مقالاتمقالات اجتماعی

فیلم جدید سودربرگ و بازی قدرت در بستکبال حرفه‌ای آمریکا

فیلم جدید استیون سودربرگ که High Flying Bird نام گرفته، یکی از بهترین فیلم‌هایی است که درباره‌ کسب و کار ورزش حرفه‌ای، ساخته شده است. فیلم تلاش می‌کند پاسخ‌هایی را در مورد نقش جریان‌های نژادی و سیاسی در این صنعت چند میلیارد دلاری ارائه دهد، اما در کنار آن، پرسش‌هایی را نیز مطرح می‌کند.

فیلم، داستان سه روز کاری یک مدیر تبلیغاتی ورزشی به نام ری بِرک را دنبال می‌کند که برای یک بسکتبالیست مشهور دسته یک،به نام اریک اسکات که تازه به شهرت رسیده، کار می‌کند. فیلم نشان می‌دهد که به دلیل یک دعوای کاری میان مالکان لیگ ملی بسکتبال آمریکا (NBA) و بازیکنان، شغل اسکات به حال تعلیق درآمده و ثروتش در خطر قرار گرفته است. سپس با مشاهده‌ توقف فعالیت اسکات، سازمانی که برک برایش کار می‌کند نیز، به خاطر کاهش هزینه‌ها، حساب هزینه‌ای او را مسدود می‌کند و مشکلات گسترده‌تر می‌گردد. برک درمی‌یابد مالکان میلیاردر لیگ، ترجیح می‌دهند که به جای حل اختلاف، از شر بازیکنان سیاهپوست خلاص شوند. به همین خاطر او تصمیم می‌گیرد با به کارگیری روشی غیرعادی، این افراد را به پای میز معامله بکشاند. این نقشه ماهرانه که بر پایه‌ ساختارشکنی و معامله‌گری است، سرانجام به نتیجه‌ای می‌رسد که هم گویای شرایط حال حاضر دنیای بسکتبال آمریکاست و هم آینده‌ این صنعت را پیش‌بینی می‌کند. این خط روایی، همچنین با این واقعیت که کل این فیلم با دوربین تلفن‌های هوشمند فیلمبرداری شده است نیز، هماهنگی کامل دارد.

پایه و تم اصلی فیلم High Flying Birds، به ویژه تصویری که از بازیکنان سیاهپوست NBA به عنوان کالاهای قابل معامله ارائه داده، ناگزیر شما را به یاد فیلم He Got Game اثر اسپایک لی کارگردان سرشناس می‌اندازد. آن فیلم هم به رابطه‌ سست‌بنیاد حرفه‌ای میان قدرتمندان دنیای بسکتبال که بیشتر سفیدپوست هستند، و نیروی کاری یا بازیکنان که بیشتر سیاهپوست هستند، پرداخته بود.

اما اسپایک لی روایت ملامتگر خود از این عدم تعادل ساختاری – که به طور ویژه در مورد این ورزش و در آمریکا روی می‌دهد– را، با به کارگیری نگاهی هنری به جنبه‌ زیبایی‌شناختی این ورزش، انجام داده بود. روایت او، یک بازی بسکتبال را در باغ‌های O’Dwyer ناحیه‌ Coney Island به تصویر می‌کشید که با موسیقی متن سبک Hoe Down اثر آرون کاپلند، یک سکانس زیبا را پدید آورده بود. اما این نگاه زیبایی‌شناسانه، تقریبا در هیج جای High Flying Bird به چشم نمی خورد.

در عوض، فیلمنامه‌نویس با استفاده از تلاش برک برای یافتن میانبرها و درهای پشتی، بازی قدرت در بسکتبال را به صورت یک اکوسیستم پیچیده توصیف می‌کند، که در آن به بازیکنان حرفه‌ای، صرفا به چشم یک چرخ‌دنده‌ قابل تعویض نگاه می‌شود. در ادامه‌ فیلم، از سویی شاهد اختلافات مدیریتی و تلاش‌های برک برای پیشبرد کار در آسمانخراش‌های ناحیه‌ منهتن هستیم، و از سوی دیگر یک سری مصاحبه شبه مستند که با بازیکنان واقعی لیگ انجام گرفته است. این گفتگوها که بسکتبالیست‌هایی همچون رجی جانسون، داناوان میشل و کارل آنتونی تاونز در آن حضور دارند، نشان می‌دهد که مسئولیت این بازیکنان، تنها محدود به برقراری شرایط مناسب مالی برای مالکین محدود نمی‌شود و گروه بسیار بزرگتری از کارکنان این صنعت را نیز، دربر می‌گیرد. فیلم همچنان نشان می‌دهد که این مالکین، آنقدر سرمایه‌ دارند که حتی اگر کل بازیکنان لیگ اعتصاب کنند و این موضوع پیش از چند ماه به درازا بکشد، بتوانند با قطع کامل درآمدشان نیز، کنار بیایند. اما حیات اقتصادی دیگر کارکنان این صنعت، از مدیران بازیکنان و مسئولان اجرای تبلیغات استادیوم‌ها گرفته، تا حتی فروشندگان اطراف استادیوم، به بازیکنان بسته است.

 

 

فیلم High Flying Bird در پایان و پس از بررسی عمیق ساختار صنعت بسکتبال حرفه‌ای آمریکا، یک واقعیت متضاد را مطرح می کند: اینکه قدرت نفوذ بازیکنان بسکتبال در این کشور، در آن واحد، بیشتر و کمتر از آن چیزی است که خودشان تصور می‌کنند. این تفاوت تصورات و واقعیت، به این خاطر است که گستره این صنعت، به مراتب بزرگتر از مساحت زمین بسکتبال است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *