولکول را به داخل خون می‌ریزد که به رادیکال‌های آزاد مشهورند. این مولکول‌های نابودگر بسیار پرقدرت هستند و پس از نابودی سم نیز، به خرابکاری ادامه می‌دهند. این خرابکاری است که هزار جور درد و تهوع برای شما ایجاد می‌کند. اینجاست که از درد و بیچارگی، به خود می‌پیچید و بدن تان را لوله می‌کنید.

انسان‌ها به جز هنگامی که مست می‌کنند در هیچ زمان دیگری با این عجله و شدت و علاقه خود را به بیماری مبتلا نمی‌کنند. اما چرا ما با خود این چنین می‌کنیم؟ چرا بیچارگی خماری را به جان می‌خریم و خاصیت این خماری چیست؟

الکل، یکی از رازآمیزترین و عجیب‌ترین مولکول ها در جهان ما است و از زمانی که شروع به نوشیدن آن کرده‌ایم – یعنی بلافاصله پس از کشف کردن آن– همیشه در تلاش بوده‌ایم که جوهره، معنا و تاثیرات آن را درک کنیم. این نوشیدنی، گویی از آغاز با ما بوده و در تمام قصه‌های ما جای گرفته: چه به عنوان هدیه‌ از خدایان و چه یک تله‌ شیطانی و یا نوشابه‌ حقیقت‌گو، ضد افسردگی، منبع الهام… و از این دست.

اما در کنار آن، خماری پس از مستی نیز، در تاریخ با ما آمده و پایان جنگ‌ها و ازدواج‌ها و مسابقات ورزشی را، رقم زده است.

می‌گویند بازیگران سرشناس دوره‌ شکسپیر، روی صحنه استفراغ می کرده‌اند. بوریس یلتسین رئیس‌جمهور سابق روسیه را صبح یک روز و در خارج کاخ سفید پیدا کردند در حالی که فقط لباس زیرش را به پا داشت و می‌خواست سوار تاکسی شود و برود پیتزا بخرد و داستانی است دروغ یا راست که می‌گوید یک مرد هندی پس از یک شب میگساری هنگامی که چشمانش را گشود خود را در داخل بدن یک مار بوآ یافت.

باید بپذیریم که اگر خماری الکل خاصیتی هم داشته باشد آن خاصیت هشدار دادن درباره‌ مصرف الکل و جلوگیری از ادامه‌ و یا تکرار مصرف آن است. این مساله برای گروهی از مردم، موثر است: افرادی که یک بار مست می‌کنند، یک خماری وحشتناک و دردآور را تجربه می‌کنند و سپس دیگر هرگز الکل نمی‌نوشند.

نمی‌توانیم انکار کنیم که از نظر تاریخی نوشیدن الکل گروه‌های از هم پاشیده‌ اجتماعی را دور هم گردآورده، نرخ زاد و ولد را بالا برده، با شماری از بیماری‌ها مقابله کرده، روابط جدیدی میان انسان‌ها ایجاد کرده، ایده‌ها و آثار هنری را به ذهن ما آورده و لذت از زندگی را افزایش داده. اما در همان حال بیش از حد نوشیدن نیز (مانند آنچه در قرن 18 میلادی در اروپا رخ داد) به مرگ انسان‌ها در خیابان‌ها، مرده ‌به دنیا آمدن نوزادان و تخریب ساختارهای جامعه شده است.

 

بنابراین می توان گفت که در حالت کلی، آگاهی تقریبا جهانی از بیچارگی‌ها و شکنجه‌ خماری الکل، میان انسان و این نوشیدنی عجیب وغریب تعادلی ایجاد کرده است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان