مقالاتمقالات پزشکی

قطع پای زن جوان به سبب ندانم کاری پزشکان

استیون میلر- بخش خبر شبکه چندرسانه ای سراسری کانادا/ سی بی سی

گرچه پای شکسته درد دارد، ولی آسیبی غیرعادی به شمار نمی رود. اما پای سامانتا رایدو 30 ساله و ساکن سنت جان، به سبب همین آسیب از زانو به پایین قطع شد. زیرا دو ماه طول کشید، تا کارکنان مرکز درمانی ایسترن (بزرگترین نهاد از نوع خود در استان نیوفاندلند ولابرادور که به شکلی فراگیر انواع خدمات مربوطه از جمله بیمارستانی را به بیش از 300 هزار ساکن منطقه ارائه می دهد. ایران جوان) تشخیص درستی بدهند. فراتر اینکه جدی گرفتن نگرانی های وی، حتی زمان بیشتری به درازا کشید.  

چگونگی سقوط

در سپتامبر گذشته که رایدو می خواست پایین بیاید، روی نخستین پله سرخورد. به گفته خودش وقتی به زمین سقوط کرد، پای راستش پشت سرش قرار گرفته بود. به همین سبب به کارکنان بخش اورژانس مرکز مذکور هم گفت، که نگران کف پایش است. اما آنها همه توجه خود را بر زانویش متمرکز کردند. پزشک مربوطه نیز مرتب می گفت، به کف پایت هم می رسیم. اما تنها دستور عسکبرداری داد. سپس به او گفتند غضروفش پاره شده، و باید تا اندازه امکان به آن فشار نیاید. او که اتومبیل نداشت، تصمیم گرفت پیاده به خانه برود. وقتی به خانه رسید و کفش هایش را درآورد، دید کف پایش به شدت ورم کرده و کبود شده است. این بار با دمپایی به بخش اورژانس برگشت. زیرا پای ورم کرده اش دیگر در کفش جا نمی گرفت. پزشک گفت، که در عکس چیزی مشاهده نشده است. اما عکس را برای متخصص می فرستند، و به او تلفن خواهند زد. اقدامی که هرگز انجام نشد.

مشکلات و پیچیدگی ها

وقتی از تماس تلفنی خبری نشد، رایدو فرض را بر این گذاشت که کف پایش نشکسته است. اما به مرور تاولی روی آن ایجاد شد. او با تصور امکان عفونت، به مرکز مورد اشاره رفت. وقتی از محل تاول عکسبرداری کردند، پزشک کشیک بخش اورژانس گفت که چند نقطه از کف پایش شکسته است. در این مرحله نیز دوباره برایش چرک خشک کن تجویز نمودند. همچنین به جای اعزامش به بیمارستان مرکز، به او گفتند برای درمان های روزانه بازگردد. این روند سبب سردرگمی او شد. زیرا پیشترها هر وقت دچار عفونت می گردید، فورا به بیمارستان اعزامش می کردند، با جراحی عفونت را تمیز می نمودند، و می گفتند مدت ها با چوب زیربغل راه برود. در ادامه نیز، تا بهبودی کامل از چکمه های ویژه استفاده کند. 

می دانستم، یک جای کار می لنگد

در اواسط نوامبر عوارض مربوطه بدتر شد، رایدو به شدت احساس بیماری می کرد، و بیش از یک هفته بود، که نمی توانست غذا بخورد. خودش می گوید: می دانستم، یک جای کار می لنگد. 

به همین سبب برای چندمین بار به بخش اورژانس مرکز مورد اشاره رفت. پزشک کشیک دوباره دستور عسکبرداری و آزمایش خون داد. در ادامه نیز به وی گفت، که همه چیز عالی است. در حالی که به گفته خودش اگر هر کسی کف پایش را می دید، می فهمید هنوز عفونت دارد. با این حال به سبب عکسبرداری، آزمایش خون و اظهارات پزشک، فکر کرد واقعا عفونتش از بین رفته است. ولی تمامی چرک خشک کن های تجویز شده را مصرف نمود….

او هر کاری که می توانست، برایم انجام داد

سرانجام دو ماه پس از افتادن از پله ها وی را نزد جراح استخوانی فرستادند، که در بهداری دیگری کار می کرد. این متخصص چرک خشک کن ها را تغییر داد، و فورا چوب زیربغل تجویز کرد. سرانجام رایدو در ژانویه سال جاری زیر تیغ جراحی رفت، تا عفونت کف پایش تمیز شود. اما پس از عمل دوباره به شدت بیمار شد. در پی مراجعه مجدد، جراح مورد اشاره دستور ام آر آی داد…. سرانجام هم گفت، که دو گزینه بیشتر ندارد. اینکه کف پایش را قطع کنند، و مخاطره بازگشت عفونت را بپذیرد. یا اینکه پایش را از زانو به پایین قطع نمایند. از آنجا که رایدو مادری است که دست تنها بچه هایش را بزرگ می کند، چاره ای جز انتخاب گزینه دوم نداشت. بااینهمه می گوید: او هر کاری که می توانست، برایم انجام داد…

توصیه به دیگران

رایدو می داند، که درخواست اجرای عدالت برای دست اندرکاران مرکز مورد اشاره پایش را به او بازنمی گرداند. اما احساس می کند در صورت مراقبت های مناسب آنها، دچار چنین نقص عضوی نمی شد. جراح مذکور نیز، با او هم عقیده است.
اینک رایدو به همه توصیه می کند در صورت جدی نگرفته شدن دلنگرانی هایشان، برای حقوق درمانی خویش مبارزه نمایند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Don`t copy text!
بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان