صفحه اصلی / مقالات / صحبت های آشکار 7 زن مسلمان درباره ایمان، مد و عفت

صحبت های آشکار 7 زن مسلمان درباره ایمان، مد و عفت

Leeza

به نقل از Huffington Post: با ترسیم رسانه ای زنان مسلمان به عنوان <سرکوب شده> و تلاش ناموفق تابستان گذشته مقامات فرانسوی برای ممنوعیت بورکینی (لباس شنای اسلامی) در فرانسه و همچنین حکم تبعیض آمیز اخیر اتحادیه اروپا برای ممنوع کردن حجاب در محل کار، زنان مسلمان هدف حملات نفرت انگیز و لفاظی های ابلهانه قرار گرفته اند.

در حالی که بسیاری از مردم تصویر نادرستی در مورد این گروه و پوشش آنها دارند، چه کسی بهتر از زنان مسلمان برای صحبت در مورد مذهب، تواضع، فمینیسم و مد روز؟

کایلا گریوز، در گفتگو با هفت زن مسلمان با سابقه و پیشینه گوناگون، با زندگی روزمره آنها و جوامع شان آشنا شد. پاسخ های آنها به کسانی که از خارج به این قشر جامعه می نگرند، تصویری واقعی را ارائه می کند.

 

جانا الاخراص

جانا می گوید: من از حدود 13 سالگی حجاب را انتخاب کردم. دلایل من طی چند سال گذشته تغییر کرده اما در این مرحله از زندگی، حجاب ابزاری است که برای بیان و نمایاندن خود انتخاب کرده ام. ما هر روز آگاهانه در مورد اینکه چگونه می خواهیم دیگران ما را درک کنند، تصمیم می گیریم. انتخاب من این بود که به وضوح به عنوان یک زن مسلمان درک شوم. من به مذهبم افتخار می کنم و خوشحالم که به عنوان نماد آن شناخته می شوم. با اینکه همیشه لباس آستین بلند و شلوار می پوشم – حتی در تابستان – ولی توانسته ام با تغییرات جزئی در عین رعایت حجاب مطابق مد به نظر برسم. تعریف <عفت> در فرهنگ های مختلف متفاوت است. در برخی فرهنگ ها نمایاندن قسمت های بیشتر پوست امری عادی است در حالی که در دیگر فرهنگ ها مخالف آن عرف می باشد.  

من به عفت با همان دیدی نگاه می کنم که به فروتنی می نگرم و آن را به لباسی که می پوشید محدود نمی دانم. عفت یعنی چگونه رفتار می کنید و چطور با اطرافیان تان صحبت می کنید. حجاب <عفت> را تعریف نمی کند، زیرا تنها با یک تکه پارچه نمی توان به آن دست یافت. این فرد است که به حجاب معنی و مفهوم می بخشد. خدا را شکر می کنم که همانگونه که هستم در جامعه مسلمانان پذیرفته شده ام. جامعه ام می داند که حجاب انتخاب شخصی است. مطمئن هستم که همه انتظاراتی که از پوشش یک زن مسلمان می رود را برآورده نمی کنم، اما در عین مایل نیستم در یک چهارچوب محدود قرار بگیرم.

 

مریم وقاص

مریم می گوید: کمد من پر از لباس هایی با طرح ها و رنگ های شاد می باشد. من از روسری به عنوان یک قطعه پوشاک مستقل یا به عنوان عامل مکمل استفاده می کنم. حجاب قرار است به عنوان یک نیروی مثبت در زندگی شما باشد. برای من به معنای سفیر اسلام بودن در بهترین و رنگارنگ ترین شکل ممکن می باشد. معتقدم ایده ای که در اسلام از <عفت> وجود دارد، توسط سنت های کسانی که از دین پیروی می کنند، خراب شده است. بخشی از خانواده ام پاکستانی محافظه کار هستند. از نظر آنها عفیف بودن به حجاب نیاز ندارد، بلکه به معنای زبان نرم و ملایم است. بایستی بگویم که حجاب از من دختری متفاوت با دختران سنتی پاکستانی ساخت. حجاب به من شجاعت و اعتماد به نفس کافی برای اظهار نظر و مبارزه برای باورهایم داد. فکر نمی کنم مسلمانان محافظه کار به درستی مرا درک کنند. اما خوشبختانه من از نسل زنان انعطاف پذیر و به شدت مستقل آمده ام. بنابراین به کسانی که سعی می کنند اعتماد به نفس ام را خراب کنند، چندان توجه نمی کنم.

 

فاطمه عثمان

فاطمه می گوید: دقیقا به خاطر ندارم از کی رعایت حجاب را شروع کردم. ولی گمانم 12 ساله بودم.

فشار زیادی برای محجبه بودن وجود دارد. زیرا لباسی که می پوشید مستقیما نشاندهنده میزان مذهبی بودن تان است. در حالی که واقعا این چنین نیست. ارتباط من با خداوند، همان است که باید باشد، ارتباط من با خدا! حجاب باعث می شود مسلمان بودنم به وضوح نمایان شود و من به آن افتخار می کنم. آن باعث می شود در ایمانم قوی تر باشم. اما محجبه بودن من به این معنا نیست که از دختری که آن را رعایت نمی کند، بیشتر به مسجد می روم.

من در زندگی روزمره سعی می کنم از لباسی که می پوشم لذت ببرم. فرهنگ در این میان نقش مهمی ایفا می کند. من به عنوان یک یمنی – کانادایی عاشق تونیک های بلند رنگارنگ هستم. اما همچنین دوست دارم پیراهن طرح دار را با بافتنی های پاییزه همراه کنم. استایل من طی چند سال گذشته متحول شده و از خیلی چیزها تاثیر گرفته است. اما یک چیز بدون تغییر باقی مانده است: اینکه ظاهرم نشاندهنده خود واقعی ام می باشد. خوشحالم که در فضایی زندگی می کنم که مجبور نیستم برای راحتی دیگران خود را غیر از آنچه هستم نشان بدهم.

 

فهمیده کمالی

فهمیده می گوید: می دانم که در جهان غرب حتی در کانادا، حجاب من به عنوان یک بیانیه سیاسی تلقی می شود. چه در داخل و چه در خارج از کامیونیتی من، کسانی هستند که فکر می کنند یک زن مسلمان باید به روشی خاص لباس بپوشد. یعنی دنبال زیبا به نظر رسیدن نباشد. اما این طرز تفکر برای اسلام و نه برای زنان مسلمان عادلانه نیست. حدیثی از پیامبر هست که می گوید: <خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.>

حجاب من آنچنان با هویت شخصی من در هم آمیخته که زندگی بدون آن را نمی توانم تصور کنم. تجربه ای که با پوشیدن حجاب کسب کرده ام، شخصیت امروزم را شکل داده است. حجاب استایل شخصی مرا نیز شکل داده است.

 

اسما کریمی

تصمیم به رعایت حجاب صرفا انتخاب شخصی خودم بود. این یک گام بزرگ برای من به عنوان نوجوانی بود که می خواست هویت اش را کشف کند. وقتی اولین بار پوشیدن آن را شروع کردم، چندان در آن احساس راحتی نمی کردم زیرا نمی دانستم چطور آن را با لباس هایم ترکیب کنم. اما طی چند سال گذشته به شدت به مد علاقمند شده ام. این علاقه باعث شد سبک و استایل خودم را بسازم. افتخار می کنم که بگویم حجاب تغییر مثبتی در زندگی من ایجاد کرده و نقش بزرگی در شکل گیری هویت ام داشت. من با حجاب ام در چهارچوب استانداردهای زیبایی که در جامعه برای زنان جوان تعیین شده، قرار نمی گیرم. بلکه با آن در برابر واکنش های اجتماعی و سیاسی منفی و همچنین انتظارات اجتماعی از اینکه چگونه باید به نظر برسم، مقاومت می کنم. در واقع، حجاب باعث می شود خود را زیبا، با اعتماد به نفس و انعطاف پذیر احساس کنم. من از طراحان مد مسلمان و وبلاگ نویسانی مانند دینا توکیو و دایان پلانگی که استایل شخصی منحصر به فرد خود را در رسانه های اجتماعی به اشتراک می گذارند، الهام می گیرم. این برای جامعه در حال تغییر ما حیاتی است. صنعت مد باید به نیازهای جامعه فعلی ما توجه کند. من به عنوان وبلاگ نویس مد، از به اشتراک گذاشتن و نمایش سبک شخصی ام در اینستاگرام خوشحال هستم.

 

سمیه کریمی

سمیه می گوید: از وقتی دختر کوچکی بودم، لباس پوشیدن را دوست داشتم. در واقع این یکی از راه های ابراز زنانگی من است که بخش اصلی هویت ام را تشکیل می دهد. بنابراین جدا کردن هویت اسلامی من از هویت زنانه ام، تقریبا غیر ممکن است. چراکه حجاب بخشی از هسته وجودی من است.

اسلام یک دین بسیار متنوع 1.6 میلیارد نفر است. این به این معنی است که در فرهنگ و آداب و رسوم هر کشور تعریف متفاوتی از <عفت> برای مردان و زنان ارائه شده.  جالب این است که زمانی که مردم از عفت صحبت می کنند، به لباس بخصوص لباس زنان فکر می کنند که ذاتا نشاندهنده تبعیض جنسیتی است. باید تمایز بین مذهب و فرهنگ دقیقا مشخص شود. در قرآن به وضوح به عفت برای مردان و زنان اشاره شده است. در واقع در قرآن اولویت به <عفت نگاه> داده شده است. در سوره نور، خداوند به مردان امر می کند که با شهوت به زنان خیره نشوند. در واقع در قرآن این مردان هستند که بایستی در برابر رفتارشان پاسخگو باشند و صرف نظر از اینکه زنان چه لباسی پوشیده اند، به آنها با شهوت خیره نشوند.

مونا عبدی

عبدی می گوید: پوشیدن حجاب را از سنین نوجوانی شروع کردم. مادرم، خواهرها و خاله هایم آن را رعایت می کردند. می دانستم که چرا زنان مسلمان حجاب می پوشند. دلایل نهان پشت آموزه های دینی را می دانستم اما در مورد من چند سال طول کشید که بتوانم به این باور برسم که من و حجابم در واقع یکی هستیم.

عاشق مد هستم. به بازار می روم و از  Aritzia یا Club Monaco  خرید می کنم. می خواهم مردم این باور که زنان مسلمان تحت ستم هستند را فراموش کنند . من فمینیستی هستم که تصمیم گرفته بدن اش را بپوشاند. ما باید تفاوت هایمان را گرامی بداریم.

به همه کسانی که فکر می کنند حجاب باید رعایت شود، چون یک مرد این قانون را تعیین کرده ، باید بگویم که حجاب برای محافظت از مردان نیست. در واقع اصلا ارتباطی به مردان ندارد. حجاب برای تکریم  زنان است.

hamidreza-safipour

یک نطر

  1. دیدگاه های هر کدامشان دیدگاه شخصی خودشان است نه از اسلام. تعریف حجاب در اسلام و قران اشاره به برامدگیها است نه به روسری. ولی این اسلام چرا دخالت در پوشیدن مردها نکرده؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *