مقالاتمقالات اجتماعی

روند رو به افزایش همزیستی بدون ازدواج در بریتانیا

فهیمه بیکر- نشریه متروی بریتانیا

بوریس جانسون نخست وزیر تازه بریتانیا و دوست دخترش کری سایموندز در رأس روند رو به افزایش همزیستی بدون ازدواج در این کشور قرار می گیرند. زیرا گرچه امکان دارد نخستین زوج ازدواج نکرده ساکن مقر نخست وزیری بریتانیا محسوب شوند، اما در بین 3 میلیون و 400 هزار هموطن خود قرار می گیرند، که چنین روشی را برای زندگی شان برگزیده اند. 

براساس اعلام هفتم ماه جاری اداره ملی آمار بریتانیا، در دهه اخیر شمار اینگونه زوج ها افزایش 25 درصدی داشته است. همچنین گرچه بوریس جانسون به سبب همزیستی بدون ازدواج با کری سایموندز هدف انتقاد قرار گرفته، اما در این مورد تقریبا رهبر کشور می باشد. زیرا جدای از مسایل سیاسی، بی تردید سبک زندگی اش برای بقیه ما (مردم بریتانیا) گزینه ای مطلوب به شمار می رود. کمااینکه افرادی که در ادامه به آنها اشاره می شود، در پاسخ به این پرسش که چرا همزیستی بدون پیوند زناشویی رسمی مورد علاقه شان است اما به ازدواج تمایلی ندارند، چنین گفته اند:

شارلی، یک سال همزیستی بدون ازدواج: فکر می کنم، ازدواج دیگر مانند پیشترها ارزشمند نیست. وقتی افراد مذهبی نبوده، و به یکدیگر اطمینان داشته باشند (لزومی ندارد با هم ازدواج کنند). من باور ندارم داشته من به او، و داشته های او به من تعلق داشته باشند. زیرا ما به شراکت در همه چیز باور نداریم. بنابراین دلیلی هم نمی بینیم که به قراردادی تن دهیم که اگر بخواهیم بعدها از هم جدا شویم، به ناچار داشته هایمان را با هم قسمت کنیم.

ری، 9 ماه همزیستی بدون ازدواج: من پیشتر سه بار ازدواج کرده ام، که زندگی های زناشویی ام به ترتیب دو سال، هفت ماه و 23 سال دوام داشتند. اما دیگر ازدواج نخواهم کرد. زیرا از احساس به دام افتادن به سبب یک تکه کاغذ (سند ازدواج) نفرت دارم. بیشتر مردم هزینه های واقعی ازدواج را بسیار سنگین می دانند. به نظر من ازدواج چیزی متعلق به گذشته، و بوسه مرگ است.

لورین، چهار سال همزیستی بدون ازدواج: من و طرف زندگی ام در خلال کاری که دوست داریم، یعنی داوطلب شدن برای جنبش آزادیبخش و… با هم آشنا شدیم. ازدواج بیشتر مساله ای دینی و صرفا کاغذی امضاء شده می باشد (ما مذهبی نیستیم). کمااینکه فکر می کنم بوریس از آن رو هدف انتقاد قرار گرفته، که بخشی از مردم (بریتانیا) سنتی، مذهبی، و یا هر دو، هستند. 

ناتالی، 18 ماه همزیستی بدون ازدواج: ما پیش از همزیستی هفت سال و نیم با هم بودیم. اما همزیستی همواره برایمان از ازدواج بسیار معنادارتر و مهم تر بود. ولی از آنجا که در هنگام آشنایی هر دو خیلی کم سن و سال بودیم، با دوستان مان زندگی رضایتبخشی داشتیم، و بعد هم تعهدات شغلی سبب شدند مدتی دور از هم باشیم، همزیستی مان به تعویق افتاد. و حالا این همزیستی و حتی انجام کارهای کسالت باری مانند رسیدگی به قبض ها ما را به هم نزدیک تر کرده اند.

امیلی، سه سال و نیم همزیستی بدون ازدواج: ما بارها برای یافتن شغل و محکم کردن جای پایمان به نقاط گوناگون اسباب کشی کردیم. و اینک هم در درجه نخست به سبب هزینه در فکر ازدواج نیستیم. زیرا مخارج زیادی دارد. ما ترجیح می دهیم چنین پولی را صرف اسباب کشی به جایی بزرگتر، و یا خرید اتومبیل کنیم. 

سارا- عایشه، 17 ماه همزیستی بدون ازدواج: گرچه ما در مورد ازدواج حرف زده ایم، اما می خواهیم پیش از صرف هزینه برای آن در فکر گرفتن وام مسکن باشیم. بنابراین برای ازدواج کردن عجله ای نداریم. 

آیوفه، یک سال همزیستی بدون ازدواج: از هنگامی که دوست پسرم به آپارتمان من نقل مکان کرد، همزیستی مان آغاز شد. البته در اکتبر به محل جدید زندگی مان اسباب کشی خواهیم کرد. اما از آنجا که از آغاز روابط ما مدت زیادی سپری نشده، فعلا ازدواج در برنامه های دو سال آینده مان جایی ندارد. البته هنوز برای هردویمان مهم است. زیرا مثلا خود من تنها فرزند خانواده ام، و این کار را بیشتر به خاطر والدینم- و نه خودم- انجام خواهم داد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Don`t copy text!
بستن

 

نصب اپلیکیشن ایران جوان