صفحه اصلی / زنان / زنان در برابر زنان؟!

زنان در برابر زنان؟!

behzad-azizi

تلاش نیمی از جامعه انسانی برای کسب جایگاه برابر با نیمه دیگر

از هشتم مارس 1875 که زنان كارگر كارخانجات نساجی شهر نیویورک تنها به سبب اعتراض به شرایط كاری و پایین بودن میزان دستمزد خود هدف تهاجم  پلیس قرار گرفتند،… و شماری از آنان زخمی و دستگیر شدند، تلاش عملی زنان برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و کسب برابری با پدران، برادران، همسران، پسران، همکاران و… خود، در نقاط گوناگون جهان ادامه داشته است.

ریشه اصلی نابرابری

با اندکی تأمل می توان دریافت که یکی از ریشه های اصلی نابرابری های موجود بین دو جنس، باور نادرست شمار زیاد اما خوشبختانه رو به کاهشی از مردان، و شوربختانه تعدادی از خود زنان، به برتری جنس مرد می باشد. در نتیجه این جنس جایگاه های مناسب را حق مسلم خود دانسته، و می داند. مثلا از دیدگاه مارک لپاین که در ششم دسامبر 1989 چهارده تن از دانشجویان زن دانشکده صنعتی دانشگاه مونترال را کشت، قربانیان بیگناه جایی را که او حق خودش می دانست، اشغال کرده بودند. کمااینکه در یادداشت خودکشی اش از جمله نوشت: تصمیم گرفته ام فمنیست ها را که همواره زندگی ام را ویران کرده اند، نزد خالقشان بفرستم.

این باور در قرن بیست و یکم نیز، همچنان در سطحی بسیار گسترده در کلیه شئونات زندگی زنان نقاط گوناگون دیده می شود. دادن امتیازها و اختیارات بیشتر به پسران خانواده، قتل های ناموسی، محرومیت دختران از درس خواندن در برخی از رشته های تحصیلی، نداشتن حقوق برابر دو جنس حتی در بین اساتید دانشگاه کشورهایی مانند کانادا، آزارهای خیابانی، تجاوز و …، برخی از نمونه های بارز هستند.

تخطئه جنبش های زنانه از آغاز

هرگاه زنان برای کسب برخی از حقوق خویش بپا خاسته اند، با جریان/هایی روبرو شده اند، که با تمام قوا در پی تخطئه آنها بوده اند. گاهی نیز از آن رو توانستند به برخی از حقوق خویش دست یابند، که جامعه مردسالار چاره ای جز پذیرش نداشت. کمااینکه کمبود نیروی کار در دوران جنگ جهانی دوم، به ناچار سبب شتاب روند حضور اجتماعی زنان گردید.

از دیگر سو شوربختانه برخی از تلاش های زن ستیزانه با سردمداری و یا دست کم مشارکت خود زنان، و عمدتا به دلیل مورد اشاره، امکان وجود یافته، و ادامه پیدا کرده است. اما اخیرا برخی از مخالفت ها دلایل دیگری دارند، که این روزها هم شاهد انواع آنها بوده ایم.

زنان در برابر زنان؟!

الف: زنان ایرانی

1- برون مرزی

در شانزدهم ژانویه بیانیه ای مبنی بر همبستگی با دختری که در خیابان انقلاب به نشانه اعتراض به حجاب اجباری روسری سفیدش را از سر برداشت، به چوبی بست، و در دست گرفت (ویدا موحد)، با امضای برخی از فمنیست‌ های ایرانی شامل مهرانگیز کار منتشر شد. این حقوقدان در گفت و گو با آیدا قجر اظهار داشت، که این بیانیه سبب تقابل دو نوع رویکرد فمینیستی گردید. گروهی که از دیدگاه آنان حجاب اجباری ربطی به بی احترامی به زنانی ندارد، که به میل خود حجاب را برگزیده اند. وی در ادامه افزود: فمنیست‌های تندرو… معتقدند اصلا حجاب اختیاری وجود ندارد، و همگی بر اثر زور شوهر، برادر، پدر، و جبر زندگی حجاب را پذیرفته ‌اند.

جالب اینکه این افراد تنها به این بسنده نکردند که میلیون ها زن محجبه در جهان را آلت دست بی اراده شوهر، برادر، پدر، و همچنین جبر زندگی بدانند. بلکه مصرانه و بگونه ای مستمر بر خانم کار فشار آوردند، امضایش را پس بگیرد. درخواست هایی که گاهی هم با توهین و اتهام همراه بودند. مهرانگیز کار در این پیوند به برخی از تجربیات شخصی خود اشاره کرد. مثلا گفت: وقتی در زندان بودم زنان باحجاب داخل ایران به خانه من رفته‌ بودند، و دخترم را تسکین داده بودند… از سوی دیگر نمونه‌هایی مثل مادر من هستند، که بدون اجبار همسر یا پدرشان چادر یا حجاب را انتخاب کرده‌اند. آن‌ها قابل احترام هستند…. اساسا بر پایه کدام نزاکت حقوق بشری من حق دارم، به زنان باحجاب سلیقه ‌ای کشورم از راه دور دستور بدهم حجاب خود را بردارند؟…. از جوانی کم ندیده‌ام زنان باحجاب اختیاری را که خیلی هم مقتدر در زندگی خانوادگی و محله ‌ای ظاهر شده‌اند، و از زنان بی‌ حجاب کم نداشته‌اند….

می توان از گروه مورد اشاره خانم کار که خود را در جایگاه دانای کل قرار داده و برای میلیون ها زن محجبه حکم یکسان صادر کرده اند، پرسید: آیا زنان باحجابی مانند لایا بهبهانی استادیار دانشگاه سایمن فریژر (واقع در استان بریتیش کلمبیا)، کترین بولاک استادیار رشته دانشگاه تورنتو و مدیر پژوهش موسسه تسلایت، عزیزه کنجی دانش پژوه حوزه حقوق ساکن تورنتو، لورن بوث خبرنگار و کوشنده حقوق بشر انگلیسی، هموطن او مریم فرانسوا سرا/ امیلی فرانسوا دانش پژوه، نویسنده، روزنامه نگار و تحلیلگر تلویزیونی، و…. همگی آلت دست بی اراده مردان مورد اشاره و یا جبر زندگی هستند؟

طبیعتا آن خانم ها حق انتقاد از هر رفتار و گفتاری را دارند. اما درست است در لفافه انتقاد، شأن انسانی فرد مورد نقد را تحقیر کرد، و او را آلت دست بی اراده… دانست؟

2- درون مرزی

از دیگر سو برخی از خانم های ساکن ایران جاوید هم خود را در جایگاه دانای کل قرار می دهند، و حکم صادر می کنند. آخرین نمونه از این دست پروانه معصومی پیشکسوت سینماست، که از قضا در بازیگری کارنامه پرافتخاری دارد. ماجرا از آنجا آغاز شد که لیلا حاتمی بازیگر جوان سینما که اتقاقا کارنامه حرفه ای او نیز پرافتخار است، در کنفرانس خبری فیلم خوک در جشنواره فیلم برلیناله در انتقاد از چگونگی برخورد با معترضان دی ماه سال جاری گفت:…. شرم آور است که در کشور من شهروندان تنها می‌ توانند، به بهای جانشان اعتراض خود را بیان کنند.

این سخنان در ایران با واکنش های متفاوتی روبرو شد. اما از نظر نگارنده عکس العمل خانم معصومی شگفت انگیزترین بود. چراکه از جمله گفت: من که از این کار ایشان (خانم حاتمی) خوشم نیامد….. اگر دوست ندارند، بروند جای دیگر زندگی کنند.

پروانه معصومی نیز می تواند، با استدلال دیدگاه خانم حاتمی را به نقد بکشد. یا حتی صرفا با آن مخالفت کند. اما آیا می تواند به خود اجازه بدهد به صرف موافق نبودن با بیانات کسی، حق مادرزادی و طبیعی زندگی در زادگاه او را زیر سوال ببرد؟

ب: زنان غیرایرانی

ایوانکا ترامپ سرشناس ترین زن جهان است، که بگونه ای مستمر و گسترده هدف انتقادهای دیگران قرار داشته، و دارد. واکنش های تند به وی شامل حتی به سخره گرفتن اظهاراتش در مورد زنان عربستان، و به ویژه انتقاد از سکوتش در برابر برخی از گفتارها و رفتارهای پدر خود در قبال زنان می باشد، در حالی که همزمان خویشتن را تلاشگر حقوق زنان می داند. انتقاد از این روش دوگانه از سوی زنانی مانند میکا برزنیسکی مجری تلویزیون، ویکی شابو معاون نهاد مشارکت ملی برای زنان و خانواده ها، استفانی شریوک رئیس فهرست امیلی/ کمیته عملکرد سیاسی برای کمک به انتخاب زنان با دیدگاه دمکراتیک برای سمت های سطح بالای سیاسی، جیل فیلیپوویک خبرنگار نیویورک تایمز، ریچل گایس ستون نویس نشریه کانادایی شتلین، و… مطرح شده اند، که از جمله فمنیسم او را دروغین، و وی را زنی می دانند که می کوشد با استفاده از جایگاه خود، مواضع زن ستیز پدرش را تلطیف کند. و…

واکنش ها به عکس العمل ایوانکا ترامپ به سخنان اپرا وینفری

بااینهمه شاید بتوان گفت واکنش ها به عکس العمل او به سخنرانی اپرا وینفری در مراسم جوایز گوی زرین/ Golden Globe Awards سال جاری، سریع ترین و شدید ترین در نوع خود بودند. ایوانکا ترامپ در صفحه توئیترش نوشت: هم اینک سخنرانی نیروبخش و الهام بخش اپرا در… را دیدم. بیایید گردهم آییم، زنان و مردان، و بگوییم دیگر بس است (نام جنبشی به راه افتاده برعلیه آزار جنسی)!

تقریبا بلافاصله پس از این یادداشت، بخش بزرگی از کاربران شبکه های اجتماعی مجازی شامل شماری از چهره های سرشناس، چنین اظهاراتی، و همزمان پشتیبانی کامل وی از پدرش را، منافقانه و… خواندند، که تنها به چند مورد اشاره می شود:

الیسا میلانو بازیگر، کوشنده، خواننده و تولیدکننده: عالیه! شما می توانید مبلغ قابل توجهی به بنیاد دفاع قانونی دیگر بس است کمک کنید، که به منظور پشتیبانی از متهم کنندگان پدرتان به وجود آمده است.

جاش بیلی دکترای شیمی، ویراستار و مشاور: نیمی از سخنرانی او در مورد پدرت بود.

جنیفر روبین وبلاگ نویس واشنگتن پست: این منافقانه ترین و ناآگاهانه ترین اظهارات دوران اندوهبار او در کاخ سفید است. پدرت صفی از قربانیان (دست درازی های جنسی) دارد، از روی مور پشتیبانی می کند، و خود شما ایوانکا بخشی از مشکل هستی.

دیو زیرین/ Dave Zirin روزنامه نگار، ویراستار و وبلاگ نویس: دیگر بس است برای چه کسی؟ برای پدر حریصت؟

به چالش کشیدن زنان از سوی خودشان و یا دیگران به دلایلی غیر از برتر دانستن ذاتی جنس مرد را، به فال نیک می گیریم. اما…..

Leeza

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *