صفحه اصلی / مقالات / مسلمانان میانمار: بدون خانه و کاشانه، بدون امید

مسلمانان میانمار: بدون خانه و کاشانه، بدون امید

از ماه سپتامر ارتش میانمار عملیات گسترده‌ ای را در ایالت راخین آغاز کرد. در این تهاجم بیش از صدها نفر از مسلمانان روستاهای روهینگیا کشته، و شمار بسیار بیشتری از بیم جان خود به کشور همسایه بنگلادش پناه برده ‌اند. آنها در این کشور در اردوگاه های پناهجویان به سر می برند. به همین سبب تعداد ساکنان این اردوگاه ها از ظرفیت آنها بسیار فراتر رفته است. چراکه شمار آنها در مجموع سر به نیم میلیون تن زده است.

در بیست و پنجم اوت شبه نظامیان روهینگیا به نیرو‌های انتظامی  یورش بردند، و دست کم دوازده تن از آنها را کشتند. براساس گزارش پناهجویان ارتش میانمار در واکنش به این یورش، عملیات گسترده‌ و سنگدلانه ای را آغاز کرد. در این تهاجم صدها نفر از مسلمانان مورد اشاره کشته، و خانه‌ هایشان به آتش کشیده شد.

همچنین در خلال این حمله که مردان و پسران دهکده های مسلمان نشین از بیم جان خود به جنگل ها پناه برده بودند، نظامیان زنان و دختران را بازرسی بدنی کردند، و مورد آزار و اذیت قرار دادند. مثلا عفیفه دخترکی را که تنها 14 سال دارد، وادار کردند در حالی که اشک می ریخت، برای شان برقصد. چراکه تهدیدش نمودند، در غیر این صورت او را خفه خواهند کرد. بعضی از این نظامیان در همان حال هم با تلفن های دستی خود از وی فیلم و عکس می گرفتند. همچنین او و برخی از زنان و دختران دیگر را به شالیزارها کشاندند و…

آنها پیش از ترک دهکده محل سکونت عفیفه و خانواده اش، شالیزارهای آماده دروی برنج را به آتش کشیدند، خانه ها را غارت کردند، و گاوها و بزها را هدف گلوله قرار دادند، و یا با خود بردند. در نتیجه اعضای این خانواده نیز مانند بسیاری از هم دهکده ای های خود به ناچار و از بیم جان به دو دسته تقسیم شدند، و هر یک از راهی متفاوت از دهکده شان گریختند. محمد اسلام پدر عفیفه می گوید: ما نمی خواستیم، خانه خود را رها کنیم. اما تنها هدف ارتش، کشتار مردم روهینگیا است.

بااینهمه یورش نوین نظامیان مورد اشاره رخدادی تازه به شمار نمی رود. بلکه آغاز آخرین موج خشونت برعلیه یک میلیون و 100 هزار مسلمانی است، که با وضعیت نابسامان و در ناامنی در ایالت راخین در غرب میانمار زندگی می کنند. بگونه ای که سازمان ملل متحد آنان را یکی از اقلیت هایی می داند، که در معرض بیشترین نابسامانی و ناامنی قرار دارند. کمااینکه برغم ریشه داشتن شان در این کشور، قانون مصوب سال 1982 حق شهروندی را از آنان سلب کرد. بنابراین اینک هم در میانمار و هم در بنگلادش، مهاجران غیرقانونی تلقی می شوند.

 

 

در عین حال از جمله پنج سال پیش برخورد بین جوامع مسلمان و بودایی منجر به کشته شدن صدها نفر گردید، که اکثریت شان را روهینگیایی ها تشکیل می دادند. همچنین به آتش کشیدن مساجد و خانه های شان سبب شد، که به ناچار به اردوگاه های درون میانمار کوچ کنند.

بااینهمه حملات اخیر با آنچه که پیشتر به سر این مسلمانان آمده نیز، تفاوت بنیادین دارد. البته هنوز ابعاد پیامدهایش به درستی معلوم نشده اند. چراکه دولت میانمار به گروه های بی طرف، روزنامه نگاران و محققان مستقل، اجازه دسترسی به مناطق مربوطه را نداده است. اما تصاویر ماهواری نشانگر آنند، که دهکده های روهینگیا با آتش نابود می شده اند. فیلم های گرفته شده توسط آماتورها نیز نشان می دهند، در اینگونه دهکده ها جنازه های به شدت سوخته کودکان و برزگسالان روی هم انباشته شده اند. گروه های حقوقی نیز می گویند، صدها تن از مردم روهینگیا به قتل رسیده اند. بنابراین حقیقت انکارناپذیر این است که تهاجم ارتش سبب فرار بیش از 750 هزار روهینگیایی به اردوگاه هایی در مرز بنگلادش شده، که از پیشتر نیز شمار ساکنان آنها بیش از ظرفیت بودند. همچنین برآورد می شود، که بیش از 20 هزار تن از آنان در مرزهای میانمار آواره باشند. البته ساکنان اردوگاه ها در کنار مشکلات فراوان دیگر، از نظر بهداشتی- درمانی نیز در تنگنا قرار دارند. چراکه دسترسی به مراکز مربوطه در بنگلادش برای شان ممکن نیست.

 

این در حالی است که هیچ کس و از جمله خود این مسلمانان توقع نداشتند، یورش اخیر صورت بگیرد. چراکه از بیش از یک سال پیش آنگ سان سوچی سیاستمدار، نویسنده، مدافع حقوق بشر و برنده صلح نوبل، رهبر بالفعل کشورش شد. او که دختر تیمسار آنگ سان قهرمان و شهید وطن خود است، به داشتن سر نترس در برابر خوکامگی/ دیکتاتوری نظامیان میانمار شهرت داشته، و دارد. بگونه ای که در مجموع 15 سال در حصر خانگی به سر برد. آزادی و تحرکات موفقیت آمیز سیاسی وی برعلیه حکومت نظامی پیشین کشورش، نور امیدی در دل همه و به ویژه مسلمانان روهینگیا ایجاد کرد. کمااینکه مولابی جعفر روحانی 40 ساله مسلمان که پیشتر مغازه داشت و اینک در اردوگاه های پناهجویان به سر می برد، می گوید: امید فراوانی داشتیم، که آنگ سان سوچی و دمکراسی برای مان خوب باشد. اما خشونت ها بدتر و شدیدتر شد. مساله ای که شگفت آور بود.

با این حساب اینک برای این مسلمان نه خانه و کاشانه ای باقی مانده، و نه دیگر امیدی به آینده دارند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *