مقالاتمقالات سیاسی

سیاست کانادا در مقابله با پاندمی: رویکرد بریز و بپاش به جای استراتژی دفاعی

 

با توجه به سرعت پایین توزیع واکسن در کانادا و رویکرد حلزون وار دولت فدرال و دولت های استانی در رابطه با واکسیناسیون جمعیت، مردم بار دیگر با این حقیقت رو به رو شده اند که دولت شان از پس انجام کاری که لازم است، چنان که باید، بر نمی آید.

مساله، تامین تجهیزات محافظت شخصی باشد یا بستن مرزها، انجام تست و ردگیری باشد یا نظارت بر قرنطینه مسافران، و یا مدیریت وضعیت خانه های سالمندان، دولت در هیچ یک عملکرد خوبی نداشته است. این ضعف عملکرد را در یک کلام می توان در ضعف لجیستیکی خلاصه کرد که به احتمال زیاد دولت از آن آگاه است و به همین دلیل مسئولیت ستاد واکسیناسیون و همچنین کمک به مدیریت امور خانه های سالمندان را به ارتش سپرد. زیرا هرچند ارتش سررشته ای از امور بهداشت و سلامت ندارد حداقل با امور لجستیکی کاملا آشنا است. 

اما اینکه فقط بگوییم ما ضعف لجستیکی داریم صرفا مشکل را نامگذاری کرده ایم بدون اینکه آن را توضیح داده باشیم. در واقع در طول پاندمی مشخص شد هرچند برخی چیزها طبق انتظار ما پیش می رود اما نتایج غیر قابل پیش بینی زیادی هم به دست می آید که دلیل آن پیچیدگی مساله پاندمی و دخالت فاکتورهای متعدد در مدیریت آن است. برای مثال شاید همه فکر می کردند کشورهایی با حکومت های راستی پوپولیستی بیشتر در مدیریت پاندمی دچار مشکل شوند حال آن که هرچند آمریکا، برزیل و انگلیس ضربه سختی از پاندمی دیدند، جالب است بدانید سرانه ابتلا و مرگ و میر در هلند، سوئد و بلژیک با حکومت های دموکرات در رده های اول جهان قرار دارد.

موقعیت جغرافیایی یکی دیگر از این عوامل است. موفقیت استرالیا، نیوزلند، تایوان و کره جنوبی در مهار شیوع موجب شد عده ای فکر کنند موقعیت جزیره گونه به کمک این کشورها آمده، اما دیدیم که این موقعیت جغرافیایی به انگلیس کمکی نکرد.

به نظر می رسد آنچه در مورد همه این کشورها مشترک بوده موقعیت جغرافیایی ناامن است. کشورهایی که پیش از پاندمی نیز با تهدیدهای امنیتی مواجه بوده اند، عمدتا در واکنش به پاندمی سریع تر عمل کردند و مردم این کشورها نیز برای همراهی با اقدامات دولت هایشان تمایل بیشتری نشان دادند.

 

 

برای مثال، اسرائیل را در نظر بگیرید. این کشور در یکی از ناامن ترین موقعیت های جغرافیایی جهان قرار دارد. این کشور تا کنون حدود 25 درصد جمعیت خود را واکسینه کرده و تصمیم دارد تا فرا رسیدن بهار، واکسیناسیون کل شهروندان خود را به پایان برساند. این در حالی است که بریتانیا تا کنون کمتر از 5 درصد و آمریکا کمتر از 3 درصد جمعیت خود را واکسینه کرده اند. در کانادا نیز همچنان مقامات فدرال با مشکل تامین واکسن و ارسال به استان ها، و استان ها با مشکل توزیع آن بین گروه های اولویت دار در کشمکش هستند. هر یک نیز دیگری را به کندی و کم کاری متهم می کند و توپ بی سر و سامانی روند واکسیناسیون را در زمین دیگری می اندازد. کانادا تا کنون 700 هزار دز واکسن دریافت کرده که تنها حدود 60 درصد آن تزریق شده است. در مجموع کانادا هنوز یک درصد جمعیت خود را نیز واکسینه نکرده است.

اما مساله این است که بدانیم اسرائیلی ها برای بودن در موقعیت کنونی و رهایی از پاندمی ظرف دو ماه آینده از هیچ نیروی جادویی استفاده نکرده اند، آنها فقط تصمیم گرفتند که خود را به این موقعیت برسانند.

سخنگوی وزیر بهداشت اسرائیل در این باره گفت: ما شرکت فایزر را متقاعد کردیم اگر واکسن را در اختیار ما قرار دهد می دانیم چه طور توزیع آن را در کمترین زمان مدیریت کنیم. و دقیقا هم همین طور شد. او ادامه داد: ما خیلی زود آماده شدیم، قراردادها را امضا کردیم، و به شرکت های داروسازی گفتیم خیلی زود نتیجه را خواهند دید. این یک معامله برد-برد بود.

نکته اینجاست که اسرائیل کاری انجام نداد که کانادا از انجام آن ناتوان باشد. تفاوت فقط در تصمیم گیری مقامات بود. نگاهی به نقطه قوت دولت کانادا در مدیریت پاندمی نشان می دهد هنر دولت فقط در خرج کردن پول بود. در واقع می توان گفت سیاست حمایتی دولت کانادا از افراد و مشاغل یکی از سخاوتمندانه ترین سیاست ها در میان همه کشورهای جهان بود.

سیاست کانادا بر مبنای چاپ پول قرار گرفت به این امید که پول واریز شده به حساب مردم آنها را تا پایان این بحران در خانه نگه دارد. هرچند توجه دولت به رفاه مردم امر پسندیده ای است، اما رفاه صرفا یک بعد ندارد؛ بلکه مجموعه ای است از فاکتورهایی مانند امنیت داخلی، دفاع ملی، سلامت عمومی، امنیت اجتماعی و توجه به محیط زیست. هر دولت جنبه هایی از رفاه را در اولویت قرار می دهد و البته کمتر دولتی موفق می شود همه جنبه های رفاه را با هم محقق کند. 

اما پاندمی نشان داد رفاه برای دولت کانادا چیزی بیش از بیمه مردم نیست. با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی کشور، قرعه ثروت به نام ما افتاده و در نتیجه دولت برای جبران هر ضرری از ثروتش خرج می کند. اما آنچه در وهله اول از نظر دولتمردان کانادایی دور مانده انجام اقدامات لازم برای جلوگیری از ضرر است.

شاید دلیل این انفعال امنیت داخلی و خارجی کانادا باشد. ما در قلمرو آرامی زندگی می کنیم و این آرامش باعث شده توجه به امنیت و استراتژی های دفاعی را در سال 1940 متوقف کرده و آن را به آمریکا واگذار کنیم.

شاید دلیل اصلی ضعف لجستیکی کانادا هم همین است؛ اینکه همیشه کشور دیگری مراقب ما بوده است. اما به نظر می رسد این بار این طور نشد. درس بزرگ و گرانقیمتی که پاندمی به ما داد این بود که اگر خودمان برای نجات خود کاری نکنیم، نمی توانیم از دیگران انتظار داشته باشیم که برای ما کاری کنند

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
Don`t copy text!
بستن

AdBlock را متوقف کنید

سیاست