صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / دیدنی های  پرده نقره ایBlack Panther

دیدنی های  پرده نقره ایBlack Panther

banner-niazmandiha2

 

کارگردان:  رایان کوگلر

نویسنده:   رایان کوگلر، جو رابرت کول

نقش آفرینان:

چدویک بوزمن (Chadwick Boseman)

مایکل ب. جوردن (Michael B. Jordan)

لوپیتا نیونگو (Lupita Nyongo)

دانای گوریرا (Danai Gurira)

مارتین فریمن (Martin Freeman)

دنیل کالویا (Daniel Kaluuya)

 

خلاصه داستان:

به دنبال اتفاقات فیلم <کاپیتان آمریکا:جنگ داخلی>، پادشاه تی چالا (چدویک بوزمن) به کشورش واکاندا بازمی‌ گردد. اما در آنجا با دو دشمن قوی که برای سرنگونی او متحد شده‌ اند مواجه می‌ شود. تی چالا باید به عنوان پلنگ سیاه با مامور CIA اورت ک. راس (مارتین فریمن) و نیروهای ویژه واکاندا متحد شود تا از وقوع یک جنگ جهانی جلوگیری کند.

بعد از یک مقدمه که پیشینه داستان را فراهم می ‌کند، سکانسی که در سال 1992 جریان دارد، فیلم به زمان حال می‌ آید. فیلم در داخل کشور آفریقای شرقی کوچک (خیالی) به نام واکاندا جریان دارد. برای بقیه جهان واکاندا در جهان سوم واقع است و همچون همسایگانش با کمبود منابع و فقر درگیر است. این تصویر یک تصویر تلخ است. هرچند که توهمی است که توسط تکنولوژی برتر واکاندا برای پنهان کردن ذات حقیقی کشور و دور ماندن از خطرات دشمنانی است که ممکن است برای غارت مهم ‌ترین منابع آنها یعنی مواد ویبرانیوم عمل کنند، ایجاد شده است. شگفتی‌ های واکاندا تنها برای ساکنانش قابل لمس است.

تی ‌چالا بعد از وقایع فیلم <کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی> (که پدرش در یک حادثه تروریستی کشته شد) بر تخت سلطنت می‌ نشیند. او مجهز به تکنولوژی برتری که توسط خواهر دانشمندش شوری (لیتا رایت) تکامل یافته است، همراه با معشوقه سابقش ناکیا (لوپیتا نیونگو) و فرمانده ارتش اوکویه (دانای گوریا)، تی‌ چالا برای دستگیری مزدور آمورالی به نام اولیه کلائه (اندی سرکیس) به کره جنوبی سفر می ‌کند. مزدوری که ویبرانیوم را در بازار سیاه به فروش می‌ رساند. در این ماموریت او با مامور CIA اورت راس (مارتین فریمن) برخورد می ‌کند. کسی که قبلا و در فیلم <کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی> نیز حضور داشت. ماموریت برگرداندن کلائه به واکاندا به شکست منجر می شود. تی چالا به خانه بر می گردد. اندکی بعد، غریبه ای به نام اریک کیلمونگر (مایکل ب. جوردن) با هدیه ‌ای غیرمتعارف و داستانی تکان دهنده که به او اجازه می ‌دهد تا تی‌ چالا را در نبردی مرگبار برای به دست گرفتن رهبری واکاندا به چالش بکشد، در مرزهای واکاندا پیدا می‌ شود و…

 

نقد فیلم:

در طول چند سال گذشته، چندین استودیو که در زمینه تولید فیلم‌ های ابرقهرمانی فعالیت می‌ کنند، تولیدات خود را افزایش داده و به قلمرو جدیدی وارد شده اند. البته بدون اینکه تفاوتی با کمیک‌ های اکشن ماجراجویانه ‌ای که از آنها اقتباس کرده‌ اند داشته باشند. فاکس قرن بیستم با فیلم <لوگان> حرکت جدیدی را آغاز کرد. استودیوی دی سی با فیلم <زن شگفت‌انگیز> یک فیلم ابرقهرمانی زنانه، این جریان را دنبال کرد. حال در ماه‌ های آغازین 2018 <پلنگ سیاه> از راه ‌رسیده است. اگرچه این شخصیت برای بار اول در فیلم <انتقام جویان: عصر اولتران> رونمایی شد، اما این فیلم مستقل چیزی به مراتب بیشتر است. در حقیقت با وجود حفظ برخی شباهت ‌ها، <پلنگ سیاه> هرگز به جهانی به مانند جهان فیلم‌ های <مرد آهنین>، <ثور>، <هالک> و دیگر ابرقهرمانان مارول وارد نمی شود. این نزدیک ‌ترین حرکت مارول به ساخت داستانی مستقل در طی چند سال اخیر است.
همان‌ گونه که یکی از نویسندگان و کارگردان فیلم ، یعنی رایان کوگلر نوید داده بود، فیلم داستان تی چالا را کاملا در جهانی مختص به خود روایت می ‌کند. در حالی که به پیشینه کمیک بوکی شخصیت وفادار است. کوگلر، فیلم را به مسیرهایی غیرقابل پیش بینی هدایت می‌ کند. اکشن فراوانی در فیلم وجود دارد، اما این اکشن با داستانی درگیرکننده و جدی ترکیب می ‌شود. <پلنگ سیاه> دیدگاه‌های سیاسی خود را در برابر چشمان شما قرار می ‌دهد. نه جنبه ‌های تمثیلی و نرم آن را. فیلم از ایدئولوژی که ممکن است در برخی از حلقه‌ ها بحث ‌برانگیز باشد، عدول نمی ‌کند. فیلم فلسفه گنجاندن را در آغوش می ‌کشد، در حالی که مفهوم رقابت و انزوا را در برابر امپریالیسم و ناسیونالیسم رد می ‌کند. این فیلم فراتر می ‌رود تا جایی که به آنان که مرزها را ساخته ‌اند لقب ابله را اطلاق کند.  <پلنگ سیاه> در بند شخصیت‌ هایی با لباس باحال که در جهانی پر از جلوه‌ های ویژه همدیگر را له می‌ کنند، نمی‌ماند.

اگرچه این اولین نمایش کامل از شخصیت <پلنگ سیاه> است، این فیلم بیشتر برای معرفی این شخصیت است تا راوی یک داستان سرمنشأ. رویکرد کوگلر شبیه رویکرد تیم برتون در فیلم <بتمن> سال 1989 است. یعنی اینکه  زمان مخاطب را با توضیح گام به گام از چگونگی توانایی‌ های <پلنگ سیاه> و اینکه چگونه آنها را به دست آورده و یا از آن استفاده می‌ کند، تلف نکنید. در عوض، یک داستان واقعی بگویید و جزئیات را در طول مسیر بپاشید. این روشی رضایت بخش ‌تر از داستان ‌سرایی است که ما گاهی اوقات می ‌بایست از پیش ‌بینی‌ های اولیه در آن استفاده کنیم.

<پلنگ سیاه> اولین فیلم دنیای سینمای مارول است که ابرقهرمانی سیاه ‌پوست دارد. <پلنگ سیاه> سیاه بودن خود را جشن می‌ گیرد به‌ گونه ‌ای که عموم شخصیت‌ های فیلم چه بزرگ و چه کوچک دارای بازیگران سیاه‌ پوست است. از برخی جهات فیلم یک دهن‌ کجی به نظام سینمایی هالیوود است که از شخصیت‌ های سیاه‌ پوست برای فیلم‌ های جریان اصلی استفاده نمی‌ کند. کارگردان یک قدم دیگر پیش رفته و تغییراتی در کلیشه کلی موجود در این سری فیلم‌ ها به وجود می ‌آورد. بسیاری از فیلم‌ های تحت سلطه سفیدپوستان دارای یک شخصیت سیاه‌ پوست هستند (چیزی که به آنها این اجازه را می ‌دهد تا عنوان کنند که فیلم شان دارای تنوع نژادی است). کوگلر این مساله را با حضور مارتین فریمن به‌عنوان شخصیت سفیدپوست داستان تلافی می‌ کند.

شرور اصلی فیلم، یعنی کیلمونگر عصبانی و انتقام‌ جو، آدم بد متفاوتی است از آن چیزی که ما معمولاعادت داریم تا در فیلم‌ های ابرقهرمانی ببینیم. کیلمونگر با یک انگیزه شخصی برای ایجاد هرج و مرج و استفاده از خشونت به منظور التیام زخم‌ های سیاه‌ پوستان در جهان، تهییج می‌ شود و برای انجام این کار قصد دارد تا از منابع واکاندا استفاده کند. او شیطان نیست؛ در حقیقت فیلم‌ نامه زمان زیادی را صرف بیان تراژدی پیدایش او کرده است. اینکه اگر رفتارهای نامناسب انسان‌ های خوب نبود شاید او تبدیل به چیزی که الان شده است، نمی ‌شد.

در این فیلم از بهترین بازیگران جوان سیاه‌ پوست حال حاضر استفاده شده است. چدویک بوزمن عضو جدید مناسبی برای MCU است و ثابت کرده که لیاقتش بیش از یک نقش مکمل است. مایکل ب. جوردن سومین همکاری‌ اش را با کوگلر انجام داده. لوپیتا نیونگو، دانیا گوریا و لیتا رایت نقش سه زن قوی و با اعتماد به نفس را که در کنار تی چالا می جنگند، بازی می‌ کنند.

<پلنگ سیاه> بی شک بزرگ ‌ترین فیلمی است که تا کنون در MCU ساخته شده و هنگامی که صحبت از بهترین اقتباس از کمیک بوک‌ ها در سینما می ‌شود، باید از آن نیز سخن گفت. گرچه ساختار در سنت ابرقهرمانی ریشه دارد، محصول به ندرت به این طبقه بندی محدود می‌ شود. این فیلم ما را به مکان‌ های جدید می ‌برد و از برچسب عمومی که به بسیاری از فیلم‌ های این ژانر پیوسته است، عبور می‌ کند و تجربه‌ ای را ارائه می ‌دهد که به نوبه خود هیجان‌ انگیز، احساسی و خنده‌ دار است. این اولین فیلم بزرگ سال 2018 است، فیلمی که به احتمال زیاد در پایان سال در میان بهترین‌ ها جای خواهد داشت.

 

رتبه بندی: این فیلم 135  دقیقه ای در آمریکا PG-13  رده بندی شده، و بنابراین تماشای آن در کانادا برای افراد زیر 14 سال ممنوع است. نوجوانان 14 سال به بالا هم تنها می توانند، در کنار یک بزرگتر به دیدن آن بروند.

 

Behnam Marfou

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *