صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / دیدنی های  پرده نقره ای Thor: Ragnarok

دیدنی های  پرده نقره ای Thor: Ragnarok

Leeza

 

 

کارگردان: تایکا وایتیتی

نویسندگان: کریگ کایل و اریک پیرسون

 

نقش آفرینان:

کریس همزورت (Chris Hemsworth)

تام هیدلستون (Tom Hiddleston)

مارک رافالو  (Mark Ruffalo)

کیت بلانشت (Kate Blanchett)

آنتونی هاپکینز (Anthony Hopkins)

بندیکت کامبربتچ (Benedict Cumberbatch)

 

خلاصه داستان:

پس از رخدادهای <انتقام‌جویان: عصر اولتران>، ثور (کریس همزورت)  بدون چکش خود در دنیای دیگر زندانی شده است، اما باید به منظور بازگشت به موقع به آسگارد و جلوگیری از رویداد محتمل الوقوع راگناروک، توسط شخصیت بدذات هلا (کیت بلانشت) در یک مبارزه به سبک گلادیاتورها در مقابل دوست قدیمی ‌اش هالک (مارک رافالو) قرار گیرد.

شروع فیلم این گونه است که <ثور> می فهمد <لوکی> (تام هیدلستون) نمرده است. بعد از اینکه او، <اودین> (آنتونی هاپکینز) را به یک بازنشستگی اجباری در نیویورک فرستاده است، <لوکی> هویت <اودین> را جعل کرده و از مزایای رهبری و قدرت سو استفاده می کند و لذت می برد. برادران که حالا دوباره متحد شده اند به زمین می روند و با کمی کمک از سوی <دکتر استرنج> موقعیت پدر را کشف می کنند. خدای خسته داستان به برادران اطلاع می دهد که آن ها یک خواهر نیز دارند که حالا در آستانه رها شدن از زندان است.

<ثور> که حالا در یک دنیای غریبه سردرگم است، اسیر یک شمشیر زن سابق والکری ها می شود که او را به فردی به نام گرندمستر یا ارباب بزرگ که علاقه زیادی به ذوب کردن افراد با وسایل مختلف دارد می فروشد. او یک سری مسابقات گلادیاتوری را برگزار می کند و تصمیم گرفته است تا از <ثور> به عنوان یکی از شرکت کنندگان این مسابقه استفاده کند، چرا که به نظر او <ثور> بسیار برای این کار مناسب است. بدبختانه <ثور> حس قدیمی فاتح و قهرمان بودن را ندارد؛ در عوض او تنها به یک چیز علاقمند است: هالک خرد کن!. <ثور> می خواهد  راهی برای خروج از این سیاره پیدا بکند و …

 

نقد فیلم:

به نظر می رسد که استودیوی مارول تلاش برای گسترده کردن دنیای سینمایی خود را کاهش داده است. اگرچه که <ثور: راگناروگ> سومین فیلم از دنیای خدایان نورس است و لحن نرم تری نیز دارد و فریبندگی آن نیز از بین رفته، اما همچنان شبیه به نسخه‌ های قبلی است. (فیلم تمامی کلیشه های دیگر درباره همگروه شدن دو ابرقهرمان را بار دیگر تکرار می کند. شگفتی های فیلم بسیار محدود اند و پایان داستان به حدی قابل پیش‌بینی است که حتی اگر همین الان هم آن را بر ملا کنیم، متعجب نخواهید شد). این فیلم به ما نشان می دهد که اگر فیلم‌ هایی که بر اساس کتاب های مصور ساخته می شوند، از فرصت های خود بهره کافی نبرند و سعی در به چالش کشیدن کلیشه‌ ها نداشته باشند، به سوی تباهی حرکت خواهند کرد. تصادفی نیست که بهترین فیلم های ابرقهرمانی دهه گذشته (The Dark Knight، Deadpool  و Logan  ) همگی جاه طلب بوده و دید خاصی داشتند. دیگر فیلم ها درگیر سرگرمی اکشن محور بدون نتیجه خاصی شده اند. چیزی که در ابتدای دنیای سینمایی مارول بسیار جذاب بود، حالا رنگ باخته است و جذابیت خود را از دست داده است. اگرچهThor: Ragnarok    سعی می کند با اضافه کردن کمی لحن شوخی و طنز این جریان را کمی تغییر بدهد.

از آنجایی که در حال حاضر وضعیت سینمای جهان به گونه ای است که ساختن فیلم هایی بر اساس تنها یک ابر قهرمان امر بسیار محالی است، خدای رعد داستان ما یعنی <ثور> نیز باید با چند تن از رفقایش همراه بشود تا در این مسیر تنها نباشد. این دفعه، این فرمول فیلم سازی <ثور> حالا موکوتاه را با هیولای سبز گنده یعنی <هالک> (مارک رافالو با جلوه های ویژه) همراه کرده است. دو شخصیت و ابرقهرمان دیگر از دنیای سینمایی مارول نیز در این فیلم حضور دارند، اگرچه حضور آن ها بسیار کوتاه است. بندیکت کامبربچ با حضورش به ما یادآوری می کند که <دکتر استرنج> همچنان در این دنیا حضور دارد و <بیوه سیاه> با بازی اسکارلت جوهانسون نیز حضور بسیار کمرنگی دارد، به حدی که آرزو می کنید کاش کمی بیشتر در فیلم حضور داشت. البته باز هم حضور وی بهتر از نقش ناتالی پورتمن به عنوان معشوقه <ثور> یعنی <جین> است. در کل فیلم اسمی از او برده نمی شود. این مسئله نتیجه طبیعی خارج شدن یک بازیگر از دنیای سینمایی مارول است.

به عنوان نوعی قانون، فیلم های سینمایی مارول همیشه لحن ملایم تری به نسبت رقبای خود در دنیای سینمایی <دی سی> داشته اند. حتی تاریک ترین فیلم دنیای سینمایی <مارول> هم نزدیک به کاری که زک اسنایدر اخیرا در دنیای سینمایی <دی سی> انجام داد، نمی شود. هیچ کدام از فیلم های قبلی این سری تا به این اندازه شوخ طبع نبوده اند.

متاسفانه هیچ فیلم ابرقهرمانی نمی تواند با تکیه بر کمدی به تنهایی موفق شود و وقتی وارد فاز اکشن فیلم می شویم، که مایه و بنیه هر فیلم ابرقهرمانی هستند، فیلم شما را ناامید می کند. از منظر تکنیکی اگر نگاه بکنیم شاید بتوان کمی از برخی صحنه ها مثل صحنه ابتدایی فیلم یا نبرد گلادیاتوروار <هالک> و <ثور> در اواسط فیلم رضایت داشت، اما باقی فیلم و صحنه های اکشن آن بسیار قابل پیش بینی بوده و صرفا جولانگاه جلوه های ویژه محسوب می شوند. اکشن های فیلم در موارد بسیار معدود سرگرم کننده هستند. شرکت کنندگان در مبارزات به جای اینکه شخصیت های شناخته و پرداخته شده در داستان باشند بیشتر سیاهی لشگر هستند.  

کسانی که منتظر پیدا کردن سر نخ هایی از قسمت بعدی انتقام جویان هستند، تا اواسط تیتراژ پایانی به خواسته خود نخواهند رسید. فیلم <ثور: راگناروک> را می توان به فیلمی شبیه دانست که فضا را برای ساخت فیلم های بعدی فراهم می کند، نه فیلمی که خود قدمی رو به جلو در داستان محسوب بشود. این فیلم شما را برای نقطه اوج داستان که مدت ها پی ریزی شده است، آماده می کند. به عنوان یک فیلم مستقل می توان آن را شبیه به هر یک از دیگر فیلم های ابرقهرمانی مارول در چند وقت اخیر دانست؛ سرگرم کننده، بیش از حد طولانی و اکثرا فراموش شدنی.

 

رتبه بندی: این فیلم  130 دقیقه ای در آمریکا PG-13 رده بندی شده، و بنابراین تماشای آن در کانادا برای افراد زیر 14 سال ممنوع است. نوجوانان 14 سال به بالا هم تنها می توانند، در کنار یک بزرگتر به دیدن آن بروند.

 

town-country-bmw3

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *