صفحه اصلی / مقالات / لزوم ادامه روش اوباما در قبال ایران از سوی دولت مرکزی کانادا

لزوم ادامه روش اوباما در قبال ایران از سوی دولت مرکزی کانادا

به موازات نزدیک شدن دومین سالگرد برجام، جاستین ترودو نخست وزیر کانادا موقعیت مناسبی دارد که از طریق تاکید بر پشتیبانی از این توافق تاریخی به دست آمده بین قدرت های جهانی و ایران، دیدگاه نوین دولتش در سیاست خارجی را به مرحله عمل درآورد. به ویژه اینکه عدم اطمینان از پشتیبانی دولت ترامپ از این توافق رو به افزایش دارد. به عبارت دیگر برای احراز اطمینان از اینکه توافق مورد اشاره تقویت شده و مورد پشتیبانی بوده، و دولت ایران در مسایل در پیوند با منافع مشترک دخیل باشد، لازم است دولت مرکزی کانادا عملکرد خود در قبال ایران را از نقطه ای آغاز کند، که دولت اوباما در آن به کارش پایان داد.

کریستیا فریلند وزیر خارجه کانادا ماه گذشته در واکنش به سیاست خارجی درون نگر دولت ترامپ، در سخنان خود در مجلس ملی از جمله گفت، که کانادا در صحنه جهانی نقش رهبری خواهد داشت. همچنین بر اهمیت چندجانبه بودن برای حفظ نظم بین المللی تاکید کرد.

می توان اطمینان داشت که بهترین نمایه چندجانبه بودن وقتی نشان داده شد، که آلمان و اتحادیه اروپا که اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد هم هستند، دو سال مذاکره با ایران را با موفقیت پیش بردند، و به شکلی صلح آمیز به کشمکشی دیرپا خاتمه دادند. از آن هنگام به این سو توافق مورد اشاره همانگونه به اجرا درآمده، که مورد نظر بود. همچنین به سبب درون مایه خود در پیوند با برنامه هسته ای ایران، باعث امن تر شدن دنیا گشته است. مهمتر اینکه به سبب اراده سیاسی هر دو رئیس جمهور اوباما و روحانی از وقوع جنگی فاجعه بار در منطقه ای پیشگیری کرده، که از پیشتر درگیر مشکل و بحران بود.

 

اما آن اراده سیاسی دیگر در سطح پیشین وجود ندارد، و خطر درگیری با ایران بدون اینکه نیازی به آن باشد، دوباره پدیدار شده است. چراکه رئیس جمهور ترامپ برای دخیل کردن ایران تمایل چندانی نشان نداده، و در حالی که دولتش دارد بازبینی سیاست خود در قبال ایران را به مرحله نهایی می رساند، تاکنون با بی میلی از توافق هسته ای پشتیبانی کرده است.

اینکه چگونه دخیل نکردن ایران و دشمنی در قبال آن به نفع منافع آمریکا است، پرسشی می باشد که همچنان به قوت خود باقیست. چراکه جان کری مقام سلف تیلرسون برای ایجاد خط ارتباط با ایران که به بهبود روابط کمک کرد، به شکلی خستگی ناپذیر کوشید. اما اگر بخواهیم بیانیه تیلرسون را سنجه قرار دهیم، بازبینی سیاست دولت ترامپ در قبال ایران می خواهد واشنگتن را به سوی رویارویی با دولت این کشور سوق دهد، و می تواند آغازی برای پایان توافق هسته ای باشد. در اینجاست که کانادا باید پا پیش بگذارد، تا نقشی بزرگتر ایفاء کند.

به سبب فرهمندی (کاریزمای) نخست وزیر ترودو و سیاست های پیشگامانه اش، صدای کانادا در عرصه بین المللی گوش شنوای بیشتری پیدا کرده است. بنابراین این موقعیت وجود دارد که بتواند، اهرم و وسیله بانفوذی برای پشتیبانی از دیپلماسی و صلح با ایران شود. یعنی نخست وزیر می تواند بسیار شبیه به کاری که رئیس جمهور اوباما در دوران مسئولیت خویش انجام داد، در برابر رسانه ها و هنگام دیدار با رهبران جهانی در مورد مزایای توافق هسته ای بگوید. مهمتر اینکه وی احتمالا این توانایی را دارد، که رئیس جمهور ترامپ را در مورد مزایای این توافق ترغیب کند. کمااینکه پیشتر گفته که براساس تجربیاتش، رئیس جمهور واقعا به حرف گوش می دهد.

گرچه کانادا در مذاکرات هسته ای مشارکت نداشت، اما از طریق قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که رسما توافق مذکور را پذیرفته، به آن التزام دارد. همچنین از آنجا که اتحادیه اروپا پشتیبان این توافق بوده است، کانادا در این مورد تنها نخواهد بود.

حفظ این توافق نه تنها برای مباشرت در قوانین مبتنی بر نظم بین المللی مفید است، بلکه برای منافع کانادا نیز همینگونه می باشد. چراکه به سبب برداشته شدن تحریم های در پیوند با برنامه هسته ای ایران، در این کشور موقعیت های مناسب چشمگیری برای شرکت های کانادایی وجود دارند. کمااینکه از زمان به اجرا درآمدن توافق، همپیمانان کانادا منافع خود در ایران را پیگیری کرده اند. مثلا اتحادیه اروپا در سال 2016 میزان داد و ستد دوجانبه اش با این کشور را نسبت به سال پیش از آن، 55 درصد افزایش داد. فرانسه تولیدکننده هواپیماهای ایرباس نیز برای فروش این محصولات خود، با ایران قرارداد 23 میلیارد دلاری بست، و… حتی شرکت بوئینگ مستقر در آمریکا برای فروش هواپیماهای مسافربری اش، با ایران در مورد معامله 17 میلیارد دلاری به توافق رسید، که از قرار معلوم حامی 100 هزار شغل در آمریکا خواهد بود.

از دیدگاه سیاسی- جغرافیایی نیز که دولت ترامپ در خاورمیانه دست به تغییر جهت سیاست خود زده و تعادل منطقه را به نفع عربستان تغییر داده، کانادا این موقعیت را دارد که از جمله با دفاع از توافق هسته ای و ارتقای حسن همجواری بین بازیکنان منطقه، دیدگاه دولت اوباما را ادامه دهد. زیرا از آنجا که کانادا در عراق در نبرد با داعش دخیل است، افزایش ثبات منطقه مستقیما به نفع خودش هم می باشد.

اگر دولت مرکزی کانادا پشتیبانی از توافق با ایران را به ویژه در صورتی که دولت ترامپ بنیان آن را سست کند، افزایش دهد، باید از سرگیری روابط با دولت ایران را مدنظر قرار دهد. همچنین از جمله در پی همکاری در منافع دوجانبه شامل داد و ستد، محیط زیست و نبرد با داعش، باشد. در عین حال می تواند، ایران را مستقیما در مسایل مهمی مانند حقوق بشر، تابعیت دوگانه و… دخیل کند.

با افزایش دشمنی دولت ترامپ در قبال ایران، توافق تاریخی هسته ای در مخاطره قرار گرفته است. بحران هسته ای جاری در شبه جزیره کره باید یادآور این باشد، که مخالفان این توافق نباید آن را دست کم بگیرند. دولت کانادا این موقعیت را دارد که از طریق دفاع از حفظ توافق هسته ای و پشتیبانی از نظم جهانی صلح آمیز، راه دولت اوباما را ادامه دهد.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *