مقالاتمقالات سیاسی

لزوم بحث در مورد باورهای تندروانه مسلمانان  

برایان گیسبرچ – رسانه تروی

کشتار جمعی نمازگزاران مسلمان در پانزدهم مارس در زلاندنو به دست یک تندروی باورمند به برتری نژاد سفید، نمونه دیگری از نفرت افراطی ترسناک بود. سایر قربانیان اینگونه رخدادهای اخیر یهودیان در حال عبادت در پیتزبورگ و یا افرادی بوده اند، که در یک جشنواره موسیقی در لاس وگاس شرکت کردند.

شمار اینگونه رخدادها به اندازه ای زیاد بوده، که به تدریج از یادها می روند. قربانیان و عاملان آنها نیز می توانند، از هر گروه یا دینی باشند. یعنی افرادی در جهان وجود دارند که نفرت چنان به شدت در آنها رخنه کرده، که تقریبا از هر گونه دین و عقیده، – و در مورد کشتار لاس وگاس به طور کلی از مردم- متنفرند. بنابراین هر چیزی آنها را به خشم می آورد. رسانه های ارتباط جمعی مجازی نیز، این نفرت از انسان را بدتر کرده اند.

البته پیروان هر دین یا عقیده ای چنین نفرت و عملکردهای تروریستی از خود نشان داده اند. اما شمار کشتارهای تروریستی تحت تاثیر اسلام بسیار بیشتر است. کمااینکه بمب گذاری انتحاری در یکشنبه عید پاک در سریلانکا که به کشتن صدها تن منجر شد، شاهدی بر این واقعیت کریه می باشد. واقعیتی که لازم است، به ویژه در جامعه مسلمانان در موردش بحث شود. اما گشودن سر چنین بحثی مشکل می باشد. چراکه هر کسی که بخواهد در مورد این مشکل واقعا جدی صحبت کند، به سرعت برچسب اسلام هراسی می خورد. چنین واکنشی غیرمنطقی است.

افرادی که مسلمانان را می کشند و یا آزار می دهند، مجرمند و باید تنبیه شوند. همچنین هرگونه تعصبات ضدمسلمانان باید به شدت محکوم شود. زیرا بدیهی است که مردم در همه جا باید بتوانند، آنگونه که می خواهند عبادت کنند. بدون اینکه مورد آزار قرار بگیرند.

اما بحث در مورد برخی از باورهای عمیق مسلمانان که در قرن بیست و یکم جایی برایشان نیست، نباید با تعصبات ضدمسلمانان درهم آمیخته شود. بلکه برعکس اگر می خواهیم تروریسم تحت تاثیر اسلام را از صحنه خارج کنیم، بحث در مورد باورهای تندروانه مسلمانان ضرورت دارد. یعنی دقیقا همان باورهای خطرناکی که به خشونت های جهادی منجر می شوند.

در واقع مسلمانان دلیر و فعالانی که پیشتر مسلمان بوده و بعدا باورهایشان تغییر کرده، کوشیده اند هم در جامعه مسلمانان و هم در جوامع دیگر کانادا نیاز به بحث درباره این باورهای پوسیده و خطرناک را افزایش دهند. کمااینکه طارق فتح نویسنده کتاب یهودیان دشمنان من نیستند، و علی رضوی نویسنده کتاب مسلمان ملحد، تلاش کرده اند همکیشان مسلمان خود را متقاعد نمایند که از باورهای مورد اشاره دست بردارند، و در مقابل آزادی های کانادایی را ترویج کنند. اما موفقیت چندانی به دست نیاورده اند. بلکه در واقع شگفت انگیز است که مسلمانانی مانند فتح که خواهان اصلاحات شده اند، اسلام هراس لقب گرفته اند.

پوشش خبری کشتار زلاندنو حاکی از آن است که در سازمان های اسلامی روندی ناخوشایند وجود دارد، که می کوشند با یاری رسانه های لیبرال به هر منتقد اینگونه باورهای خطرناک برچسب اسلام هراس بزند.

این روند غلط است. زیرا نباید در دنیای امروز جرمی به نام کفر وجود داشته باشد. کمااینکه از مدت های مدیدی پیش دیگر در کشورهای متمدن وجود ندارد، و تنها در کشورهایی مانند پاکستان و عربستان سعودی موجود است، که مسلمانان اجازه داده اند چنین قانون قدیمی ای همچنان پابرجا بماند. در حالی که افراد باید این حق را داشته باشند که به دینی بگروند، یا آن را ترک کنند. یا اینکه هیچ دینی را نپذیرند. بنابراین این حقیقت که کشورهایی وجود دارند که مردم را به سبب باورهای شخصی تنبیه می کنند و یا می کشند، باید کاملا غیرقابل پذیرش تلقی شود. زیرا مردم در همه جا باید بتوانند آنگونه که می خواهند عبادت کنند، یا اصلا نکنند. البته اصلاح طلبانی مانند فتح و رضوی برای اینگونه آزادی ها به پا خاسته اند. اما سازمان های اسلامی رایج در این باره کجای کارند؟ سایر دین ها چطور؟

بله باید درباره باورمندی به برتری نژاد سفید و سایر دیدگاه های افراطی کاملا بحث کرد، تا بتوان با آنها مبارزه نمود. اما چنین چیزی باید در مورد دیدگاه های اسلامی مانند کفر، ارتداد و جهاد نیز، مصداق داشته باشد. در غیر این صورت رخدادهای تروریستی ادامه پیدا می کند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان